دانلود پایان نامه

نتیجه‌ی داستان در آغاز می‌آید و بعد تفصیل می‌شود، نظیر ماجرای موسی.(قصص)
3.داستان به‌طور غافلگیرکننده، مستقیم و بی‌مقدمه گفته می‌شود مانند تولد عیسی.
4.هدف از نقل ماجرا، تکیه بر قهرمانان آن است، مانند ابراهیم و اسماعیل در ساختن کعبه.(بقره،127)
5. راز ملاقات یا برخورد بر قهرمان و نظاره‌گر و شنونده پوشیده است نظیر موسی و بنده صالح خدا.(کهف،61 – 79)
6. بازیگران فراموش می‌شوند و راز قضیه با نیشخندی که نثار ناباروران می‌شود، بر تماشاگران آشکار است.(قلم،17)
7. اندکی از راز قضیه بر تماشاگر آشکار و قهرمان مورد بیم است و زمانی ترس بر هر دو حاکم است، نظیر آوردن تخت سلیمان و درآمدن ملکه سبا به کاخ بلورین.
8. به­طور ناگهانی قهرمان و تماشاگر درآن‌واحد با هم برخورد می‌کنند و راز مطلب بر هر دو معلوم است، مانند تولد عیسی.(مریم 18 – 33)
9. از تابلو­های مختلف تشکیل شده نظیر سوره یوسف که شامل بیست‌وهشت تابلو است. (سید قطب، 1360، ص 159.)
درحالی‌که انسان از این جلوه‌های هنری در داستان‌های قرآن حظ می‌برد، می‌بیند که ادبیات داستانی مخصوصاً ادبیات کودک و نوجوان می‌تواند با تم داستانی سرچشمه گرفته از قرآن اثری کامل و مناسب ایجاد نماید.

فصل چهارم
سیمای ائمه اطهار (ع) در داستان‌های کودک و نوجوان

4-1 تأثیر قرآن و ائمه در تربیت دینی کودکان
براى حوزه‌های معرفت بشرى، همچون فلسفه، رياضيات و علم، می‌توان سرآغاز و سرگذشتى نوشت. هنر، امّا، حياتى بی‌آغاز و سرگذشتى نانوشتنى دارد. در باب هنر فراوان گفته‌اند و بسيار نگاشته‌اند; امّا هر چه گفته‌اند جملگى درواقع تاريخى از تجلّيات هنر آدمى است و از حقيقتِ حضورِ هنر در زواياى بشرى چندان‌که بايد پرده برنگرفته‌اند، كه: كس نگشود و نگشايد اين معمّا را. بارى، اين حضور پنهان و بی‌بدیل را تنها در يك جاى می‌توان سراغ گرفت: حوزه دين و تجربه تعالی‌بخش روح آدمى. دين از دیرینه‌های تاريخ تاكنون، همگام با هنر، و حتّى بسى ژرف‌تر، هزارتوی حيات و هستى بشر را درنورديده، روح آدمى را صفا و صيقل بخشيده، راه ناهموار زندگانى را هموار كرده و ديده آدمى را از زمين خاكى به فراسوى هستى كشانده است. در درازاى تاريخ، اين دو مقوله به‌راستی آن‌چنان درهم‌تنیده‌اند كه بازشناسى و بازآرايى آن‌ها از يكديگر ناممكن می‌نماید. شايد اين پيوند و پيوستگى از آن روست كه دين و هنر، هر دو، ريشه در پنهانِ جان و مايه در عمقِ هستىِ انسان و جهان دارند و با گوش دل می‌توان راز «فطره الله التى فطر الناس عليها» را از آن‌ها باز شنيد. بنابراين همچنان كه دين، مقدس است و متعالى، هنر نيز ريشه در قداست‌ها و تعالی‌جویی‌های انسان دارد و به همان‌سان كه «ديانت» بدون دستگيرى پيامبران به كژى و كاستى می‌گراید، «هنرمندى» نيز بى رهنمود خداى هنر و هستى به بيراهه می‌رود. از اين جاست كه بايد پيوند دوسویه دين و هنر را، همچون هميشه تاريخ، پاس داشت و در عصر تباهى و بى پناهىِ انسان، در پناه آن آسود و به بلنداى كمال انسان راه جست.
از سوى ديگر، ادبيات و هنرهاى ادبى از ديرباز يكى از مهم‌ترين و متداول‌ترین شاخه‌های هنر به شمار می‌آمده‌اند و حتّى با ظهور هنرهاى جديد، هنوز هم از رواج و رونق نیفتاده‌اند. حتّى می‌توان گفت كه سينما، تئاتر و تلويزيون نه‌تنها با ادبيات سر ستيز نگذاشته‌اند، بلكه انواع فنون ادبى را به نيكوترين شكل به خدمت گرفته‌اند. امروزه هنرپژوهان به‌درستی بر اين عقیده‌اند كه رسانه‌ها و هنرهاى يادشده تنها بر بسترِ پرفیض ادب به شكوفايى و بالندگى می‌رسند و بى آن، بار و برى ندارند. بی‌دلیل نيست كه آثار بزرگِ نمايشى و سينمايى در جهان غالباً بر متونِ استوارِ ادبى شكل گرفته است و بسيارى بر اين باورند كه وضعيّتِ ناهنجارِ هنرهاى نمايشى در ايران بيشتر به ضعف مایه‌های داستانى و قصّه نويسى بازمی‌گردد.
از همين جا می‌توان اهمّيّت داستان‌نویسى و قصّه پردازى را بازشناخت. هرچند داستان و رمان، در مفهوم جديد آن، تاريخى بس كوتاه دارد، امّا پيشينه قصّه و قصه‌گويى، در معناى وسيع آن، در درازاى ديرين تاريخ ناپيداست و به‌درستی نمی‌توان گفت كه نخستين قصّه را چه كسى پرداخته است. »(پورخالقى چترودى،1387؛ص 383)
عمر قصّه و قصه‌گويى به اندازه عمر پيدايش زبان و گويايى انسان است. شرح جنگ‌ها و تكاپوهاى پدران، قصّه‌های مادران، قصه‌گویی‌های دربار پادشاهان، و نقّالى افسانه‌گویان و حکایت‌پردازان و پرده‌خوانان نشان می‌دهد كه زندگى انسان هیچ‌گاه از «قصّه» تهى نبوده است.( ديويى ،1377؛ ص5)قصّه همواره منعکس‌کننده‌ی ديدگاه انسان درباره جهان و عوامل ناشناخته پيرامون او و وسيله انتقال و آموزش آداب و سنن، اعتقادات، و تاريخ يك نسل به نسل‌های ديگر بوده است. انسان به خاطر ویژگی‌های خاصّ روحی‌اش به قصّه علاقه دارد و چه بسا راه و رسم قهرمانان آن را الگوى خود قرار می‌دهد.( حسینی ،1386؛ ص24) پس با قصّه نه‌تنها می‌توان انسان را با ميراث هاى فرهنگى و آداب جامعه خود و جهان آشنا ساخت و قدرت تفكّر او را پرورش داد، بلكه می‌توان زمينه خودسازی و جامعه سازى را در او برانگيخت. محکم‌ترین دليل بر ريشه دار بودن علاقه انسان به قصّه، توجّه کتاب‌های مذهبى و به‌خصوص قرآن مجيد به قصّه است. بسيارى از نويسندگان و شاعران و عرفا نيز افكار خود را در قالب قصّه بيان کرده‌اند . اصرا
ر قرآن بر قصه‌گويى و قصّه خوانى هر خواننده‌ای را به وجد و شگفتى وا می‌دارد. انسان از خود می‌پرسد كه مگر قصّه چيست و چه می‌کند كه آفريدگار هستى در آخرين پيام به آفريده خويش این‌چنین قصّه می‌گوید و او را به تأمل در قصّه‌ها فرا می‌خواند. درواقع، پاسخ اين پرسش را بايد در مفهوم و معناى «قصّه» در قرآن و «شيوه قصّه نويسى قرآن» جستجو كرد .( شعاری نژاد ،1374: 131)
« به جرأت می‌توان گفت كه در ميان اقوام و فرهنگ‌های گوناگون، هيچ قالب بيانى به قدر قصّه نافذ و موثّر نبوده است. اين تأثیر آنگاه كه با بلاغت و اعجاز وحى همراه گشته، بسى افزون شده است. در طول تاريخ دعوت اسلامى، مردم از همين قصّه هاى قرآنى درس گرفته‌اند، پيام آموخته‌اند، ادبيّاتى مستقل برنهاده‌اند، و با آن‌ها زیسته‌اند. در همان آغاز دعوت نيز قصه‌گويى قرآن از ابزارهاى تبليغى آن بود. به همين دليل كه قصّه جايگاهى بلند در تربيت نفوس و تهذيب جان‌ها دارد . »( شورای کتاب کودک ،1376: 17)
«ساخت و نظام طبیعی انسان طوری آفریده شده است که تربیت یا آموزش‌وپرورش او را در تمام دوران زندگی ضروری می‌نماید . عمل سازگاری انسان با محیط ( از راه تغییر محیط یا تغییر رفتار خود ) از قبل از تولد آغاز و تا آخرین دم زندگی ادامه دارد . بنابراین آموزش‌وپرورش یک امر پیوسته و دائمی است و انسان هرگز از آن بی‌نیاز نیست آموزش‌وپرورش ، به شکل غیررسمی ، در خانه و اجتماع آزاد و غالباً به‌وسیله ی والدین و اطرافیان شخص انجام می‌گیرد و به‌صورت رسمی به عهده‌ی کودکستان ، دبستان ، دبیرستان و دانشگاه انجام می‌گیرد . به‌عبارت‌دیگر ، هرگاه شخصی را در شرایط معین و خاصی قرار بدهند تا رفتارش را به وضع مطلوب درآورند گوییم : شخص تحت تربیت مستقیم یا عمدی قرار گرفته است ، در غیر این صورت گوییم : شخص تحت تربیت غیرمستقیم است مثل تربیت از راه کتاب‌های غیردرسی ، روزنامه ، بازی ، سینما و غیره . هرگاه این دو روش غیرمستقیم را با یکدیگر مقایسه کنیم در می‌یابیم که محیط‌های غیرمستقیم تأثیر بیشتری در تغییر رفتارها دارند . به همین سبب متخصصان تعلیم و تربیت درباره‌ی محیط یا روش‌ها و وسایل تعلیم و تربیت غیرمستقیم بیشتر به مطالعه پرداخته‌اند و مربیان را عموماً به آماده ساختن محیط مناسب غیرمستقیم ترغیب می‌کنند .از جمله‌ی وسایل آموزش‌وپرورش غیرمستقیم «ادبیات کودکان » است ، که امروزه بیش از هر زمان دیگر موردتوجه مربیان است و کشورهای معتقد به ارزش انسان و ضرورت تربیت مداوم در طول زندگی انسان به‌ویژه در دوران کودکی و نوجوانی فعالیت‌های چشم‌گیری در گسترش ادبیات کودکان و نوجوانان دارند .
وجود میل و نیروی کنجکاوی در کودکان برای کسب تجارب تازه ، رهبری و تقویت نیروی اندیشه ، آشنا ساختن غیرمستقیم کودک با دنیای خویش ، رشد و گسترش رغبت‌های کودکان ، راهنمایی اخلاقی کودکان مواردی هستند که اهمیت به‌کارگیری ادبیات کودکان را در تعلیم و تربیت آنان بیان می‌کنند .»( سعیدیان ،1363)قصه‌های قرآن به‌عنوان یکی از مصادیق هنر و ادبیات کودکان نقش مهمی در تربیت دینی کودکان دارد . با این بیان که قصه‌های قرآنی می‌توانند با القای غیرمستقیم شخصیت‌های مذهبی و دینی را به کودکان معرفی کرده و کودکان را به آنان نزدیک کنیم ، تا از آنان الگو بگیرند و رفتار خود را شکل دهند . بنابراین در این نوشتار بر آنیم تا تأثیر قصه‌های قرآنی را در تربیت دینی کودکان به لحاظ روان‌شناختی مورد بررسی قرار دهیم .
4-2 تربیت دینی
برای دست یافتن به تعریفی از تربیت دینی لازم است تصوری از دین و تربیت داشته باشیم . تربیت عبارت است از : مجموعه اعمالی که یک فرد به‌عمد ، به منظور اثرگذاری بر شناخت‌ها ، اعتقادات ، احساسات ، عواطف ، و رفتارهای انسان یا انسان‌های دیگر ، بر اساس برنامه‌ریزی سنجیده انجام می‌دهد » اما دین در زبان فارسی گاه به معنی کیش ، آیین و طریقت آمده است . در زبان عربی نیز این واژه به معنای اطاعت ، انقیاد ، و آیین و شریعت آمده است . در تعریف دین میان صاحب‌نظران اختلاف است ؛ هر کسی بر اساس نوع برداشت خود ، تعریف خاصی از آن ارائه کرده است . ما در اینجا تعریف آقای مصطفی ملکیان را به‌عنوان تعریف مبنا می‌آوریم . ایشان در تعریف دین می‌گویند : دین عبارت است از« مجموعه گزاره‌های معتبر به‌جامانده از مرجع یا مراجع فوق سؤال یک دین . این گزاره‌ها می‌توانند در یک متن مشخص مکتوب باشند ( مانند قرآن ، تورات و انجیل ) و یا به‌صورت شفاهی از طریق معتبر نقل شده باشند . به‌هرحال دین در اصل بر همین مجموعه گزاره‌های خاص منطبق است و برای اشخاص معتقد به آن مجموعه اعتقادات ، احساسات و اعمال خاص تحقق می‌یابد .»
اکنون با توجه به معنای تربیت و دین می‌توانیم بگوییم : « تربیت دینی عبارت است از مجموعه اعمال عمدی و هدف‌دار ، به منظور آموزش گزاره‌های معتبر یک دین به افراد دیگر ، به‌نحوی‌که آن افراد در عمل و نظر به آن آموزه‌ها متعهد و پایبند گردند .»
بر اساس این تعریف تربیت دینی منحصر به مسجد ، کلیسا یا مدرسه علمیه نیست ، بلکه در هر جایی ممکن است تلاشی هدف‌دار به منظور آموزش معارف دینی صورت گیرد ؛ خواه مسجد باشد یا خیابان یا هر جای دیگر . “ (داودی ،138: 237)
4-3 تأثیر قصه‌های قرآنی در تربیت دینی کودکان
4-3-1آموزش مفاهیم دینی و قرآنی
قصه‌ها کودکان را با واژگان ، اصطلاحات ، نام‌ها ، ضرب‌المثل‌ها ، و … آشنا می‌سازند و از این راه علاوه
بر ایفای نقش مهم و جدی در زبان‌آموزی ، فرصت خوبی برای اصلاح لغزش‌ها و اشکالات زبانی ایجاد می‌کنند . قصه‌ها به علت کشش ، زیبایی و نقشی که در برانگیختن حس کنجکاوی دارند می‌توانند بسیاری از مفاهیم را به کودکان منتقل کنند . هم‌چنین با انتقال مفاهیم به روش غیرمستقیم ، نه‌تنها باعث جذب بهتر و سریع‌تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می‌شوند بلکه فهم آن را عینی‌تر و ساده‌تر می‌سازند . به همین دلیل قصه‌گویی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین روش غیرمستقیم برای انتقال مفاهیم به دنیای مخاطبان به‌ویژه کودکان ، به شمار می‌آید . مفاهیم ساده‌ی علمی ، طبیعی و حتی معنا و مفهوم واژگان را طی قصه و گاه بدون نیاز به توضیح ، می‌توان منتقل کرد .
قصه برای توسعه و پیشرفت بچه‌ها ، مهارت‌های ادبی آن‌ها ، مهارت‌های شنیداری و مهارت‌های مربوط به ایجاد ارتباط آن‌ها مفید است . با ظهور تلویزیون و کامپیوتر ، بسیاری از ما استفاده از تخیلاتمان را متوقف کرده‌ایم . درحالی‌که ( قصه ) و قصه‌گویی به تخیلاتمان بال و پر می‌دهد .( حنیف ،1375: 75)
کولبرگ یکی از روان شناسان مطرح آمریکایی معتقد است” اگر مسائل غامض اخلاقی و

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید