يک مطالعه در کانادا 36 درصد گاو هاي شيرده ناقل اشريشيا کلي بودند. گوساله ها بيشتر از گاوها ، خصوصا در فصول گرم سال، ناقل اين سروتايپ هستند. در يک مطالعه در امريکا 2/3 درصد گاوهاي شيرده آلوده به سويه هاي اشريشاکلي گزارش شدند(Montville و همکاران،2005).
طي برسي هاي به عمل آمده در شمال ايتاليا 1/13 درصد گاوها ناقل اين باکتري بودند(Bonardi و همکاران،1999). کيفيت خوراک دام و محيط دام در ناقل بودن حيوان نقش داشته و آن ها ممکن است مبتلا به اسهال شوند. اين باکتري از گوسفند ، بز، آهو، سگ، گربه، اسب، خوک و پرنگان نيز جدا شده است (Cliver و همکاران، 2002).
عفونت با سويه هاي اشريشا کلي در ابتدا در نتيجه مصرف فراورده هاي گوشت گاو خصوصا همبرگر نيم پز حاصل شده بود ولي اخيرا موارد عفونت پس از مصرف ميوه،سبزي و آب آلوده نيز گزارش شده است. گوشت قرمز چرخ کرده، گوشت نيم پز، شير، لبنيات و اب ميوه غير پاستوريزه، کاهو وساير سبزيجات در ارتباط وجود اين باکتري گزارش شده اند. از اين ميان بيشترين وقوع بيماري در ارتباط با گوشت قرمز چرخ کرده بوده است ( فيروزي و همکاران، 2005).
15-3-1:پيشگيري يا کنترل:
1-رعايت اصول بهداشتي در هنگام ذ بح ، پوست کني و تخليه احشا در کنترل عفونت غذايي توسط اين باکتري مهم مي باشد (Rabatsky و همکاران،2002)
2-استفاده از پرتو دهي و حرارت دهي
3-حساسيت حرارتي اين باکتري ها به گونه اي است که اگر مواد غذايي به طرز صحيح پخته شوند، از بروز بيماري جلوگيري به عمل مي آيد . در مورد گوشت گاو توصيه مي شود که بايستي تا دماي 160 درجه فارنهايت پخته شود ( مرتضوي و همکاران، 1384)
4-1:گروه هاي فيلوژنتيک:
1-4-1:انواع گروه فيلوژنتيک:
سويه هاي اشريشياکلي به طور طبيعي در فلور روده حيوانات خونگرم و انسان وجود دارد که اين سويه هاي را مي توان در چهار گرو ه اصلي فيلوژنتيک (A,B1,B2,D) با توجه به تحقيق هاي گوناگون و همچنين به هفت زير گروه (D2,A0,A1,D1,B22,B23,D2) تقسيم کرد. با توجه به ترکيبي از نشان ها يا ژن ها (chuA, yjaA و( DNA TspE4.C2 نژاد هاي مختلف اشريشياکلي را به يکي از گروه هاي فيلوژنتيک اختصاص داد(Carlos و همکاران ،2010).براي افزايش قدرت تجزيه و تحليل جمعيت اشريشيا استفاده از زير گروه و ترکيبي از نشانگر هاي ژنتيکي تعيين و پيشنهاد گرديده است (Escobar ،2006 ).در يک مطالعه وبرسي سويه هاي جدا شده از ميزبان هاي مختلف و چگونگي توزيع آن در بين گروه ها را در جدول زير مشخص شده است که نتايج بدست آمده به اين صورت است کهA0 = 83.33%, A1 = 83.33%, B1 = 100%, B22 = 50%, B23 =16.67%, D1 = 66.67 and D2 = 66.67%.
که مشاهده مي شود که سويه هاي B1 در بين تمام ميزبان ها ديده مي شود ولي B23 تنها درانسان يافت مي شود.
جدول 3-1 : توزيع گروهاي فيلوژنتيکي اشريشيا کلي در بين ميزبان هاي مختلف(Carlos وهمکاران،2010).
گروه فيلوژنتيک
انسان
گاو
مرغ
خوک
گوسفند
بز
A0
0
12
7
4
4
1
A1
38
2
3
17
0
2
B1
8
29
2
9
20
13
B22
5
0
1
2
0
0
B23
7
0
0
0
0
0
D1
26
4
0
5
3
0
D2
10
3
0
2
2
0
کل
94
50
13
39
29
16

شکل6 توزيع سويه هاي جدا شده از ميزبان را بر اساس ساختار ژنتيکي را در بين گروه ها نشان مي دهد که ديده مي شود که انسان تنها ميزباني هست که تمام گروه ها بجز A0در خود دارد و همچنين سويه هاي جدا شده از خوک نيز در تمام گروه ها توزيع شده است .

شکل 6-1 :نشان دهنده وجود نشانگر هاي ژنتيکي در سويه هاي اشريشيا جدا شده از ميزبان هاي مختلف مي باشد. دايره هاي تو خالي: نشانگر هاي ژنتيکي، اشکال مختلف هندسي: ميزبان هاي مختلف، خطوط بين سويه ها و نشانگر ها: نشان دهنده وجود نشانگرها در سويه ها، خط چين: گروه هاي فيلوژنتيکي. (Carlos وهمکاران،2010)
2-4-1:ويژگي هاي گروهاي فيلوژنتيک:
براي برسي منشا تکاملي اشريشيا کلي ضروري است که به تجزيه و تحليل گرو هاي فيلوژنتيکي پرداخت( جراد و همکاران ،2005).
در بسياري از روش هاي استخراج اشريشياکلي از ميزبان مورد نظر نتايج ژني مختلفي بدست آمده است. که متشکل از يک هسته ژني مرکزي،کلوني هاي خاص ژني و ژن هاي حدت مختلف مي باشند. بيماريزايي اشريشياکلي با توجه تجزيه تحليل گرو هاي فيلوژنتيکي وابسته به توليد سموم مختلف،ترکيبات خاصي از عوامل حدت مي باشد(Wu و همکاران،2008).
گروه هاي فيلوژنتيک در سلول هاي محيطي خود با هم تفاوت دارندو قدمت زندگي وبرخي از ويژگي ها با هم تفاوت دارند مانند توانايي ان در بهره برداري از منابع قندي مختلف.والک و همکارانش در سال 2007 نشان دادند که اکثر سويه هاي اشريشيا کلي که در محيط زيست پايدار مي ماند متعلق به گروه فيلوژنتيک B1 مي باشد.علاوه بر اين، اندازه ژنوم AوB1 با هم تفاوت دارند. به اين صورت که گروه AوB1 ژنوم کوچکتري نسبت به B2وD دارند. جانسون و همکاران درسال 2000 نشان دادند که گروه هاي B2وD شامل عوامل حدت بيشتري نسبت به سويه هاي گروه B1 دارند(Johnson ،2001). ژنتيک و ويژگي هاي فنوتيپي گروه هاي فيلوژنتيکي با توجه به مقاومت گروه ها به آنتي بيوتيک ، استفاده از قند ها، و رشدشان در برابر دما و با هم تفاوت دارند (Gordon ،2004). توزيع ژن در بين گروه ها و همچنين سويه هاي مختلف در بين گروه ها متفاوت مي باشد (Johnson و همکاران،2000). سويه هاي موجود در بين گروه هاي فيلوژنتيک از لحاظ ويژگي هاي زيست محيطي و ايجاد بيماري با هم فرق دارند( نوروزيان و همکاران ،2006).
3-4-1:چگونگي تقسيم سويه هاي مختلف اشريشياکلي در بين گروه هاي فيلوژنيک:
با توجه به مطالعات محققين سويه هاي بيماري زاي خارج روده اي عمدتا به گروه B2 تعلق دارند و گونه هاي کامنسال به گروه AوB1 در حالي که سويه هاي پاتوژن روده اي در گروه DوB1 قرار دارند.همچنين گوردن وکولينک بيان داشتند که فراواني نسبي گروه هاي فيلوژنتيکي در پستانداران بيشتر به رژيم غذايي وآب وهوا بستگي دارد. به عبارتي پارمو و همکارانش در تجزيه و تحليل هاي خود در پستانداران وپرندگان مشاهده کردند که در پرندگان بيشتر گروهاي D,A.B1و در انسان A,B2ودر غير انساني B1 وجود دارد. بيشترين اطلاعات بدست آمده از آناليز اشريشياکلي جدا شده از حيوانات اهلي نشان داد که گروه هاي فيلوژنتيکي و کامنسال داراي تنوع قابل توجهي مي باشند (Chapman و همکاران ،2006). در تجزيه وتحليل گونه هاي مختلف جدا شده اشريشياکلي در گروه هاي مختلف پستانداران نشان داده که داراي تنوع پيچيده اي مي باشد. و در پنج گروه گياهخوار ساختار فيلوژنتيک همگن نشان داده است که گروه B1 داراي مقدار قابل توجهي در گونه هاي جدا شده مي باشد(Gordon و همکاران،2003). در برسي ها متوجه شده اند که سويه هاي گروه B2 مدت طولاني تري نسبت به سويه هاي ديگر در نوزاد باقي مي ماند(Tenaillon وهمکاران،2010). با توجه به جدول مربوطه نشان داده کهA شايعترين گروه در حيوانات گوشتخوار و همه چيز خوار بوده و B1 در گياه خواران شايع مي باشد و همچنين گروه D در انسان نسبت به ساير گوشتخواران بيشتر بوده است.

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید