اشريشياکلي باسيل گرم منفي کوچک است که شايع ترين باکتري در فلور طبييعي مي باشد که بعنوان عامل بيماريزايي انساني از قبيل موارد عفونت دستگاه ادراري ، زخم پنوموني ، مننژيت،سپتي سمي وگاستروانتريت مي گردند. اين باکتري عامل اصلي اسهال با مکانيسم هاي مختلف مي باشد. ( علي رضا مقدم و همکاران،1998).
1-9-3-1:عفونت هاي ادراري:
اشريشيا كلي،شايعترين علت عفونتهاي ادراي است.ارگانيسم هايي كه در مدفوع وجود دارند از طريق مجاورتي در ناحيه واژن و اطراف پيشابراه وارد مي شوند.خانمها استعداد بيشتري جهت ابتلاء دارند.معمولا مبتلايان به بيماري خانم هاي جواني هستند كه فعاليت جنسي دارند. عفونت دستگاه ادرارى يكى از شايع ترين عفونت ها در تمام گروه هاي سنى است كه عدم تشخيص و درمان به موقع آن مى تواند عوارض شديدي هم چون اختلالات دستگاه ادراري، فشار خون، اختلالات كليوي، اورمي و در زنان حامله زايمان زودرس و حتي سقط جنين را موجب شود ( شاهچراغي و همکاران ،1386).اين بيماري در زنان بيش از مردان مشاهده مي شود و نسبت ابتلاء در زنان گاهي تا سه برابر مردان گزارش شده است، به طورى كه نصف جمعيت زنان حداقل يك مرتبه در عمر خود به اين عفونت دچار مي شوند( مظفري و همکاران،1386).در مردان نيز بعد از سنين 45 سالگي كه هيپرتروفي پروستات دارند استعداد ابتلا وجود دارد.
2-9-3-1:عفونتهاي روده اي:
سوش هاي انتروتوكسينوژن اشريشيا كلي عامل اسهال مسافرتي هستند.اين فرم از اسهال در كساني ديده مي شوند كه به كشورهاي جهان سوم مسافرت مي كنند.اين اشخاص از طريق مصرف سبزيجات يا آب اشاميدني الوده به اسهال مسافرتي مي شوند. سوش هاي انتروپاتوژن اشريشياكولي عامل بيماري اسهال در كشورهاي جهان سوم و درگيريهاي اسهال در بخش نوزادان مي باشند اما سوش هاي وروتوكسينوژن عامل درگيري اسهال خوني همراه با سندرم اورمي هموليتيگ هستند.
3-9-3-1:مننژيت نوزادان:
اشريشيا كلي و استرپتوكوك هاي گروه B از علل مهم مننژيت نوزادان هستند.به ترتيبي كه اشريشيا کلي عامل حدود 40 درصد از موارد منژيت نوزادان است.
4-9-3-1:باکتريمي و عفونت هاي بيمارستاني:
اشريشيا کلي شايعترين عامل سپتي سمي در اغلب بيمارستان ها مي باشد.علاوه بر اين عامل 50-15% پنوموني هاي بيمارستاني است و از عفونتهاي زخم به ويژه زخمهاي ناحيه شکم جدا مي شود.
5-9-3-1:اسهال:
چگونگي دفع روزانه مدفوع در افراد حتي در يک فرد در زمان هاي مختلف، متفاوت مي باشد. همين تفاوت، تعريف اسهال را مشکل مي سازد. از نظر علمي، دفع روزانه مدفوع بيش از 10گرم/کيلوگرم در کودکان را اسهال مي گويند.(محمد جعفر صفار،1999)
1-5-9-3-1:انواع اسهال:
اسهال را بر مبناي عوامل مربوطه مي توان به اشکال مختلف تقسيم کرد که ساده ترين شکل تقسيم بصورت زير مي باشد.
1-اسهال اندميک
2- اسهال همه گير
3- اسهال با منشا آب وغذا
4- اسهال توام يا متعاقب مصرف انتي بيوتيک
5- اسهال مسافرتي
6- اسهال در افراد با ضعف سيستم ايمني
که در اينجا اسهال مسافرتي که مربط به اشريشياکلي است براي ما قابل توجه مي باشد. (محمد جعفر صفار،1999)
1-1-5-9-3-1:اسهال مسافرتي:
دفع بيش از سه بار مدفوع آبکي در روز را اسهال مسافرتي مي گويند که ببيشتردر مسافران غربي ايجاد مشکل مي کند.شايعترين عامل اين بيماري اشريشياکلي مولد آنترو توکسين بوده .در نيمي از موارد بيماري ايجاد اسهال خفيف ولي در 25 درصد موارد نياز به بستري شدن وجود دارد. براي پيشگيري عمدتا از آنتي بيوتيک استفاده مي شود.( Dupont و همکاران،1976 ) .
10-3-1: مکانيسم بيماريزايي اشريشيا کلي داخل روده اي وخارج روده ايي:
عوامل زيادي باعث ايجاد اسهال مي شود که يکي از شايعترين عوامل باکترياي ، بخصوص باکتري اشريشياکلي ميباشد که مکانيسم بيماريزايي آن بصورت زير مي باشد
برخي از اشريشياکلي هاي جدا شده طيف گسترده اي از بيماري هاي مربوط به انسان ها و حيوانات، در سراسر جهان تحت تاثير قرار مي دهد. تا به امروز هشت نوع از بيماري هاي مربوطه مورد برسي قرار گرفته شده اند که اين گونه ها را مي توان به طور گسترده به دو گروه داخل رودهاي و خارج روده اي تقسيم کرد. از اين هشت گونه، شش تا آن ها( EPEC,EHEC,ETEC,EIEC,EAEC) چسبنده و عامل اسهال هستند و دو گروه ديگر عامل مننژيت هستند. با توجه به شکل 1 DAEC، ETECو EPEC در روده کوچک باعث ايجاد بيماري مي کند ولي EHEC و EIECسبب بيماري در روده بزرگ مي کند و EAEC همدر روده کوچک و هم بزرگ ايجاد بيماري مي کند( اسچولر و همکاران،2007).تمام عامل هاي بيماري زاي به سلول هاي ميزبان مي چسبند به جز عامل EIEC که از زائده اي به نام فيبريد(Pili) بدست مي آيد، پس عامل هاي مربوطه با چسبندگي به سلول ها و ترشح پروتئين سلول هاي ميزبان را از بين مي برد و ايجاد بيماري مي کنند. هر پاتوژن مکانيسم مربوط به خود را دارد ولي در کل يک هدف را دارند که استفاده از سلول ميزبان مي باشد.
بسياري از عوامل حدت در ارتباط با بيماري ناشي از اي کلاي در چندين سال شناخته شده و امروزه به ارتباط بين پروتين هاي ميزبان و عوامل حدت پرداخته اند که چگونه به عامل بيماري زا کمک مي کند.از دست دادن و افزايش عوامل متحرک ژنتيکي داراي نقش مهمي در شکل دادن ژنوم باکتري بيماريزاي دارد. در شکل هاي 2تا 5 مکانيسم هاي مختلف مربوط به عوامل بيماريزاي نشان داده شده است.

شکل 1-1: سايت هاي مختلف ايجاد بيماري توسط سويه هاي مختلف اشريشيا کلي در انسان( اسميت ،2010)

شکل2-1:مکانيسم عمل بيماريزاي EPECوEHEC( اسميت،2010)

شکل3-1:مکانيسم بيماري زايي شيگلا(EIEC) ( اسميت،2010)

شکل4-1:مکانيسم بيماري زاي ETEC و اشريشيا کلي چسبنده(DAEC ) وEAEC( اسميت،2010)

شکل5-1:مکانيسم بيماري زاي خارج روده اي UPECو NMEC( اسميت،2010)

11-3-1:راههاي تشخيص و شناسايي سويه هاي اشريشيا كلي:
1-11-3-1:روش كلاسيك:
اين روش شامل دو مرحله كشت و سرولوژي مي باشد كه هر دو به صورت همزمان توسط دو گروه كارشناس به طور مجزا انجام مي گيرد و نتايج حاصل از اين دو روش در نهايت مي تواند منجر به شناسايي سروتيپ خاص موجود در نمونه گردد.
الف )كشت:
در مجموع براي هيچ يك از پاتوتايپ هاي اشريشياكلي محيط كشت اختصاصي وجود ندارد و بايد تركيبي از روش هاي كلاسيك ، سرولوژي و مولكولي را براي شناسايي آنها استفاده نموده لذا جهت تشخيص اينگونه سويه ها اطلاعات موجود بيمار از قبيل سن بيمار ، نوع اسهال و علائم كلينيكي بيمار مي توانند به عنوان عوامل كمكي در تشخيص استفاده شوند . در كنار اين اطلاعات رشد يكدست و غالب اشريشيا كلي در محيط مكانكي به صورت كلني هاي صورتي رنگ حائز اهميت مي باشد درغياب پاتوژن هاي شناخته شده مانند (سالمونلا ، شيگلا( ….
ب- سرولوژکي
اين روش به همراه كشت از محيط نوترينت آگار براي تشخيص آنتي ژن هاي O وHوتعيين سروتيپ هاي مختلف موجود در سويه هاي اشريشياكلي انجام مي گيرد . هر سويه داراي آنتي ژن هاي سوماتيك O و آنتي ژن هاي تاژكي(H) خاصي مي باشند. در اين روش سويه ها توسط آنتي سرم هاي تجارتي OوH شناسايي مي شوند.
2-11-3-1:روش مولكولي:
انجام تست هاي مولكولي مانند PCR وهيبريداسيون از طريق روش هاي استاندارد صورت مي پذيرد .انجام PCR براي تشخيص مولكولي پاتوتايپ هاي اشريشيا كلي در آزمايشگاه مرجع كشوري اشريشيا كلي راه اندازي شده است و تشخيص سويه هاي مشكوك با كمك روش هاي مولكولي قابل انجام مي باشد . آزمايش PCR توسط پرايمرهاي خاص كه براي ژن هاي ويرولانس طراحي شده اند برروي DNA هايي كه از سويه هاي مورد نظر جدا شده اند صورت مي پذيرد.
3-11-3-1:روش کشت سلولي:
اين روش به دو منظور صورت مي گيرد:
– تعيين الگوي چسبندگي سويه باكتري به سلول هاي اپي تليال
– تشخيص نوع توكسين توليد شده توسط سويه هاي اشريشياكلي به كمك سلول هاي فيبروبلاست مانند سلول هاي ويرولانس انجام اين تست در تمامي آزمايشگاه ها به علت نبود امكانات و پرسنل متخصص امكان پذير نمي باشد ولي اين روش در آزمايشگاه مرجع كشوري اشريشيا كلي راه اندازي شده و سويه هاي مورد مطالعه مي توانند از اين نظرمورد بررسي قرار گيرند.
12-3-1:آزمايش بررسي گلوکوروينداز در باکتري اشريشيا کلي:
از آنجا که تشخيص سريع باکتري هاي اشريشيا کلي و کلي فرم ها روز به روز اهميت بيشتري پيدا کرد ، دانشمندان در صدد برآمدند تا با سرعت بيشتري بتوان به تشخيص قطعي اين باکتري دسترسي پيدا کرد . يک روش تشخيص سريع اين باکتري آزمايش بررسي آنزيم گلوکورونيداز مي باشد. آنزيم بتاگلوکورونيداز توسط 97% سويه هاي گوناگون باکتري اشريشيا کلي توليد مي گردد. البته 50% سالمونلا ها و شيگلاها نيز قادر به توليد اين آنزيم مي باشد ، در حاليکه بقيه باکتري هاي گرم منفي نمي توانند اين آنزيم را توليد کنند . اين آنزيم در حضور سوبستراي 4 متيلو سليفرن بتا – دي -گلوکورونيد توليد يک فراورده نهايي داراي فلور سنس ميکند که در زير ميکروسکوپ ويژه فلورسنس قابل ديدن است. اين روش ، سريع و موثر براي تشخيص حضور باکتري اشريشيا کلي در مواد غذايي مي باشد. براي اولين بار در سال 1982 فنگ و هارتمن ، سوبستراي ماگ را با محيط کشت آبگوشت لوريل تريپتوز و برخي ديگر از محيط هاي کشت انتخابي کلي فرم ها مخلوط کرده و محيط ويژه اي را با نام ” ماگ -LTB” عرضه کردند. در اين محيط کشت بيشتر باکتري ها که از نظر آنزيم گلوکورونيداز مثبت هستند ، ظرف مدت 4 ساعت اوليه واکنش مي دهند . در مورد سويه هايي که از نظر توليد اين آنزيم ضعيف هستند ، حداکثر به 16 ساعت زمان نياز است تا بتوان نتيجه آزمايش را قرائت کرد. نکته مهمي که در اين روش مطرح مي باشد ، اين است که ظهور فراورده هاي نهايي فلور سنس دار قبل از توليد گاز از لاکتوز رخ مي دهد. اين روش معمولا در ميکرو پليت هاي ويژه انجام ميگيرد و همزمان آزمايش MPN نيز تعيين مي گردد. گرچه تعدادي از سالمونلا ها و شيگلا ها از نظر GUD مثبت هستند ، ممکن است در نتيجه آزمايش دخالت نمايند ، ولي از ارزش اين آزمايش نمي کاهند ، زيرا اهميت اين باکتري ها در بيماري زايي انسان از کلي فرم ها بيشتر است. از سوي ديگر برخي از گونه هاي کورينه باکتريوم ها نيز از نظر توليد اين آنزيم مثبت هستند ، ولي به طور طبيعي اين باکتري ها در محيط هاي انتخابي باکتري اشريشيا کلي قادر به رشد نمي باشند.
13-3-1:انتشار در مواد غذايي:
اولين مورد ثبت شده انتشار اشريشيا کلي در سال 1982 ميلادي درايالات اورگان امريکا بود که 26 نفر در اثر مصرف همبرگر در يک رستوران بيمار شدند( مهدي زاده، 1999).
به طور کلي ميزان انتشار سويه ها ي اشريشيا کلي در گوشت ،شير ، طيور و فراورده هاي دريايي تا مقدار زيادي متغير است. دويلي و اسکوني اولين کساني بودند که انتشار سويه هاي اشريشيا کلي را در گوشت مورد برسي قرار دادند. آن دو گزارش دادند که در 7/3 درصد از 164 نمونه گوشت گاو مورد برسي، 5/1 درصد از 263 نمونه گوشت طيور و2 درصد از 25 نمونه گوشت گوسفند اشريشياکلي را مشاهده کردند( مهدي زاده ،2007).
در سال 1996 در شمال اسکاتلند وسيع ترين عفونت در نتيجه مصرف گوشت رخ داد که منجر به بيماري 501 نفر و مرگ 20 نفر گرديد(مهدي زاده،2007).
در سال 1999 در ايالات نيويورک در اثر مصرف آب غير کلرينه آلوده به اشريشياکلي، 900 نفر بيمار واز ميان 65 نفر بستري شدند.( Jay وهمکاران، 2000).
14-3-1:منابع دامي :
گوشت قرمز نيم پز و شيري که به طور صحيح پاستوريزه نشده منابع عمده آلودگي با سويه هاي اشريشيا کلي مي باشند. گاو منبع اصلي اين پروتايپ است به طوري که در

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید