زير محاسبه شد:
ميانگين: R0j= (?_(j=1)?n psvR^((I)) 0)/n
واريانس:R0j Var= ((??( ?psv R_0^j R_0^j)?^2)/(n-1)) خطاي استاندارد: SE= ?((var(R_0^j))/n)
براي برآورد بازه اطمينان فرض شد که آماره يک توزيع نرمال دارد و بنابراين حدود اطمينان 95 درصد براي برآورد پارامتر R0J بهصورت زير محاسبه گرديد (مير و همکاران، 1986):
R0J± (t n-1, 0.95). SE(R0j)
rm (j)= (?_(i=1)^n??psv. r_m (i)?)/n
var (rm (i)) = (?_(i=1)^n??(pvr r_(m (i)- r_(m ) ) ?(?i)?^2)/(n-1)
SE= ?((var r_m (j))/n)

2-2- 6- آزمايش روي ارقام گندم براي محاسبه MRGR
در اين آزمايش، به منظور تعيين ميزان مقاومت القا شده به شتهي سبز گندم در دو رقم گندم سايسونز و شيرودي بر اثر آلودگي قبلي به شته از روش تعيين شاخص ميانگين نرخ رشد نسبي (MRGR) نيز استفاده گرديد. آزمايش در اتاقک رشد تنظيم شده با دماي 2 ± 25 درجه سلسيوس، رطوبت نسبي 5 ±60 درصد و دورهي نوري 14 ساعت روشنايي و 10 ساعت تاريکي به صورت کرتهاي خرد شده و در قالب طرح کاملا تصادفي انجام شد. عامل اصلي عبارت از دو رقم گندم شيرودي و سايسونز و عامل فرعي عبارت از پنج زمان مختلف آلودگي قبلي بود. اين آزمايش با 40 تکرار براي هر تيمار انجام گرديد. به منظور القاي مقاومت در گندم، ابتدا بوتههاي گندم در مرحلهي رشدي سه برگي براي مدتزمانهاي مختلف (0، 2، 4، 6 و 8 روز) با 5 شتهي بالغ بي بال آلوده گرديد. پس از گذشت زمانهاي مذکور، شتهها با قلمموي نرم از روي گياهان حذف شدند و گياهان به مدت 48 ساعت عاري از شته نگهداري شدند. سپس دو گياه با يک شته بالغ آلوده شد تا تغذيه و پورهزايي کند. به منظور ارزيابي ميانگين نرخ نسبي رشد، پورههاي يک روزه در دستههاي 10 تايي با استفاده از ترازوي ديجيتال (با حساسيت 001/0 گرم) (شکل 2-5) توزين شده و مجددا روي گياهان قرار داده شدند تا به مدت 5 روز تغذيه کنند. پس از گذشت 5 روز پورهها مجددا به صورت جداگانه وزن شدند. ميانگين نرخ نسبي رشد (MRGR) آنها با رابطهي زير (ون امدين74، 1969) محاسبه و تاثير مقاومت القايي با مقايسه ميانگينها بررسي گرديد.

ميانگين نرخ نسبي رشد= (L_n تغذيه روز پنج از پس شته وزن -? L?_n تولد هنگام در شته وزن )/( تغذيه روزهاي تعداد)

شکل 2-5- ترازوي ديجيتال جهت توزين شته

تجزيه دادهها
قبل از تجزيه دادهها نرمال بودن آنها مورد آزمون قرار گرفت و در مواردي که به نرمال سازي دادهها نياز بود از تبديل Normal Scores براي نرمال کردن غير يکنواختي واريانسها استفاده گرديد. پارامترهاي زيستي (rm، l، R0، T و DT) با استفاده نرم افزار SAS و با روش کري (1993) محاسبه گرديد. به منظور محاسبه خطاي استاندارد آمارههاي زيستي از روش جک نايف استفاده شد (مير و همکاران، 1986; مايا و همکاران، 2000). دادههاي مقادير کاذب جک نايف براي پارامترهاي زيستي (نرخ ذاتي افزايش جمعيت، نرخ خالص توليدمثل، نرخ متناهي افزايش جمعيت، طول مدت يک نسل و مدت زمان دو برابر شدن جمعيت) و دادههاي مربوط به مراحل زيستي آفت (طول دورهي نشو و نماي مرحلهي قبل از بلوغ، باروري و طول عمر حشرات کامل) در هر يک از ارقام گندم با استفاده از نرم افزار Minitab.16 از آزمون ANOVA- GLM انجام شد. اختلافات بين ميانگين دادههاي مربوط به هر دو آزمايش بررسي مقاومت القايي و ميانگين نرخ رشد نسبي با آزمون توکي در سطح احتمال 5 درصد مقايسه شد. براي رسم نمودارها از نرم افزار Excel استفاده شد.

فصل سوم
نتايج و بحث

3-1- پارامترهاي رشد جمعيت شته روي دو رقم گندم
نظر به اينکه نرخ ذاتي افزايش جمعيت يک گونه تابع سه پارامتر مهم دخيل در تشکيل جمعيت حشرات، يعني درصد بقاي پورهها، طول دورهي نشو و نماي مراحل پورگي و قدرت باروري حشره ميباشد، لذا صفت مطلوبي براي بررسي مقاومت بين ارقام محسوب ميشود. نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها نشان داد که بين دو رقم گندم از نظر نرخ ذاتي افزايش جمعيت شتهي سبز گندم در حالت معمولي (بدون آلودگي قبلي) تفاوت معنيداري وجود دارد (05/0P£ ؛169و1 df= ؛78/127 F=). بر اين اساس نرخ ذاتي افزايش جمعيت اين شته روي رقم شيرودي 198/0 و روي رقم سايسونز 075/0 ماده/ ماده/ روز بود (جدول 3-1).
جدول 3-1- پارامترهاي رشد جمعيت شتهي سبز گندم روي دو رقم گندم در شرايط آزمايشگاهي (mean± SE)
نام رقم
نرخ خالص توليدمثل (R0)
(پوره/ماده/نسل)
نرخ ذاتي افزايش جمعيت (rm)
(پوره/ماده/روز)
نرخ متناهي افزايش جمعيت (l)
طول مدت يک نسل (T)
(روز)
مدت زمان دو برابر شدن جمعيت (DT)
(روز)
سايسونز
b*30/0±53/2
b008/0±075/0
b008/0±078/1
a61/0±72/12
a59/1±48/8
شيرودي
a88/0±01/11
a007/0±198/0
a008/0±219/1
a25/0±00/12
b14/0±51/3
*حروف غير مشابه در هر ستون نشاندهندهي وجود اختلاف معنيدار بين ميانگينها ميباشد. (آزمون توکي، سطح احتمال 5 درصد)
بالاتر بودن نرخ ذاتي افزايش جمعيت شتهي سبز گندم روي رقم شيرودي در اثر باروري بالا، مرگ و مير پايين و کوتاه بودن دورهي رشدي قبل از بلوغ آفت روي اين رقم بود. برعکس، پايين بودن نرخ ذاتي افزايش جمعيت شتهي سبز گندم روي رقم سايسونز از پايين بودن نرخ باروري و بقا پايين و طولاني بودن دورهي رشدي قبل از بلوغ آفت روي اين رقم نسبت به رقم شيرودي ناشي شده است. بالا بودن نرخ ذاتي افزايش جمعيت يک حشره روي گياه ميزبان نشان دهندهي حساسيت آن گياه و پايين بودن نرخ ذاتي افزايش جمعيت بيانگر مقاومت گياه ميزبان در برابر تغذيه حشره ميباشد (رزمجو، 2011). از آنجا که رقم شيرودي ميزباني حساس به آفت بود، بنابراين شتهي سبز گندم امکان بيشتري براي افزايش جمعيت روي اين رقم داشت. با اين حال، رقم سايسونز ميزبان نسبتا نامناسبي براي شتهي سبز گندم بود لذا مقاومت بيشتري در مقايسه با رقم شيرودي از خود نشان داد. رزمجو و همکاران (2011) نشان دادند رقم سايسونز در مقايسه با ارقام شيرودي، زاگرس، سرداري و آرتا بالاترين مقاومت را نسبت به شتهي سبز گندم داشت و کمترين پورهي توليد شده در اين رقم مشاهده شد. بسته به نوع ميزبان غذايي مورد مطالعه، مقادير بهدست آمده از نرخ ذاتي افزايش جمعيت S. avenae در منابع علمي تفاوتهايي با مقادير به دست آمده در ارقام گندم مورد بررسي در اين تحقيق داشت. براساس مطالعات خلقاني (1994) نرخ ذاتي افزايش جمعيت S. avenae روي ارقام گندم Tonic، Timna، Axona، Maris hunstaman، Ommid، Bountry و Einkorn به ترتيب 311/0، 307/0، 306/0، 288/0، 266/0، 264/0 و 231/0 پوره/ ماده/ روز بوده است که با مقادير بدست آمده براي ارقام مورد بررسي در تحقيق حاضر بسيار بالا است. دليل احتمالي اين تفاوت، متفاوت بودن ارقام مورد بررسي در اين تحقيق و تفاوت احتمالي جمعيتهاي شتهي سبز گندم مورد استفاده در اين دو تحقيق ميباشد. براساس نتايج حاصل از مقايسه ميانگين دادهها، از نظر نرخ ذاتي افزايش جمعيت شتهي سبز گندم بين تيمارهاي آزمايشي نيز روي هر دو رقم شيرودي و سايسونز تفاوت معنيداري بدست آمد (05/0P£ ؛169و4 df= ؛93/0 F=). نرخ ذاتي افزايش جمعيت در رقم شيرودي در تيمارهاي از پيش آلوده شده به مدتهاي صفر، 2، 4، 6 و 8 روز به ترتيب 216/0، 213/0، 206/0، 157/0 و 192/0 پوره/ماده/روز و در رقم سايسونز به ترتيب 092/0، 089/0، 068/0، 063/0 و 064/0 پوره/ماده/روز بهدست آمد. در بين دو رقم مورد آزمايش و پيش آلودگيهاي مختلف، بيشترين مقدار (rm) روي رقم شيرودي در گياهان شاهد (بدون آلودگي قبلي) و کمترين مقدار آن در تيمارهايي بدست آمد که به مدت 6 روز از پيش آلوده شده بودند (جدول3-2). همچنين بيشترين و کمترين مقدار اين پارامتر در رقم سايسونز بهترتيب در شاهد و در گياهاني که بهمدت 6 روز از قبل آلوده شده بودند، مشاهده شد (جدول 3-3). روي هر دو رقم مورد آزمايش نرخ ذاتي افزايش جمعيت شتهي سبز گندم در گياهاني که براي مدتزمانهاي 6 و 8 روز از پيش آلوده شده بودند بهطور معنيداري کمتر بود. پايين بودن نرخ ذاتي افزايش جمعيت در تيمارهاي از پيش آلوده شده بهمدت زمانهاي 6 و 8 روز معرف القاء شدن مقاومت در اين گياهان در مقايسه با ساير تيمارها ميباشد که از پايين بودن ميزان باروري و بقاء و طولاني بودن دورهي نشو و نماي پورگي روي اين گياهان ناشي شده است. در گياهان بدون آلودگي قبلي (شاهد) rm بيشترين مقدار را داشت. تيمار شاهد در مقايسه با ساير تيمارها نسبت به شته حساس بود، زيرا هيچگونه مقاومتي در آن القا نشده بود.
جدول 3-2- تاثير تيمارهاي زماني آلودهسازي قبلي روي پارامترهاي رشد جمعيت شتهي سبز گندم در رقم شيرودي در شرايط آزمايشگاهي (SE±mean)
مدت زمان دو برابر شدن جمعيت (DT)
(روز)
مدت طول يک نسل (T)
(روز)
نرخ متناهي افزايش جمعيت (l)

نرخ ذاتي افزايش جمعيت (rm)
(پوره/ماده/روز)
نرخ خالص توليدمثل (R0)
(پوره/ماده/نسل)
تيمارهاي زماني
502/0±14/3b
527/0±37/12ab
036/0±241/1a
029/0±216/0a
14/2±83/16a*
پيش آلودگي0روز
116/0±26/3ab
508/0±26/11bc
009/0±237/1a
008/0±213/0ab
61/1±60/10b
پيش آلودگي2روز
188/0±35/3ab
816/0±45/12b
014/0±229/1a
012/0±206/0ab
23/1±11/10b
پيش آلودگي4روز
534/0±35/4a
364/0±31/13a
0021/0±169/1b
018/0±157/0c
83/1±75/6d
پيش آلودگي6روز
204/0±60/3ab
357/0±17/10c
013/0±211/1a
011/0±192/0b
35/2±66/8c
پيش آلودگي8روز
*حروف غير مشابه در هر ستون نشاندهندهي وجود اختلاف معنيدار بين ميانگينها ميباشد. (آزمون توکي، سطح احتمال 5 درصد)
بين دو رقم گندم مورد بررسي در اين تحقيق از نظر نرخ خالص توليدمثل (R0) در حالت معمولي (بدون آلودگي قبلي) اختلاف معنيداري در سطح احتمال 5 درصد بدست آمد (جدول 3-4)، بهطوري که مقدار R0 در رقم سايسونز و شيرودي به ترتيب 53/2 و 01/11 ماده/ ماده/ نسل بود (05/0P£ ؛169و1 df= ؛22/79 F=). همچنين در ميان 5 تيمار زماني آلودگي قبلي نيز تفاوت معنيداري در سطح احتمال 5 درصد از نظر نرخ خالص توليدمثل (R0) روي هر دو رقم گندم مشاهده شد (05/0P£ ؛169و4 df= ؛21/3 F=). به طوري که مقدار آن در رقم شيرودي از 75/6 ماده/ماده/نسل در تيمار با 6 روز آلودگي قبلي تا 83/16 ماده/ماده/نسل در تيمار شاهد (جدول 3-2) و در رقم سايسونز نيز از 00/2 ماده/ماده/نسل در تيمار 6 روز آلودگي قبلي تا 40/3 ماده/ماده/نسل در گياهان شاهد متغير بود (جدول 3-3). مقدار نرخ متناهي افزايش جمعيت (l) شته روي رقم سايسونز و شيرودي در حالت عادي (بدون آلودگي قبلي) به ترتيب 078/1 و 219/1 بود (جدول 3-1). همچنين بين 5 تيمار زماني روي هر دو رقم گندم از نظر نرخ متناهي افزايش جمعيت اختلاف معنيداري مشاهده شد (05/0P£ ؛169و4 df= ؛04/0 F=)، بهطوريکه بيشترين و کمترين مقدار آن در هر دو رقم مورد مطالعه به ترتيب در شاهد و تيمار پيش آلودگي 6 روز بهدست آمد. از نظر متوسط مدت زمان يک نسل (T) در بين ارقام گندم اختلاف معنيداري مشاهده نشد، به طوريکه متوسط زمان يک نسل روي رقم سايسونز 72/12 روز و روي رقم شيرودي 00/12 روز بود، ولي در بين تيمارهاي زماني مدتهاي آلودگي قبلي از نظر متوسط مدت زمان يک نسل (T) در هر دو رقم گندم تفاوت معنيداري ديده شد (05/0P£ ؛169و4

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید