حقوقي مردم منطقه تأثير زيادي در افزايش مشارکت آنان دارد.
در باب اسکان غيررسمي مقالات داخلي و خارجي متعددي به چاپ رسيده است که تعدادي از آنها در ادامه عنوان شده اند.
جان ابوت در مقاله اي با عنوان ” تدوين يک چارچوب برنامه ريزي مبتني بر روش(روش گرا) براي ساماندهي اسکان غيررسمي” که در سال 2002 ميلادي تهيه کرده است، ارتقاء سکونتگاه هاي غيررسمي را يک فرآيند مي داند. هدف از اين مقاله تدوين چارچوب برنامه ريزي است که بتواند پس از ارائه مبنايي براي توسعه عمومي رويکرد روش گرا، به ارتقاء و ساماندهي اسکان غيررسمي بيانجامد. جان ابوت در اين مقاله استدلال کرده است که مسأله اين سکونتگاه ها تنها فقر نيست بلکه محروميت اجتماعي يکي از موضوعات آسيب پذيري آنها مي باشد. بنابراين بايد يکپارچگي اجتماعي در سکونتگاه هاي غيررسمي ايجاد شود، که اين موضوع به تنهايي با ارتقاء کالبدي و فيزيکي بافت تحقق نخواهد يافت. در کل مي توان گفت اين مقاله، اجرايي شدن ارتقاء اسکان غيررسمي را مشروط به اين موضوع مي داند که تمامي تحولات فيزيکي(کالبدي)، اجتماعي و اقتصادي بايد در سطوح مقياسي مختلف بررسي و تحليل گردد.
همچنين جان ابوت در سال 2003 ميلادي در مقاله اي ديگر با عنوان” استفاده از GIS در ارتقاء اسکان غيررسمي: نقش و تأثير آن بر جامعه و دولت هاي محلي”، نقطه شروع به رسميت شناختن و ارتقاء سکونتگاه هاي غيررسمي را استفاده از فن آوري هاي اطلاعات مکاني مي داند. هدف اين نوشته به روز رساني اطلاعات فيزيکي(کالبدي) جامعه محلي و به طور هم زمان توسعه اجتماعي و اقتصادي آن مي باشد که GIS زمينه يکپارچه سازي اطلاعات مکاني و اجتماعي، يعني ارتباط داده هاي فيزيکي مربوط به سکونتگاه هاي غيررسمي با داده هاي مربوط به افرادي که در اين سکونتگاه ها زندگي مي کنند، را فراهم مي کند. در واقع در اين روش امکان ثبت هر يک از تغييرات فيزيکي(کالبدي)، اجتماعي و اقتصادي وجود دارد و به عنوان يک فرآيند مداوم عمل مي کند که مي تواند به صورت يک روش قابل تکرار براي انواع سکونتگاه هاي غيررسمي مطرح گردد.
مقاله “ارائه خدمات شهري در سکونتگاه هاي غيررسمي، مطالعه موردي: کامپونگ پناس تانگول در جاکارتا” که توسط وينيانتي و هيراکلس لنگ در سال 2004 ميلادي تهيه شده، زندگي مردم فقيري که بدون مجوز دولت بر روي زمين هاي فاقد امکانات و خدمات شهري سکني گزيده اند، و هر لحظه امکان اخراج آنها وجود دارد، را بررسي مي کند. و به اين نتيجه رسيده است که ارائه خدمات شهري مي تواند زمينه امنيت تصرف زمين را براي ساکنين به همراه آورد. اين مقاله نشان مي دهد ادراک مثبت از امنيت تصرف زمين، مي تواند در تشويق جامعه به سرمايه گذاري در اين سکونتگاه ها مؤثر باشد و همچنين سازمان هاي غيردولتي(NGOs) مهمترين نقش را در بسيج منابع جامعه و به وجود آوردن اطمينان در سکونتگاه هاي غيررسمي کشورهاي در حال توسعه دارند.
از بين مقالات داخلي انجام شده در مورد اسکان غيررسمي مي توان به مقاله دکتر مجتبي رفيعيان که با همکاري مرتضي توکلي و هانيه هودسني با عنوان ” کاربرد متدولوژي گروه هاي بحث در مطالعات توانمندسازي محلات غيررسمي شهري- نمونه موردي: شهر بندرعباس” در سال 1385تهيه شده است، اشاره کرد. هدف از انجام اين تحقيق بررسي و شناخت پروفيل اجتماعي محلات غيررسمي شهرها جهت تنظيم برنامه ها، دستيابي به عمق شرايط اجتماعي و واقع گرا نمودن مسائل تحليل ها بوده است. اين تحقيق پس از بررسي به اين نتيجه رسيده است که پيچيدگي و درهم آميختگي مسايل در عرصه امور اجتماعي، ضرورت استفاده توأم از روش هاي درک مسئله و تبيين علمي آنها را طلب مي کند، که در اين راستا تکنيک گروه هاي بحث از جمله ابزارهاي مفيدي است که امروزه بعنوان يکي از روش هاي قابل قبول در عرصه مسئله شناسي شهري از آن ياد کرد. با استفاده از تکنيک گروه هاي بحث در اين تحقيق، علاوه بر مسائل ظاهري، به تدريج عواملي مانند بيکاري، فقر فرهنگي و احساس وجود تبعيض بين مردم شهر، که همگي بر ايجاد فقر در محلات تأثيرگذار و از ديد ساکنين علت اصلي تمام مشکلات محله هستند، شناسايي شده است.
مقاله بعدي که توسط حسين حاتمي نژاد، فرنک سيف الديني و محمد ميره با عنوان “بررسي شاخص هاي مسکن غيررسمي در ايرن- نمونه موردي: محله شيخ آباد قم” در سال 1385تهيه شده، سعي دارد با تأکيد بر شاخص هاي مسکن به بازنمايي برخي از ويژگي هاي اسکان غيررسمي به عنوان يک آسيب کالبدي که نمودي از بازتاب فيزيکي نابرابري اجتماعي است بپردازد. اين تحقيق با بررسي تطبيقي شاخص هاي کمي و کيفي مسکن در سکونتگاههاي غيررسمي با سکونتگاههاي رسمي و شهر مادر، به اين نتيجه رسيده است که مسکن در اين سکونتگاهها داراي وضعيت نابهنجار و نامتعارفي است اما با مطالعه ويژگيهاي اسکان غيررسمي در ديگر کشورها، نتيجه گرفته است که اسکان غيررسمي در ايران، به دليل وجود خدمات اساسي مورد استفاده ساکنين و برخورداري از شاخص هاي مسکن، داراي شرايط بسيار مساعدتر و بهتري نسبت به اين پديده در ديگر کشورهاي جهان سوم مي باشد. بنابراين ساماندهي اسکان غيررسمي در ايران بسيار آسان تر از ديگر جوامع است.
با توجه به اينکه تحقيق حاضر به بررسي تطبيقي توانمندسازي سکونتگاه هاي غيررسمي در دو محله چاهستانيها (سکونتگاه يأس) و سورو (سکونتگاه اميد) بندرعباس و ارائه سياستها و راه حل هاي متفاوت مي پردازد بنابراين مي توان در ارتباط با پيشينه تحقيق موضوع مورد نظر به مقاله ا
ي با عنوان “يأس و اميد در سکونتگاههاي غيررسمي (نمونه موردي شهر کرمانشاه)” نوشته کيومرث ايراندوست و مظفر صرافي(1386) اشاره کرد. نويسندگان در اين مقاله به اين نتيجه رسيده اند که براي سکونتگاههاي غيررسمي يأس و اميد بايد رويکرد بهسازي و توانمندسازي متفاوتي در نظر گرفت.
مقاله دکتر پرويز پيران به نام ” از اسکان غيررسمي تا اسکان نايابي، (در جستجوي راه حل)” در سال 1387 نوشته شد. در اين مقاله دکتر پيران سکونتگاههاي غيررسمي را با توجه به روند تکامل و پيشرفت به دو دسته سکونتگاه هاي اميد و يأس تقسيم مي کند و آنها را به عنوان راه حل هايي جهت اسکان افراد کم درآمد و فقير در نظر مي گيرد، همچنين سکونتگاه هاي يأس که هيچ اميدي به بهسازي آنها نيست را تنها راه حل جلوگيري از اسکان نايابي و خيابان خوابي افراد فقير مطرح مي کند .
البته مفهوم “آلونک هاي اميد” (محله هاي فقيرنشين اميد) و “آلونک هاي يأس” (محله هاي فقيرنشين نوميدي) را براي نخستين بار اوائل دهه 1960 استاکس (stokes) ارائه کرد . وي در مقاله اي با طرح اين دو اصطلاح به ترسيم مرز مشخصي بين جوامع فقير موفق (رو به ترقي) و ناموفق (رو به زوال) پرداخت .

15-2- جمع بندي و چارچوب نظري تحقيق

اسکان غيررسمي به عنوان پديده اي که معلول توسعه فيزيکي شتابان و نامتعادل شهرها و چالشي فراروي توسعه پايدار شهري است مطرح مي باشد. اين نوع اسکان که درون يا مجاور شهرها با بافت کالبدي نابسامان و خودرو شکل گرفته است، به لحاظ اجتماعي و اقتصادي بيشتر ساکنان آن از اقشار کم درآمد بوده که با داشتن سطح تحصيلات پايين در فعاليت هاي غيررسمي اشتغال دارند. در واقع اسکان غيررسمي با داشتن مسائل و مشکلات حاد کالبدي، اجتماعي و اقتصادي، با بقيه شهر تفاوت زيادي دارد، که بهبود اين وضع مستلزم ساماندهي و توانمندسازي اين سکونتگاهها مي باشد.
صاحبنظران، مديران و برنامه ريزان شهري در برخورد با پديده اسکان غيررسمي ديدگاه هاي متفاوتي را مطرح کرده اند. اين ديدگاه ها با توجه به اهداف به دو دسته ديدگاه هاي علت گرا و راه حل گرا تقسيم بندي مي شوند. ديدگاه هاي ليبرال، راديکال و جامعه گرايان جديد جزء ديدگاه هاي علت گرا هستند که به دنبال شناسايي علت و عوامل شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي مي باشند. ديدگاه ليبرال با نگاهي خرد، عوامل دروني را در شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي دخيل مي داند. ديدگاه راديکال برخلاف ديدگاه ليبرال، عوامل بيروني و الگوي توسعه وابسته و برونزا و جريان صنعتي شدن وابسته را به عنوان عامل شهرنشيني شتابان و شکل گيري اسکان غيررسمي مطرح مي کند. اما ديدگاه جامعه گرايان جديد پيدايش سکونتگاههاي غيررسمي و حاشيه اي را ناشي از عملکرد روند طبيعي تضاد ميان کار و سرمايه مي دانند.
شناسايي علت و عوامل شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي به تنهايي نمي تواند اوضاع اين سکونتگاهها را بهبود بخشد، که اين موضوع صاحبنظران و برنامه ريزان شهري را بر آن داشت تا به دنبال راه حلي براي بهبود اين نوع اسکان باشند و در اين ميان ديدگاه هاي راه حل گرا مطرح گردد. ديدگاه هاي مسأله گرا، بنيادگرا و هدفگرا به عنوان ديدگاه هاي راه حل گرا هستند که هرکدام راه حلي را در برخورد با اسکان غيررسمي مطرح مي کنند. ديدگاه مسأله گرا همانطور که از اسمش پيداست به اين نوع اسکان به عنوان يک مسأله مي نگرد و معتقد است اين سکونتگاهها بايد به صورت طبيعي و خودکار با گذر زمان بهبود يابند، و در جايي ديگر برخورد قهري و تخريب اين سکونتگاهها را چاره اين مسئله مي داند. اما بنيادگرايان از آنجايي که ريشه و بنياد پيدايش سکونتگاههاي غيررسمي را عوامل برونزا مي دانند، برخورد مقطعي و موردي را کارساز نمي دانند و از نظر آنان راه حل اين مسئله، تغيير در ساختار اقتصادي و سرانجام تغيير بنيادين جوامع مي باشد. کامل ترين و جامع ترين ديدگاه راه حل گرا، ديدگاه هدفگرايان است که اين ديدگاه با قبول پديده اسکان غيررسمي به عنوان يک واقعيت موجود، بدنبال ساماندهي و توانمندسازي اين سکونتگاهها با توجه به پتانسيل ها و نقاط قوت آنها مي باشد.
البته اجرايي شدن تمامي اين ديدگاه ها در قالب رويکردهاي اجرايي امکانپذير مي باشد که به همين منظور رويکردهاي متفاوتي در برخورد با پديده اسکان غيررسمي تجربه گرديده و در طول زمان تکامل يافته است. مانند رويکردهاي ناديده انگاري، حذف و تخليه اجباري که در قالب ديدگاه مسأله گرا، به عنوان ديدگاه هاي مخالف، اجرا گرديده و با شکست مواجه گشتند. رويکردهاي مسکن عمومي، زمين و خدمات، خودياري، ارتقاءبخشي(بهسازي) و نيز توانمندسازي همگي بر اساس ديدگاه هدفگرايان به اجرا درآمده اند. اما از آنجايي که اين رويکردها بعضي از جوانب را درنظر نگرفته بودند، عليرغم موفقيت مقطعي، يکي پس از ديگري مردود شده و جاي خود را به رويکرد بعدي داده اند و به اين ترتيب سير تکاملي را طي کرده اند، که در حال حاضر رويکرد توانمندسازي، به عنوان کامل ترين رويکرد اجرايي مطرح مي گردد. در رويکرد توانمندسازي، دست يابي به فرآيند رسيدن به محصول مهم تر تلقي شده و راه و فرآيندي به کار گرفته مي شود که طي آن مشارکت مردمي و ارتقاء ظرفيت هاي اجتماعات محلي در اسکان غيررسمي نهادينه شود.
با توجه به ديدگاه ها و رويکردهاي متفاوت مطرح شده، اين تحقيق بر آن است که در قالب ديدگاه هدفگرا و با استفاده از رويکرد توانمندسازي به عنوان جامع ترين رويکرد حاضر، به ساماندهي بافت هاي مسئله دار شهري بپردازد
. از آنجايي که در رويکرد توانمندسازي فرآيند رسيدن به محصول مهم تر است، بنابراين براي اجرايي شدن سياست توانمندسازي از رويکرد اجتماع- محور به عنوان رويکردي که بر مشارکت اجتماع محلي در فرآيند تصميم سازي تأکيد مي کند، استفاده شده است.
مشارکت به عنوان نکته کليدي در رويکرد اجتماع- محور، ابزاري است براي افزايش فرصت حضور مردم در فرآيند تصميم گيري، به طوري که از فعاليت هاي خود منتفع شوند. در مشارکت، ظرفيت سازي براي گروههاي خاص(گروههاي سني و جنسي) و نيز ظرفيت سازي نهادي بسيار با اهميت است. در واقع ظرفيت سازي استفاده از ابزارهايي است که بتواند منافع بلندمدت اجتماعات به ويژه گروه هاي کم درآمد را مدنظر قرار داده و فضاي قانوني را براي دسترسي آنها به محيط سکونتي مناسب، امنيت، اشتغال و ديگر نيازهاي اصلي فراهم نمايد، و همچنين از حقوق مربوط به مالکيت زمين، نگهداري و ارتقاي سرمايه هاي فيزيکي و خدماتي وجود در محلات کم درآمدنشين حمايت نموده و آن را تقويت نمايد. يکي از ابزارهايي

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید