دانلود پایان نامه

ی در نظر بگیرند. هرچه قدر کسب و حفظ تابعیت مضاعف ساده تر باشد، در صد نیروهای مشمول برای خدمت نظام وظیفه متشکل از افراد با تابعیت مضاعف نیز بیشتر خواهد شد و بنا بر این اشتیاق دولت برای فراگیری آنها بیشتر خواهد شد. علی رغم وجود این ارتباط به منظور این که بحث مان را مدیریت کنیم تمرکزمان بر این است که فرض کنیم هیچ تغییر بزرگی در قوانین مربوط به تابعیت مضاعف رخ نمی دهد وباید این را در نظر بگیریم که چه چیزی در حقوق وتکالیف مربوط به خدمت سربازی افراد با تابعیت مضاعف می بایستی در پرتو قوانین موجود باشد. چنانچه اول سعی کنیم یک سری موضوعات عمومی از پارامترهای مربوط به سیاستگذاری در این زمینه را مد نظر قرار بدهیم سودمند خواهد بود و البته نباید ادعا کنیم که چنین چهار چوبی که در ذهن مان ترسیم می کنیم کامل است و بر اساس یک سری اصول این چهار چوب را بر مبنای مشاهدات ذهنی ترسیم می کنیم :
1 (هر دولت مستقل دارای حاکمیت حق دارد که از خودش دفاع کند و نیازهای امنیت ملی و دفاعیش را تعیین کند. بنابراین آن دولت می بایستی قادر باشد که به اندازه کافی نیروهای نظامی را به خدمت فرا بخواند و هر کس را که به نظرش می تواند تهدید علیه امنیت ملی یا به نحوی می تواند میزان کاربری عملیات نظامی ارتشی اش را تحت تاثیر سوء قرار بدهد و به آن صدمه بزند،استثنا کند .
2) سیاست های تهیه فهرست خدمت سربازی برای کسانی که اشتیاق دارند در ارتش خدمت کنند بایدعادلانه باشد .
3) سیاستهای مربوط به نظام وظیفه و خدمت زیر پرچم می بایست عادلانه باشد و برای کسانی که ملزم هستند به خدمت سربازی بروند ، نباید به صورت بیگاری و خسته کننده باشد.
4) اگر چه دفاع نظامی یکی ازامتیازات ویژه ی هر دولت مستقل دارای حاکمیت است ، اما تصمیمات استراتژیک راهبردی مشخصی هستند که می توانند در این زمینه مارا به یک توافق بین المللی برسانند. این تصمیم گیری راهبردی می تواند شامل موافقت نامه ای به منظورارتقاء هماهنگی میان کشورها و دولتها باشند و به نحوی باعث ارتقاء امنیت کشورها شوند که به آن میثاقهای دفاعی مشترک و دوجانبه می گویند که یکی از بدیهی ترین مثالهای این موضوع می باشند. وضعیتهایی که در آن رفتار مشابهی مورد نظر و مطلوب است به خاطر درخواستهای متفاوت یا قوانین داخلی متعارض که مشکلات بی شماری بر افراد بار می کنند، ( مثلاً تکلیف مربوط به خدمت سربازی مضاعف )، و موافقت نامه هایی که برای حمایت از حقوق بین الملل بشر منعقد می شوند مورد نظر می باشد . در هر یک از چنین مواردی، انتخابهای موجود از کنوانسیون های چند ملیتی کلان گرفته تا موافقت نامه های منطقه یا موافقت نامه های دو جانبه را می تواند در بر بگیرد.
5) دولتها اغلب نیازمند این تصمیم گیری هستند که فرد دارای تابعیت مضاعف در کدام یک از دولتهای متبوع مجاز به خدمت یا ملزم به خدمت سربازی باشد. اینکه آیا یک چنین تصمیمی در سطح داخلی یا در سطح بین المللی گرفته می شود، یکی از فاکتور های مربوطه درآن تعیین محل اقامت عادی فرد دارای تابعیت مضاعف است. این ترتیب خیلی قابل فهم است و در بسیاری از موافقت نامه های دو جانبه و چند جانبه بین المللی راجع به بحث تابعیت مضاعف وخدمت سربازی منعکس شده ودر قسمت بعد هم به آن می پردازیم .
در این قسمت می خواهیم خدمت سربازی افراد دارای تابعیت مضاعف را با تصمیمات سیاسی به چهار دسته تقسیم کنیم : نظام وظیفه داوطلبانه توسط افراد دارای تابعیت مضاعف ، فراخوانده شدن به خدمت اجباری سربازی توسط افراد دارای تابعیت مضاعف،از دست دادن یکی از تابعیت ها به دلیلی مرتبط با انجام خدمت سربازی، فرزند خواندگی برای وضعیت هایی که شامل درگیری های مسلحانه بین دو دولت متبوع فرد دارای تابعیت مضاعف می باشد . در این موارد تلاش خواهد شد که موضوعات مهم و انتخاب های پیش رو و هم چنین نقاط قوت و ضعف انتخاب ها شناسایی شود. در بعضی از موارد هم موضع به نفع انتخاب های خاصی گرفته می شود. در بحث ما ، بستگی به خود خواننده دارد که بین تابع های مختلف قضاوت کند.

قسمت اول : خدمت داوطلبانه سربازی توسط افراد دارای تابعیت مضاعف
معیار مجاز بودن برای انجام خدمت سربازی بر اساس تابعیت در حد زیادی از یک کشور به کشور دیگر تفاوت دارد. اما تابعیت مضاعف به ندرت می تواند معیار عدم کفایت برای انجام خدمت سربازی تلقی شود. در ایالات متحده آمریکا افراد دارای شهروندی و تابعیت آمریکا و حتی بیگانگان می توانند بطور قانونی به عنوان مقیمان دائم پذیرفته بشوند و اسمشان در لیست خدمت سربازی برود12 و هیچ قانونی هم افراد دارای تابعیت مضاعف را منع نمی کند . در واقع فهرست گذاری نام افرادی با پیوند های واقعی خارجی، همیشه یک عنصر مهم در سیاستگذاری نظامی ایالات متحده آمریکا بوده است. همانطور که پروفسور ری کا زلاواسکی مطرح کرده، در اواسط قرن نوزدهم، اکثریت سربازان ایالات متحده آمریکا متولد خارج از کشور بوده اند، بعضی از آنها دارای تابعیت مضاعف بوده اند، بعضی از آنها فقط تابعیت ایالات متحده آمریکا را داشته اند و بعضی هم اتباعی بوده اند که تابعیت آمریکا را کسب کرده بودند و بعضی هم بیگانه بوده اند13. امروزه در قبال خدمت سربازی در نیروهای نظامی توسط شهروندان بیگانه ای که مقیم دایم ایالات متحده آمریکا هستند حفوق و مزایا هم داده میشود به خاطر اینکه مدت زمان لازم برای اقامت در آمریکا جهت کسب تابعیت آمریکا کاهش پیدا کرده است.
به همین منوال، قوانین ایالات متحده آمریکا هیچ منع حقوقی غیرارادی را بر بحث تابعیت مضاعف به منظور خدمت کردن به عنوان یک افسردر ارتش منظور نمی کند. اغلب در مواردی یک مانع عملی در سر راه وجود دارد به خاطر اینکه یک فرد دارای تابعیت خارجی می تواند صدور گواهی امنیتی را با مشکلات پیچیده ای روبرو کند 14، که البته این هم به نوبه خود برای کسب مــوقعیت افسری در ارتش آمـریکا لازم است15. در کانادا، شهروندی یک شرط حقوقی و لازم برای خدمت عادی نظام وظیفه است 16 اما مهاجرانی
_________________________
12) http://web7,whs.osd.mil/pdf/dl30426p.pdf, at E.1.2.2(1993).
13) Koslowaski 1997, op.cit,p.3; in:Stephan.H.Legomsky. Dual nationality and military service. op.cit.p.86;in: David A. Martin, Kay Hailbronner. Rights and duties of dual nationals. 2003. illustrated .Kluwer Law International. 397 pages
14) http://books.usapa.belvoir.army.mil./cgi-bin/bookmgr/BOOKS/R380-67/3.614.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

15) http://books.usapa.belvoir.army.mil/cgi-bin/bookmgr/BOOKS/R.660_819.
16) http://www.dnd.ca/menu/menu/answers_e.htm.
که از طریق خاک وارد کانادا شده اند می توانند در نیروهای ذخیره خدمت کنند ( البته نه به عنوان افسر)17.
مجدداً باید تاکید کنیم که هیچ منعی در افراد با تابعیت مضاعف وجود ندارد. در بریتانیا و انگلیس نیروهای مسلح ، شهروندان کشورهای مشترک المنافع را که در واقع اتباع بریتانیا محسوب می شوند، قبول می کنند ( مثلاً شهروندان ایرلندی) . اما از نظر عددی تعداد کمی از بیگانگان را به عنوان خدمت سربازی قبول می کنند18. فقط شهروندان کشورهای مشترک المنافع یا ایرلند می توانند به درجات افسری برسند 19، اما مجدداً باید تاکید کنیم که تابعیت مضاعف هیچ کجا به عنوان یک عاملی که از یک تبعه خارجی برای خدمت درنظام وظیفه سلب صلاحیت بکند ، فهرست نشده است. قوانین آلمان به آلمان ها اجازه می دهد (که به آن شهروندی آلمان می گویند و چند مورد دیگر) که اسمشان در فهرست ارتش آلمان آورده شود.همچنین قوانین آلمان به وزارت دفاع اجازه می دهد که بیگانگان را درزمانی که وضعیت ضروری عمومی درکشور وجود دارد بپذیرد . در این قانون هیچ قیدی مبنی بر این که تابعیت مضاعف به عنوان عامل عدم صلاحیت مطرح شده باشد وجود ندارد. قانون ترکیه هم تا حدودی سختگیرانه تراست و داشتن شهروندی ترکیه و تابعیت ترکیه را به عنوان پیش شرط انجام خدمت سربازی الزام کرده است20.هنوز هم هیچ ماده ی قانونی وجود ندارد که شهروندان دارای تابعیت مضاعف را از خدمت سربازی منع کرده باشداما داشتن شهروندی تابعیت ترکیه شرط شده است.
تنها کشوری که می شناسیم که تابعیت مضاعف را به عنوان شرط احراز عدم صلاحیت از انجام نظام وظیفه مطرح کرده باشد کشور مکزیک است این شرط احراز عدم صلاحیت در سال 1998 تا حدودی ظاهر شد که اعضاء نیروهای مسلح مکزیک را ملزم می کرد که حتماً باید شهروندی و تابعیت مکزیک رااز طریق تولد در مکزیک داشته باشند و همچنین نباید هیچ تابعیت خارجی را بعد از تولد کسب کرده باشند21.
______________________
17) http://www.recruiting.dnd. ca/cgi-bin/show_jobs.pl.
18) http://www.army.mod.uk/cgi-bin/netoutcome.exe?redeye_url-army/recruit/soldier/entry.html; Last visited on 26 feb 2014.
19) ;http://www.royal.navy.mod.uk/marines/join.html; http://www.raf-careers.com/brief/selection/index.html.
20) Constitution of Republic of Turkey, art. 72 http://tbmm.gov.tr/develop/pwa/anayasa.iki; Turkish Military Code of 1927, Law No 1111, art. 1(June 21, 1927).last visited on 28 feb 2014.

21) , and in a publication of the Mexican Secretary of Foreign Relations, NoPerdida de Nacionalidad, http://www.quicklink.com/mexico/gob98mar/nacional.html.
بطور خلاصه می توانیم بگوییم که اکثرکشورهایی که در بالا ذکر شدند تامین نیروهای مسلح شان را منحصراً از میان اتباع خودشان انجام می دهند. اگر چه بعضی از آنها اجازه می دهند که بعضی از خارجی های خاص بتوانند در ارتش شان خدمت کنند. فقط مکزیک هست که افراد دارای تابعیت مضاعف را از ورود در لیست خدمت داوطلبانه ارتش این کشور منع می کند. همه کشورها ظاهراً داشتن تابعیتشان را به عنوان پیش شرط پستهای افسری ارتش مطرح کرده اند اما هیچکدام ( به استثناء مکزیک) صراحتاً افراد با تابعیت مضاعف را از پستهای افسری منع نکردند. حد اقل در ایالات متحده آمریکا تابعیت مضاعف می تواند به عنوان مانعی برای تا یید ارزیابی امنیتی آن فرد به منظور ورود در ارتش تلقی بشود که آنهم یک پیش شرطی برای پستهای افسری است.
در مقایسه با سیاستهای نظام وظیفه که در بخش بعدی مطرح می کنیم به نظر نمی رسد که هیچ دلیلی وجود داشته باشد که سیاستهای دولتها مربوط به بحث خدمت نظام وظیفه داوطلبانه افراد با تابعیت مضاعف اگرچه از طریق قوانین داخلی نتواند به صورت یک جانبه انجام شود. اصولاً دولتها در اینکه سایر دولتها به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه بدهند اسمشان در لیست خدمت داوطلبانه برود یا خیر، نفع کمی دارند.
حد اقل دو هشدار وجود دارد که چه کسی به این موضوع توجه می کند؟ اما اصولا هر دو هشدار متزلزل هستند. تصمیم یک دولت برای اینکه به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه ورود در فهرست خدمت داوطلبانه در نیروهای مسلح داده شوند، می تواند ستاد نظام وظیفه اجباری سایر دولتهایی که آن فرد تابعیتش را دارد، را تحت تاثیر قرار بدهد. اگر دولت دوم ، اتباع خودش از جمله افراد دارای تابعیت مضاعف را به خدمت فرا بخواند ، ممکن است بــه خدمت مضاعف خسته کننده (یعنی افرادی که قبلاً بصورت داوطلبانه خدمت سربازی را در یکی دیگر از کشورهایی که تابعیتش را دارند انجام داده اند)، توجه بکند وبنا بر این لازم است تشخیص بدهد که افراد دارای تابعیت مضاعف را از خدمت سربازی معاف کند. به نظر نمیرسد که این وضعیت دلیل کافی برای تشخیص مصلحت دولت محل اقامت فرد باشد که بخواهد به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه بدهد که خدمت سربازی انجام بدهند یا ندهند.
هشداردوم به تصمیمات یک دولت که اجازه بدهد یا ندهد که افراد دارای تابعیت مضاعف وارد لیست خدمت داوطلبانه ی سربازی بشوند یا نشوند ، مربوط میشود . اگر یک فرد دارای تابعیت مضاعف دولتهای x و y ، دردولت x اقامت داشته باشد و دولت x فرد دارای تابعیت مضاعف را از انجام خدمت سربازی در ارتش اش منع کند ، دولتy می تواند بر این اساس اعتراض کند که دولت x بطور تبعیض آمیزی فرصتهای مشاغل نظامی را نسبت به اتباع دولت y منع کرده تا جایی که به نحو مشابهی هم دولت y می تواند اعتراض کند اگر دولت x در قبال اتباع دولت y به نحو دیگری تبعیض قائل شود . یک چنین اعتراضی خیلی مهم نیست. به خاطر اینکه فقط یک شغل خاص می تواند در دسترس عموم نباشد در صورتیکه دولت x اعتقاد داشته باشد که حضور اتباع خارجی در ارتش اش به صورت غیر ارادی ممکن است امنیت ملی اش را مورد خطر قراردهد و به همین اعتقاد باید توسط دولتهای دیگر به عنوان یک امتیاز حاکمیت دولت x تحمل بشود.
با این فرض می بایستی در چهارچوب قلمرو حاکمیت یک دولت باشد که به صورت یکجانبه تصمیم بگیرد که آیا به افراد با تابعیت خارجی که وارد لیست خدمت سربازی در ارتش نیروهای نظامیش شوند اجازه بدهد یا ندهد ؟ سوال بعدی این است که آیا دولتها آنقدر عاقل هستند که این کار را انجام بدهند ؟ بحث بالا این موضوع را مطرح می کند که دولتها عموماً به اتباع خارجی اجازه خدمت می دهند. اگر آن سیاستها باعث ایجاد هرگونه مشکلی شوند ،آشکارا و معلوم نیستند.همانطور که آشکار است اگر آن مسائل و مشکلات کار راخراب نکنند باعث بهتر شدن آن هم نمی شوند . به علاوه از آنجا که بسیاری از دولتها به برخی از بیگانگان مقیم اجازه ی ورود به لیست خدمت نظام وظیفه شان را می دهند و از آنجا که بیگانگانی (جز افراد بی تابعیت) که اتباع دولتها ی خارجی هستند،دلیل کمتری وجود دارد که گنجاندن نام آنها را در لیست خدمت سربازی مورد سوال قرار دهیم (یعنی وفاداری کسانی که هم تابعیت آن کشور را دارند و هم تابعیت کشور دیگر را دارا هستند )
به هر صورت این تصمیم که آیا به اتباع خارجی اجازه داده می شود که در لیست فهرست نیروهای مسلح قرار بگیرند، بیان کننده و منعکس کننده چند ملاحظه است که به طور غیر قابل اجتنابی از یک کشور به کشور دیگر فرق می کند . یقیناً یک دولت می خواهد نیازهای پرسنلی کل ارتش خود را در نظر بگیرد. اینها عواملی است که ماهیت ملزومات دفاعی عمومی دولت را تعیین می کند که به نوبه خود به جغرافیای آن کشور و روابط خارجی آن دولت و به منابع اقتصادی اش و هرگونه عامل دیگر که بتواند احتمال تهاجم و تجاوز خارجی و احتمال شورش داخلی را تحت تاثیر قرار دهد، وابسته است. همچنین یک دولت بیشترین میزان تکیه به پرسنل خودش را به صورت جداگانه نسبت به مسائلی مانند بحث فن آوری و هنجار های سیاسی و فلسفی وفرهنگی وتعهدات شهروندی و تابعیت وبه خصوص بحث نظام وظیفه واندازه و مهارتهای نیروهای داوطلب موجود و در دسترس و همچنین روابط دولت با دولتهای خاصی که در تعداد ی از افراد دارای تابعیت مضاعف شریک اند را در ن
ظر خواهد گرفت . حتی این فهرست مفروز ناقص از عوامل ، نیاز به تصمیمات بین یک دولت و دولت دیگررا که آیا اجازه بدهد که افراد باتابعت مضاعف در فهرست خدمت داوطلبانه آن کشور ها وارد بشوند یا نشوند ، را نشان می دهد.
قسمت دوم : خدمت نظام وظیفه افراد دارای تابعیت مضاعف
در بحثهای راجع به تابعیت مضاعف بحث خدمت نظام وظیفه اجباری مهمترین ملاحظه و نگرانی عملی بوده که تا به حال بیان شده است . از نظر تاریخی مشهورترین مثال مربوط است به سیاست بریتانیایی ها مبنی بر توقیف افراد متولد بریتانیا و همچنین مردانی که تابعیت آمریکا را در دریای آزاد کسب کرده بودند و اجبار آنان به خدمت در نیروی دریائی بریتانیا که سیاستی بود که منجر به جنگ سال 1812 شد22. می توان گفت که مشکل واقعی در آن زمان مفهوم

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید