صنعتي، نقش اساسي در تأمين امنيت غذايي در منطقه دارد که اين امر اين استان را به قطب مهم اقتصادي و توليدي تبديل کرده است. جمعيت دامي آذربايجان شرقي بالغ بر 8/9 ميليون واحد است که از اين واحدهاي دامي، محصولات توليدي بالغ بر 993 هزار تن اعم از گوشت قرمز، گوشت سفيد، شير، تخممرغ، عسل و آبزيان است که خوشبختانه در اکثر محصولات توليدي خودکفا بوده و اين محصولات را به ساير استان‌ها و خارج از کشور صادر مي‌کند. همچنين در حال حاضر بيش از 100 هزار نفر در بخش دام و طيور و صنايع وابسته در استان به فعاليت مولد، اشتغال دارند (آمارنامه جهاد استان آذربايجان شرقي، 1390).
حال سوال اينجاست که مهمترين عوامل تأثيرگذار بر بهرهوري واحدهاي توليدي دامي کدامها هستند؟ کدام يک از عوامل نقش مهمتري در بهره‌وري دارد؟ براي پاسخ به اين سوالات و با توجه به اهميت موضوع و مطالب گفته شده، هدف اين مطالعه بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهره‌وري واحدهاي توليد مرغ گوشتي در واحدهاي توليدي شهرستان مراغه ميباشد.

1-3- اهميت و ضرورت مسأله
امروزه تمام کشورهاي جهان در پي بدست آوردن پيشرفتهايي در زمينه‌ي بهرهوري هستند، بدين معني که بتوانند با مصرف منابع کمتر به مقدار توليد بيشتري دست يابند. به منظور افزايش بهرهوري در اقتصاد ايران بايد به بخش كشاورزي به عنوان يكي از بخشهاي مهم و عمده فعاليت اقتصادي در كشور توجه خاص كرد، زيرا افزايش رشد بهرهوري در اين بخش، با توجه به اهميت آن، ميتواند ما را در جهت دستيابي به توسعه‌ي اقتصادي ياري كند. از طرفي براساس ماده‌ي 5 قانون برنامه‌ي چهارم توسعه، ارزش افزوده بخش كشاورزي در طول سال‌هاي برنامه چهارم بايد سالانه 5/6 درصد رشد نمايد كه 2/2 درصد از آن بايد از محل رشد بهرهوري كل عوامل توليد حاصل شود.
همچنين نتايج اين مطالعه ميتواند براي بهبود شاخصهاي بهرهوري در واحدهاي توليدي دامي مفيد باشد. در سطح منطقه نيز مديران ميتوانند با درک عوامل مؤثر بر بهرهوري، برنامهريزي بهتري براي واحدهاي خود پياده نمايند.

1-4- اهداف پژوهش
هدف اصلي اين مطالعه بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي ميباشد. همچنين اين مطالعه اهداف فرعي زير را دنبال ميکند:
– اولويتبندي عوامل مؤثر بر بهرهوري به ترتيب اهميت
– ارائه راهکارهايي براي افزايش بهرهوري در واحدهاي توليدي مرغ گوشتي

1-5- سوالات تحقيق
سوال اصلي:
عوامل مؤثر بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي کدامها هستند؟
سوالات فرعي:
1- آيا بهبود مصرف انرژي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
2- آيا سابقه‌ي مدير و کارکنان واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
3- آيا ميزان سرمايه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
4- آيا اندازه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
5- آيا آموزش و ترويج بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
6- آيا استفاده از تکنولوژيهاي جديد بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟
7- آيا قيمت نهادهها بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد؟

1-6- فرضيات پژوهش
1- بهبود مصرف انرژي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
2- سابقه‌ي مدير و کارکنان واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر مي‌باشد.
3- ميزان سرمايه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
4- اندازه‌ي واحد توليدي دامي بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
5- آموزش و ترويج بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
6- استفاده از تکنولوژيهاي جديد بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.
7- قيمت نهادهها بر بهرهوري واحدهاي توليدي مرغ گوشتي مؤثر ميباشد.

1-7- قلمرو تحقيق
1-7-1- قلمرو مکاني
قلمرو مکاني اين تحقيق کشور ايران و شهرستان مراغه از استان آذربايجان شرقي مي‌باشند.

1-7-2- قلمرو زماني
قلمرو زماني اين تحقيق از بهمن 1391 تا خرداد 1392 ميباشد.

1-7-3- قلمرو موضوعي
اين مطالعه به بررسي و شناسايي عوامل مؤثر در بهرهوري واحدهاي توليد مرغ گوشتي ميپردازد.

1-8- تعاريف مفهومي و عملياتي مفاهيم کليدي
تعاريف مفهومي
بهرهوري: بهرهوري عبارتست است از استفاده‌ي مطلوب، مؤثر و بهينه از مجموعه امکانات، ظرفيت‌ها، سرمايهها، منابع و فرصتها. به عبارت ديگر، بهرهوري، استفاده‌ي مؤثر و بهينه از زمان و ارزش حاصل از سرمايه، عمر، فکر، انديشيه و توانها و استعدادها در يک واحد زمان و استفاده‌ي مطلوب از همه‌ي امکانات است (رفيعي و همکاران، 1390).
واحدهاي توليدي مرغ گوشتي: شامل کليه واحدهاي پرورش دهنده مرغ گوشتي ميباشد.

تعاريف عملياتي
بهرهوري: در اين تحقيق شامل نمرهاي است که نمونه‌ي آماري از پرسشنامه‌هاي مربوطه دريافت مي‌کنند.
واحدهاي توليدي مرغ گوشتي: در اين تحقيق شامل واحدهاي توليدي مرغ گوشتي در شهرستان مراغه ميباشد.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق

2-1- مقدمه
با توجه به محدوديت منابع و نامحدود بودن نيازهاي انساني، افزايش جمعيت و رقابت شديد و بي‌رحمانه در اقتصاد جهاني، بهبود بهرهوري نه يک انتخاب بلکه يک ضرورت ميباشد. بيگمان رشد و توسعه‌ي اقتصادي امروزه‌ي جوامع مختلف در نرخ رشد بهرهوري آنها نهفته است. کوشش براي افزايش نرخ بهرهوري، کوشش براي زندگي و رفاه بهتر براي افراد و جامعه است. در دنياي رقابت‌آميز امروز کشورهايي برنده خواهند بود که بتوانند دانش، بينش و رفتار بهرهوري را در مديران و کارکنان خود ايجاد نمايند (تهامي‌پور و شاه‌مرادي، 1386).
بدون ترديد براي داشتن آينده‌ي پويا و توسعه يافته و ايستادگي اقتصادي در دنياي پررقابت امروزي، نيازمند افزايش بهره‌وري و استفاده‌ي حداکثري از حداقل امکانات هستيم. امروزه همه‌ي کشورهاي توسعه يافته و يا در حال توسعه به اهميت بهره‌وري به عنوان يکي از ضرورت‌هاي توسعه‌ي اقتصادي و کسب برتري رقابتي پي ‌برد‌‌ه‌اند. به اين ترتيب اغلب کشورهاي در حال توسعه به منظور اشاعه‌ي فرهنگ نگرش ويژه به بهره‌وري و تعميم به کارگيري فنون و روش‌هاي بهبود آن سرمايهگذاريهاي قابل توجهي انجام داده‌اند. در ايران اهميت توجه به مقوله‌ي بهره‌وري به دلايل مختلفي از جمله حاکم نبودن فرهنگ و نگرش درست به بهره‌وري در جامعه، مورد غفلت واقع گرديده است. بسياري از کارشناسان بر اين باورند که حلقه‌ي مفقوده اقتصاد ايران پيش از آنکه سرمايه و يا منابع طبيعي باشد، نبودن بهره‌وري است (حسيني و همکاران، 1390).
رشد جمعيت، به ويژه در کشورهاي در حال توسعه، به همراه فقر غذايي در بخش‌هايي از جهان موجب شده است که موضوع دسترسي کافي به غذا همچنان در دستور کار سياستگذاران اقتصادي ـ اجتماعي باقي بماند. از منظر برنامه‌ريزي و توسعه، غذا هم به عنوان کالاي اقتصادي و هم به عنوان يکي از محصولات اصلي توسعه‌ي اقتصادي، نقش اساسي در تأمين استقلال کشور، تأمين سلامت جامعه و افزايش کارآيي نيروي انساني دارد (زهري، 1370).
فعالان بخش خصوصي در چارچوب انبوهي از تشکل‌هاي غيردولتي، بنگاه‌هاي کوچک و متوسط، خوشه‌هاي صنعتي و کارآفرينان از طريق نوآوري و خلاقيت و توليدات مبتني بر دانش، از عوامل اصلي رشد و توسعه‌ي صنعتي در همه‌ي کشورها محسوب مي‌شوند. اين فعالان به عنوان عوامل توليدي واسطه و يا نهايي و نيز مصرف کننده‌ي خدمات و کالاها، نقش تعيين کننده و معنيداري در ايجاد اشتغال و توليد ثروت و جلب سرمايه‌هاي خارجي در منطقه ايفا مي‌نمايند (قاسمي، 1385).
از سوي ديگر، بهبود بهره‌وري يکي از مهمترين راهکارهاي توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي است. بهبود بهره‌وري مي‌تواند اصلاح و بهبود فرآيندها، بهبود روابط کاري، اصلاح رفتارهاي فردي و گروهي، افزايش انگيزه‌ي کاري، افزايش کيفيت زندگي، افزايش سطح رفاه، افزايش اشتغال، افزايش سطح حقوق و دستمزد (به دليل بهبود توليد و سود در سازمان) را در پي داشته باشد.
هنگامي که کشورهاي جهان، اعم از توسعه نيافته، در حال توسعه و يا توسعه يافته از مشکلات اقتصادي نظير تورم، رکودي يا کسادي اقتصادي آسيب مي‌بينند، به اهميت بهبود بهره‌وري پي‌ مي‌برند. براي ارتقاي بهره‌وري بايد قبل از هر چيز، عوامل مؤثر بر بهره‌وري را به خوبي شناخت. عوامل مؤثر بر بهره‌وري نيروي انساني را مي‌توان در قالب تحصيلات، آموزش، تجارت نيروي کار، کيفيت مديريتي، سرمايه‌گذاري در تجهيزات، تکنولوژي و محيط اجتماعي دستهبندي کرد (فرانکالانسي و گولال4، 1998).
در اين فصل مباني نظري مربوط به موضوع تحقيق گفته مي‌شود و مطالعات پيشين در اين زمينه ارائه ميگردد.

2-2- اهميت بخش کشاورزي و دام و طيور
بخش کشاورزي در ايران جايگاه مهمي در اقتصاد کشور دارد. حدود 15 درصد توليد ناخالص داخلي کشور در اين بخش کشاورزي توليد مي‌شود و حدود 25 درصد اشتغال، 99 درصد نياز غذايي، حدود 20 درصد صادرات غيرنفتي و حدود 90 درصد مواد خام مورد نياز صنايع تبديلي کشور نيز از طريق اين بخش تأمين مي‌شود (امير تيموري و خليليان، 1386).
بررسي توانمندي‌ها و پتانسيل‌هاي موجود در کشاورزي کشور نشان مي‌دهد که اين بخش از ظرفيت‌هاي قابل توجهي برخوردار است و در صورت فعاليت مفيد اين بخش، زمينه‌ي فعاليت و پيشرفت ساير بخش‌ها فراهم و کشور به سوي توسعه سوق مي‌يابد. با توجه به اهميت بخش کشاورزي در توليد، اشتغال و ايجاد امنيت غذايي، کشورهاي مختلف جهان اعم از توسعه يافته و يا در حال توسعه، به طرق گوناگون اين بخش را مورد حمايت قرار مي‌دهند. حمايت از بخش کشاورزي ضرورتي است اجتنابناپذير که تحقق آن منافع همه‌ي بخش‌هاي جامعه را تحت تأثير قرار مي‌دهد (حسيني، 1385) از جمله دلايل اقتصادي اجراي سياست‌هاي حمايتي در بخش کشاورزي مي‌توان به کم کشش بودن عرضه‌ي محصولات، فسادپذيري و محدود بودن قدرت ذخيرهسازي محصولات کشاورزي، افزايش توان رقابتي در بازار‌هاي صادراتي محصولات کشاورزي، افزايش توان رقابتي در بازار‌هاي صادراتي، جلوگيري از کاهش درآمد کشاورزان و دامداران در مقايسه با ديگر بخش‌هاي اقتصاد، حفظ اشتغال و جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهر، جلوگيري از انتقال درآمد از بخش کشاورزي به ديگر بخش‌هاي اقتصادي، عدم تمايل بخش خصوصي به سرمايهگذاري در بخش‌هاي پشتيباني و زيربناي کشاورزي و ديگر بخش‌هاي مرتبط، از دلايل لزوم دخالت دولت‌ها در اين زمينه هستند.
بنابراين، حمايت از بخش کشاورزي همواره مورد توجه دولت‌ها بوده و جزء جدانشدني اين بخش مي‌باشد. بر اين اساس، در بيشتر کشورهاي جهان بدون حمايت از بخش کشاورزي، تعداد زيادي از کشاورزان و روستاييان با درآمد اندک، با مشکلات جدي روبه رو خواهند شد، به ويژه آن که اين کشورها به منظور تأمين امنيت غذايي، با استفاده از اهرم واردات و دخالت مستقيم در قيمت محصولات کشاورزي و غذايي اساسي، سعي در پايين نگه داشتن قيمت به منظور حمايت از مصرف‌کنندگان شهري داشته‌اند، بنابراين اتخاذ سياست‌هاي حمايتي از سوي دولت ضروري است (حميدنژاد م, 1373).
از سوي ديگر، نوع اتخاذ اين سياست‌ها روي بهره‌وري کل عوامل توليد بخش کشاورزي مي‌تواند اثرگذار باشد. در واقع تعيين سياست‌هاي مناسب و اثرگذار حمايتي از بخش کشاورزي

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید