توليد را با استفاده از تابع کاب ـ داگلاس محاسبه نموده و بر اساس آن به تحليل بهره‌وري و تخصيص بهينه‌ي عوامل توليد در صنعت طيور در استان آذربايجان شرقي پرداخته‌اند. نتايج مطالعه حاکي است که متغير دان طيور بيشترين ضريب را در بين متغيرها به خود اختصاص داده و ضريب متغير هزينه‌ي بهداشت و درمان و متغير موهومي سن نيز منفي بوده است. همچنين بهره‌وري متوسط و نهايي دان به ترتيب برابر 3920/0 و 2117/0 گزارش و در نهايت نتيجه گرفته شده است که در مرغداري‌هاي مورد نظر، نهاده‌ ‌دان به ميزان بيشتر از حد مطلوب مصرف گرديده است و همچنين واحدها در تخصيص بهينه‌ي نيروي کار ناموفق بوده و از نيروي کار به ميزان بيشتر از حد مطلوب استفاده کرده‌اند.
موسوي حقيقي و هنرور (1376) با استفاده از اطلاعات و داده‌هاي مربوط به سال 1373، الگوي توليد و هزينه را براي واحدهاي مرغداري گوشتي استان فارس برازش کردند. بر اساس نتايج به دست آمده، تمام واحدهاي موجود در استان فارس داراي ظرفيتي کمتر از ظرفيت کارآيي بهينه بوده‌اند در صورتي که مي‌توانستند با توسعه‌ي ظرفيت توليدي خود از هزينه‌ي متوسط توليد گوشت مرغ بکاهند. به عبارت ديگر تمام ظرفيت‌هاي موجود در استان فارس در دامنه‌ي بازده افزايشي نسبت به مقياس قرار داشته‌اند.
طالع زاري (1379) به اندازه‌گيري بهره‌وري عوامل توليد استان سمنان پرداخته و نتيجه گرفته‌ است که در اين استان سمنان از نهاده‌هاي دان، جوجه‌ي يکروزه و نيروي کار بيش از حد بهينه استفاده شده است. در مطالعه او متوسط کارآيي فني واحدها معادل 90? به دست آمده و اظهار شده که در واحدهاي پرورش مرغ استان سمنان بازده ثابت نسبت به مقياس وجود داشته است. چنين نتيجه‌هاي با نتيجه‌ي مطالعه هنرور و موسوي حقيقي در تضاد است.
رفيعي و زيبايي (1382) رابطه‌ي اندازه‌ي دولت، رشد اقتصادي و بهرهوري نيروي كار در بخش كشاورزي را مورد مطالعه قرار داد. دادههاي مربوط به مخارج دولت، سرمايهگذاري دولت، نيروي كار و توليد از FAO و پايگاه اطلاع‌رساني اقتصاد ايران براي دوره‌ي 1379-1350 جمعآوري شده و با استفاده از مدل‌هاي به كار رفته در مطالعات لي و لين17 (1994)، گوسه18 (1997) و نورزاد (1380) تحليلهاي لازم صورت گرفته است. نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه اندازه‌ي دولت تأثير مثبت و معنيداري بر رشد بخش کشاورزي دارد و بهره‌وري نيروي کار در بخش کشاورزي رابطه‌ي مستقيمي با سرمايهگذاري بخش دولتي دارد.
حجي (1383) در پژوهشي بهره‌وري کل عوامل توليد مزارع پرورش ماهي گرمابي و سردابي استان‌هاي اصفهان و چهارمحال بختياري را اندازهگيري و عوامل مؤثر بر آن را مورد بررسي قرار داد. نتايج اين پژوهش نشان داد که بين بهره‌وري کل عوامل توليد مزارع گرمابي و سردابي تفاوت معني‌دار وجود ندارد. همچنين در مديريت مزارع پرورش ماهي تحصيلات رسمي بي‌تأثير بوده اما تجربه اهميت دارد. اين امر بر فناوري پايين توليد دلالت مي‌کند، زيرا سطح فناوري چندان بالا نيست که نيروي کار تحصيل کرده بتواند با به کارگيري آن به سطوح بالاتري از بهره‌وري دست يابد. از ديگر نتايج اين تحقيق مي‌توان به تأثير مثبت مقدار توليد در بهره‌وري کل عوامل توليد اشاره کرد. و نهايتاً اينکه مزارع دو منظوره (مزارعي که در کنار کشاورزي به پرورش ماهي نيز اشتغال دارند) در مقايسه با مزارع يک منظوره، از بهره‌وري بيشتري برخوردارند و از منابع استفاده بهينه‌اي مي‌کنند.
نتايج بررسي نبي‌ئيان (1384) در تحليل بهره‌وري عوامل توليد گوشت مرغ با استفاده از تابع توليد نشان مي‌دهد که کشش توليد نهاده‌هاي دان، نيروي کار، آب و برق مثبت بوده و بهره‌وري متوسط و بهره‌وري نهايي نيروي کار در واحدهاي تعاوني از نهاده‌ي ‌دان در حد بهينه، از نيروي کار بيش از حد بهينه از عوامل بهداشت، آب و برق نيز کمتر از حد بهينه استفاده کرده‌اند.
خياطي و مشعوفي (1386) اندازهگيري و تحليل بهره‌وري کل عوامل توليد در مزارع پرورش ماهي را در يک مطالعه‌ي موردي در مزارع پرورش ماهي گرمابي و سردابي استان گيلان مورد مطالعه قرار دادند. اين تحقيق از نوع پيمايشي بوده که داده‌هاي آن به وسيله‌ي پرسشنامه گردآوري شده است. حجم نمونه نيز با استفاده از روش نمونهگيري طبقهاي، 236 نمونه برآورد شده است. نتايج تحقيق نشان داد که بين بهره‌وري کل عوامل در مزارع گرمابي و سردابي تفاوت معنيداري وجود دارد. همچنين شکاف فناوري داراي تأثير مثبت و عواملي همچون ارزش توليد به هزينه‌ي غذا، مساحت مفيد مزرعه، درصد بقا، شاخص فروش، تعداد بچه ماهي در مترمربع، بيوماس اوليه و بيوماس نهايي در مترمربع داراي تأثير مثبت بر بهره‌وري هر دو گروه از مزارع ميباشند. تحصيلات بالاتر نيز تأثير معني‌داري در بهره‌وري مزارع گرمايي ندارد، در حالي که داراي تأثير مثبت و معنيدار در بهره‌وري مزارع سردابي است.
شيراني و همکاران (1386) بهره‌وري تعاوني‌هاي طيور در استان سيستان و بلوچستان مطالعه موردي (منطقه‌ي سيستان) را مورد مطالعه قرار دادند. اين تحقيق با مطالعه‌ي اسناد و آمار اطلاعات موجود و تکميل پرسشنامه از 33 تعاوني مرغ گوشتي که در سال 1382 در سطح سيستان فعال بودهاند، به روش سرشماري و انجام مصاحبه با همه‌ي مرغداران صورت گرفته است. پس از بررسي وضعيت موجود، با استفاده از دادههاي جمعآوري شده از مرغداري‌ها، تابع توليد ترانسندنتال برآورد شده است که نشان ميدهد در مورد مرغ گوشتي متغيرهاي جوجه، دان و بهداشت معني‌دار شدهاند. از طريق تابع برآوردي همچنين شاخصهاي توليد متوسط، توليد نهايي، ارزش توليد نهايي، تخصيص بهينه و بهره‌وري کل عوامل توليد برآورد گرديدند.
محمدي نژاد و همکاران (2008) به مقايسه‌ي استاني عملکرد واحدهاي توليد مرغ گوشتي ايران در دهه‌ي 70 پرداختند. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهند که شاخص بهره‌وري کل صنعت طي سال‌هاي 1375-1369 به طور ميانگين از رشدي برابر با 6/4 درصد در سال برخوردار بوده و بهره‌وري کل صنعت در اين مدت به ميزان چشمگيري افزايش يافته است.
دشتي و شرفا (2009) در مطالعه‌ي خود، وجود صرفه‌هاي اقتصادي در مرغداري‌هاي تخم‌گذار استان تهران را مورد بررسي قرار دادند. اين مطالعه نشان داد که در شرايط حاضر اين امکان براي صنعت مرغداري وجود دارد که با افزايش مقياس توليد در حد اندازه‌ي بهينه، هزينه‌ي متوسط توليد محصول را بکاهد و با بهبود سودآوري خود به اقتصادي‌تر شدن فرآيند توليد کمک نمايد.
ميري و همکاران (1387) اندازهگيري و مقايسه‌ي بهره‌وري بين واحدهاي توليدي تعاوني و خصوصي را انجام دادند. نتايج آنها نشان داد که مقدار بهره‌وري بر حسب مالکيت خصوصي و تعاوني در تمام فعاليتهاي توليدي و شاخص‌هاي محاسبه شده، تفاوت معنيداري با يکديگر نداشته است؛ اما مقدار اين شاخص فارغ از نوع مالکيت خصوصي يا تعاوني در بخش‌هاي توليدي تفاوت معنيداري داشته و همچنين آموزش، نقش مؤثري در افزايش بهره‌وري نيز داشته است.
در مطالعه‌ي حاجي رحيمي و کريمي (2009) بررسي اقتصادي و محاسبه‌ي بهره‌وري عوامل توليد در مرغداري‌هاي گوشتي استان کردستان مورد توجه بوده است. در اين مطالعه، ميانگين بهره‌وري کل براي واحدهاي مورد بررسي 92/3 و بهره‌وري نهايي براي نهاده‌ي دان مصرفي 13/0 و براي نيروي کار 41/2250 محاسبه شد.
حسيني و همکاران (1390) اثر سياستهاي حمايتي بر تغييرات بهره‌وري بخش کشاورزي در ايران را مورد بررسي قرار دادند. در اين مطالعه، آثار سياستهاي حمايتي از بخش کشاورزي بر بهره‌وري کل عوامل توليد بخش در سال‏هاي 87-1367 در چارچوب مدل خود توضيح با وقفههاي گسترده (ARDL) مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد که شاخص حمايت از توليدکننده‌ي بخش کشاورزي در کوتاه مدت اثر منفي و در بلند مدت، اثر مثبت و معنيداري بر بهرهوري کل عوامل توليد دارد.
رفيعي و همکاران (1390) بهره‌وري کل عوامل توليد و محاسبه‌ي کارآيي و بازدهي مقياس در گاوداريهاي صنعتي توليدکننده‌ي شير را در استان گيلان مورد بررسي قرار دادند. براين اساس، تعداد 32 واحد گاوداري صنعتي در سطح استان به روش نمونهگيري خوشهاي دومرحلهاي انتخاب شد. نتايج محاسبات بهره‌وري کل عوامل توليد با استفاده از شاخص ترنکوئيست-تيل، نشان داد که واحدهاي مورد نظر به طور ميانگين از بهره‌وري مناسبي برخوردار نميباشند. نتايج نشان داد که متغيرهاي مربوط به استفاده از تلقيح مصنوعي، بهبود بهره‌وري مصرف انرژي، افزايش تحصيلات و سابقه‌ي مدير واحد دامي منجر به بهبود بهره‌وري کل عوامل توليد واحد توليد دامي خواهد شد.

2-5-2- مطالعات خارجي
روي19 (2002) رابطه‌ي بين اندازه‌ي واحد توليدي و ميزان بهره‌وري را مورد مطالعه قرار داد. نتايج وي نشان ميدهد که واحدهاي بزرگتر داراي بهره‌وري بالاتري در مقايسه با واحدهاي کوچکتر ميباشند. همچنين آنها گزارش کردند که ميزان سابقه‌ي مدير و استفاده از فناوريها هم در بهره‌وري واحدها مؤثر مي‌باشد.
اندرسون و کلايسن20 (2008) به مطالعه‌ي عوامل مؤثر بر بهره‌وري و اندازهگيري بهره‌وري برداختند. آنها سهم رشد بهره‌وري کل عوامل در تأمين رشد توليد را حدود 4/32 درصد بدست آوردند. بر اساس نتايج، دستمزدهاي واقعي، هزينه‌ي واقعي استفاده از سرمايه، نسبت کارکنان علمي، فني و تخصصي به کل اشتغال اثر مثبت و بر بهره‌وري کل اثر منفي داشت.
ژو و لانسينک21 (2009) عوامل مؤثر بر بهره‌وري را در مزرعه و واحدهاي توليدي گاو شيري در آلمان، هلند و سوئد مورد مطالعه قرار دادند. نتايج آنها نشان داد که اندازه‌ي مزرعه و واحد توليدي و تجربه‌ي مدير واحد و صاحب مزرعه مي‌توانند در تغييرات بهره‌وري بسيار مؤثر باشند.

2-6- جمعبندي مطالعات و ارائه‌ي مدل مفهومي تحقيق
با نگاهي به مطالعات پيشين و مباني نظري مشخص مي‌شود که عوامل متعددي در بهره‌وري بنگاههاي کوچک اثرگذار هستند. بهره‌وري همواره مطلوب بوده و متضمن رفاه عمومي، محور رقابت‌هاي داخلي و جهاني، استفاده‌ي کارآمد از منابع، ارتقاي کيفيت کالاها و خدمات و به عبارت بهتر مسير تعالي پيشرفت و توسعه اقتصادي جامعه است. در اين ميان، برخي مطالعات در مورد اهميت انرژي به خصوص در سال‌هاي اخير بر بهره‌وري مطالبي عنوان کردند، برخي مطالعات ديگر در مورد کارهاي آموزشي و ترويجي و چند نمونه از مطالعات هم از سابقه‌ي کارکنان و مدير در اين رابطه گفته‌اند که ميتواند بر بهرهوري واحد مؤثر باشد. اين مطالعه با جمعآوري شاخص‌هاي مهم اثرگذار بر بهرهوري، اثر همه‌ي آنها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد.
مدل مفهومي تحقيق

فصل سوم:
روش پژوهش

3-1- مقدمه
تحقيق عبارت است از يك عمل منظم كه در نتيجه‌ي آن پاسخهايي براي سئوالهاي مورد نظر و مطرح شده پيرامون موضوع تحقيق به دست ميآيد (نادري و ديگران، 1375).
در انجام هر تحقيق، روش اجراي آن اهميت به سزايي دارد. ممكن است پژوهشگر در جمعآوري اطلاعات و تعيين فرضيات به درستي عمل كند، ليكن روش مناسبي را براي اجراي پژوهش خود انتخاب ننمايد كه در اين صورت با وجود تلاش از اهميت پژوهش كاسته خواهد شد و نتيجه‌ي مطلوب حاصل نميآيد. براي پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي تحقيق و نتيجهگيري درباره‌ي فرضيات، بايستي دادههاي گردآوري شده را كه به صورت خام و غيرقابل اتكاء مي‌باشند به اطلاعات قابل استفاده تبديل كرد تا بتوان با توجه به آنها اقدام به تصميمگيري كرد.
لذا، لازم

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید