ن ، ۱۹۹۵). درواقع، اضطراب آمار بهترین پیش¬بینی¬کننده موفقیت در درس روش تحقیق است (اونوگبازی و همکاران، ۲۰۰۰)؛ در همین راستا، فیتز جرالد و همکاران، (۱۹۹۶) نشان دادند، دوره¬های درسی آمار بهترین پیش‌بینی¬کننده موفقیت در روش تحقیق است. علاوه بر این، یک ارتباط علیتی بین اضطراب آمار و پیشرفت در درس آمار در دوره¬ها¬ی مرتبط با آمار برقرارشده است. به‌طور خاص، اونوگبازی و سیمن (۱۹۹۵) نشان دادند، دانشجویان در سطح کارشناسی ارشد با سطوح بالای از اضطراب امتحان آمار که به‌طور تصادفی برای امتحان آماری که سروقت تعیین‌شده، برگزار می¬شد، تمایل به سطوح پایینی از عملکرد را نسبت به همتایان خود با سطوح پایینی از اضطراب آمار که امتحانشان نا به هنگام برگزار شد، داشتند. علاوه بر این، با استفاده از روش‌های کیفی، اونوگبازی (a۱۹۹۷) گزارش داد، اضطراب آمار، در درجه اول، بر توان دانشجو برای درک کامل مقالات پژوهشی و همچنین تجزیه-تحلیل و تفسیر داده¬های آماری تأثیر می¬گذارد.
همچنین اضطراب آماری بدون پیامد¬هایی برای توانایی دانشجویان برای کسب مهارت¬های آماری و مهارت¬های کسب-شده¬ی پیشین و برای حفظ این مهارت¬ها نیست (الموره ، لویز و بای ، ۱۹۹۳؛ امیوگلو و کاپا-آیدین ، ۲۰۱۱؛ اونوگبازی، ۲۰۰۳) یک فراتحلیل انجام شده توسط اسما امیوگلو و یسیم کاپا-آیدین (۲۰۱۱) نشان می¬دهد، یک رابطه مثبت، بین عواطف و احساسات دانشجویان نسبت به آمار و ادراکشان از شایستگی شناختی خود از یک‌سو و نمراتشان در آزمون¬های آماری از سوی دیگر، وجود دارد. تجزیه و تحلیل آن‌ها همچنین نشان می¬دهد اثر مثبت اما کوچک از ارزش نهادن به آمار و ادراک دشواری، با تمامی نگرش¬هایی که نشان¬دهنده¬ی نمرات بالایی در نگرش¬های مثبت هستند، کد-گذاری شده¬اند.
۲-11- حمایت اجتماعی ادراک شده:
حمایت اجتماعی ادراک شده بر وضعیت جسمی، روانی، رضایت از زندگی و جنبه‌های مختلف کیفیت زندگی افراد اثرات زیادی دارد و به عنوان یک عامل تعدیل‌کننده مؤثر در مقابله و سازگاری با شرایط استرس‌زای زندگی شناخته شده است (فریدلندر ،۲۰۰۷). در حقیقت در حمایت اجتماعی ادراک شده، ارزیابی‌های فرد از در دسترس بودن حمایت¬ها در مواقع ضروری و مورد نیاز بررسی می‌شود و در حمایت اجتماعی دریافت شده، میزان حمایت‌های کسب شده توسط فرد مورد تأکید است (مسلم،۱۳۹۰).
از نظر سارافینو (۱۳۸۴) حمایت اجتماعی مراقبت، محبت، عزت و کمکی است که به افراد در کنار آمدن با تنیدگی و ایجاد سازگاری کمک می‌کند. آن گونه كه از تعاريف مختلف حمايت اجتماعي استنباط مي‌شود، حمایت اجتماعی عبارت است از ميزان ادراك فرد از اين ¬كه موردتوجه و علاقه ديگران بوده و از ديدگاه آنان فردي ارزشمند است و چنان چه دچار مشكل شود به او ياري مي‌رسانند. با توجه به این تعريف، حمايت اجتماعي شامل دو بعد اساسي است، يكي جنبه ذهني كه نشان‌دهنده تصورات و ادراكات فرد از حمايت‌هاي اطرافيان است و ديگري جنبه واقعي (عيني) است كه عبارت است از ميزان مساعدت‌ها و كمك‌هاي واقعي ارائه شده به فرد (بيابانگرد، ۱۳۸۳). در جایی دیگر کوهن و مک کی (۱۹۸۴) با نگاهی روانکاوانه، بیان می¬دارند؛ حمایت اجتماعی به مکانیسم‌هایی اطلاق می‌شود که از طریق آن‌ها در روابط بین فردی از افراد در برابر اثرات مضر و مخرب فشار روانی محافظت می‌کند (فرجی،۱۳۸۰).
۲-11-۱- مدل سنتی از حمایت اجتماعی:
مدل سنتی حمایت اجتماعی، سه مدل اثر ضربه¬گیر (سپر)، مدل اثر اصلی و مدل میانجی را شامل می¬شود. مدل اثر ضربه¬گیر فرض می¬کند حمایت اجتماعی از افراد در برابر تجارب استرس¬زا حمایت می¬کند. ضربه¬گیر کردن استرس، باعث کاهش اثرات منفی استرس بر سلامت می¬شود. در حقیقت، حمایت اجتماعی باعث پیشگیری یا تقلیل عوامل استرس¬زا از طریق تدارک منابع بهتر برای مقابله با استرس می¬شود، همچنین، حمایت اجتماعی از طریق بهبود و ترغیب رفتار¬های سالم، اثر استرس را کاهش می¬دهد (آئو ، لای و لائو ، ۲۰۰۹؛ کارادیماس و کالانتزی ، ۲۰۰۴؛ یاپ و دیویلی ، ۲۰۰۴؛ یانگ و فارن ، ۲۰۰۵؛ به نقل از فولادوند، فرزاد، شهرآرای و سنگری، ۱۳۸۸). مدل ضربه¬گیری مطرح می¬کند حضور عوامل موقعیتی (برای مثال حمایت اجتماعی، همدلی دیگران) یا ویژگی¬های شخصیتی خاص (برای مثال اجتماعی بودن) می¬تواند منجر به کاهش اثرات منفی ناشی از استرس، شود؛ و حمایت اجتماعی می¬تواند استرس را از طریق صمیمیت و نزدیکی اجتماعی، کاهش دهد و از این راه به عنوان یک ضربه¬گیر (سپر) عمل کند؛ اگرچه حمایت اجتماعی افراطی می-تواند ظرفیت¬های کنار آمدن افراد را کاهش دهد (بینایت و بندورا ، ۲۰۰۴؛ به نقل از فولادوند و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-12- حمایت اجتماعی ادراک شده و اضطراب آمار:
اگرچه چندین سوابق شناخته شده¬اند، بسیاری از این عوامل اضطراب آمار نسبتاً تغییرناپذیر هستند (به‌عنوان‌مثال، جنس، نژاد، سن)(کولینز و اونوگبازی، ۲۰۰۶). اما با تمامی این تفاسیر پان و تانگ (۲۰۰۴) در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند، اضطراب آمار لزوماً ناشی از آموزش بد و یا مهارت¬های ناکافی نیست، چنانچه به نظر می¬رسد، اضطراب آمار را مؤلفه‌های مهمی چون حمایت اجتماعی ادراک شده پیش¬بینی کند و میزان اضطراب ادراک شده از آمار دانشجویان به نوعی وابسته به میزان حمایت دوستان، آشنایان، خانواده باشد، چنانچه محققان پیش از این دریافتند، رابطه¬ی منفی و معناداری بین حمایت اجتماعی و استرس و اضطراب وجود دارد و با افزایش حمایت اجتماعی میزان سلامت روان افراد نیز افزایش می-یابد.
همچنین پژوهش¬های محققان رابطه¬ی منفی حمایت اجتماعی و استرس، اضطراب و سلامت روان را به اثبات رساندند (کیم و شین ، ۲۰۰۴؛ دی لانگ و همکاران، ۲۰۰۴؛ دلنگیس و هالتزمن ، ۲۰۰۵؛ لانسکی و برامستون ، ۲۰۰۶؛ توین من و همکاران، ۲۰۰۶؛ کوپمن و همکاران، ۲۰۰۴؛ کینگ یه و همکاران، ۲۰۰۸؛ به نقل از همتی راد و سپاه منصور، ۱۳۸۷). نتایج پژوهشی که توسط همتی راد و سپاه منصور (۱۳۸۷) صورت گرفت، حاکی از آن بود؛ حمایت اجتماعی در کاهش میزان استرس دانشجویان مؤثر است و با افزایش حمایت اجتماعی به عنوان یک ضربه¬گیر یا میانجی بین فشار-های زندگی و وضع جسمانی عمل می¬کند. همچنین نتایج پژوهش گلوزاه و پوالین (۲۰۱۴) پژوهشی با هدف مطالعه برای به دست آوردن درک بهتری از نقش عوامل روانی اجتماعی در بهبود سلامت و موفقیت تحصیلی نوجوانان را انجام دادند، نتایج آن‌ها نشان داد، حمایت اجتماعی ادراک شده با استرس رابطه¬ی منفی دارد و سلامت و بهزیستی را پیش‌بینی می¬کند؛ و باوجودآنکه استرس سلامت و بهزیستی را پیش‌بینی می¬کرد، اما قادر به پیش‌بینی موفقیت تحصیلی نبود؛ و از سوی دیگر سلامت و تندرستی قادر به پیش‌بینی موفقیت تحصیلی بود؛ و حمایت اجتماعی به‌طور غیرمستقیم پیشرفت تحصیلی را تحت تأثیر قرار می¬دهد.
۲-13- شخصیت:
۲-13-۱- نظریه صفات و مدل پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (۱۹۹۲)
کاستا و مک کری در مجموع برای شخصیت بهنجار پنج عاملی با شاخص اصلی به شرح زیر فرض می¬کنند:
1. روان¬رنجورخویی
2. برون¬گرایی
3. گشودگی به تجربه
4. سازگاری
5. وظیفه¬شناسی
۲-13-۱-۱- روان¬رنجور¬خویی (N):
داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر مبنای مقیاس روان¬رنجور¬خویی را تشکیل می¬دهند. به بیانی دیگر نوروزگرایی به تمایل فرد برای تجربه اضطراب، تنش، خصومت، تکانشگری، افسردگی و خودکم بینی اشاره دارد (کاسکا و مک کری؛ به نقل از تابع بردار، ۱۳۹۱). از آن رو تأکید بر به¬کارگیری واژه روا¬ن¬رنجور¬خویی داریم که نزدیکی بیشتری با عصب یا نرون یا نروتیسیسم که نام اصلی این شاخص است را نشان می¬دهد. برانگیختگی عصبی و پرکاری سیستم اعصاب سمپاتیک نیز در همین جهت قرار دارد. در هر صورت روان¬رنجور¬خویی دربرگیرنده‌ی عناصری بیش از آسیب¬پذیری به ناخوش¬احوالی روان‌شناختی است. ازآنجاکه هیجان مخرب در سازگاری فرد و محیط تأثیر دارند در زن و مردی که دارای نمره¬های بالا در روان¬رنجور¬خویی باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که دارای باور¬های غیر¬منطقی باشند، قدرت کمتری در کنترل تکانه¬ها داشته باشد. درجه¬های انطباق ضعیف¬تری با دیگران در شرایط فشار روانی نشان دهد. همان¬گونه که از نام روان¬رنجور¬خویی پیداست، بیمارانی که معمولاً گرفتار حالات نوروتیک یا عصبی می¬شوند، معمولاً در شاخص روان¬رنجور¬خویی نمره بیشتری می¬گیرند (آیزنک، ۱۹۶۴)، با این حال شاخص روان¬رنجور¬خویی در آزمون NEO-PIR همانند دیگر شاخص¬های این آزمون جنبه¬های شخصیت بهنجار را می¬سنجد. افراد دارای نمره بالا در این شاخص ممکن است در خطر به ابتلا به برخی از اختلالات روان‌پزشکی باشند. به‌طورکلی، افرادی که نمره¬های پایینی در شاخص روان¬رنجور¬خویی دارند از نظر عاطفی افراد باثباتی به شمار می¬روند. این افراد معمولاً آرام، دارای خلقی یکنواخت و راحت بوده. به آسانی می¬توانند بدون برآشفتگی و مشکلات رفتاری با موقعیت-های بغرنج و فشار روانی روبه¬رو شوند. باید توجه داشت که وقتی افراد در این شاخص نمره¬ی بسیار کمی دارند افکاری انکار¬کننده هیجان¬های بهنجار می¬باشند (حق¬شناس، ۱۳۹۰؛ به نقل از کشاورز، ۱۳۹۳).
۲-13-۱-۲- برونگرایی (E):
برونگرایی، به تمایل فرد برای مثبت بودن، جرئت طلبی، پرانرژی بودن و صمیمی بودن اشاره می‌کند (کاسکا و مک کری؛ به نقل از تابع بردار، ۱۳۹۱). برون¬گرا¬ها افرادی اجتماعی هستند، اما اجتماعی بودن فقط یکی از ویژگی¬های این افراد در شناخت برون¬گرایی آزمون NEO-PIR است. افزون بر دوستدار دیگران بودن و تمایل به شرکت در اجتماعات و مهمانی¬ها، این افراد در عمل قاطع، فعال، حراف یا اهل گفت‌وگو هستند. این افراد هیجان و تحرک را دوست دارند و برانند که به موفقیت در آینده امیدوار باشند. مقیاس¬های شاخص برون¬گرایی نشان¬دهنده¬ی علاقه¬ی افراد به توسعه¬ی صنعت و کار خود است (کاستا، مک¬کری و هولند ، ۱۹۸۴).
بنا به تعریف جان و سریواستاوا (۱۹۹۵) برون¬گرایی بیانگر وجود رویکرد پرانرژی به جهان مادی و اجتماعی در فرد است که ویژگی¬هایی چون مردم¬آمیزی، قاطعیت و جرئت را شامل می¬شود. سازش¬پذیری نشانگر جهت¬گیری اجتماعی و جامعه¬پسند در مقابل نگرش خصمانه نسبت به دیگران است که ویژگی¬هایی چون نوع¬دوستی، خوش¬قلبی، اعتماد و فروتنی را شامل می¬شود.
۲-13-۱-۳- گشودگی نسبت به تجربه (O):
به عنوان یکی از ابعاد شخصیت، باز بودن به تجربه بسیار کمتر از روان¬رنجور¬خویی و برون¬گرایی در نزد اهل فن شناخته شده است؛ اما به‌طورکلی تجربه پذیری با تمایل فرد برای کنجکاوی، عشق به هنر، هنرمندی، انعطاف‌پذیری و خردورزی اطلاق می‌گردد (کاسکا و مک کری؛ به نقل از تابع بردار، ۱۳۹۱). در حقیقت عناصر تشکیل¬دهنده باز بودن (تصورات فعال ، حساسیت به زیبایی ، توجه به تجربه¬های عاطفی درونی و داوری مستقل ) اغلب در نظریه¬ها و ارزیابی شخصیت نقش قابل توجهی را بازی کرده¬اند و اغلب وحدت این ویژگی¬ها در یک شاخص مورد نظر قرار گرفته است. افراد “باز” انسانی هستند که در باروری تجربه¬های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آن‌ها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت از نظریه¬های جدید و ارزش¬های غیر¬متعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند.
معمولاً شاخص “O” یا “باز بودن” ارتباط مثبتی با هوش دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر نمره¬ی بیشتری در این مقیاس می¬آورند. بازبودن بیشتر با آن جنبه¬هایی از هوش سروکار دارد که کمتر در معرض سنجش در آزمون¬های هوشی است که از آن جمله می¬توان به تفکر “واگرا” نام برد که با خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد (مک کری، ۱۹۸۷). باید در نظر گرفت که باز¬بودن معادل و همسنگ هوش نیست، برخی از افراد بسیار باهوش درباره¬ی تجربه¬ها افراد بسته¬ای هستند و برخی از افراد بسیار باز به تجربه¬ها، ظرفیت هوشی پایین دارند. افراد باز، افرادی غیر¬متعارف، مایل به زیر سؤال بردن منابع قدرت و علاقه¬مند به آزادی در امور اجتماعی و دیدگاه¬های سیاسی هستند.
در نظر بسیاری از روان¬شناسان “باز بودن” ممکن است معادل سالم¬تر بودن به نظر آید؛ اما ارزش باز بودن یا بسته بودن، وابسته به ضرورت¬ها در موقعیت¬هاست و هم افراد باز و هم افراد بسته عملکرد¬های مفیدی در جامعه دارند (حق¬شناس، ۱۳۹۰).
۲-13-۱-۴- سازگاری (A):
توافق به تمایل فرد برای بخشندگی، مهربانی، سخاوت، هم‌دلی و هم‌فکری، نوع‌دوستی و اعتمادورزی همراه است (کاسکا و مک کری؛ به نقل از تابع بردار، ۱۳۹۱). به بیانی دیگر همانند برون¬گرایی، شاخص سازگاری بر گرایش¬های ارتباط بین¬فردی تأکید دارد. فرد سازگار اساساً نوع¬دوست است، با دیگران احساس همدردی می¬کند و مشتاق به کمک به آنان است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه، شخص ناسازگار و یا مخالف خود¬محور، به قصد و نیت دیگران مظنون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری.
به نظر می¬رسد این شاخص به سمت جنبه¬های مثبت اجتماعی و سلامت بیشتر روانی سوق دارد. افراد سازگار محبوب‌ترند. لازم به ذکر است نمی¬توانیم بگوییم کدام گروه از کسانی که در قطب¬های این شاخص قرار می¬گیرند، بهداشت روانی بهتری دارند. همچنین هورنای (۱۹۴۵) دو تمایل عصبی را موردبحث قرار داده (حرکت در جهت مخالف دیگران و حرکت به سمت دیگران) که جنبه¬های بیمارگونه¬ی توافق و مخالف را نشان می¬دهد. نمره¬ی پایین سازگاری معمولاً با ویژگی¬های اختلال شخصیت خود¬شیفته ، ضداجتماعی و پارانوئید همراه است؛ درحالی‌که نمره¬ی بالا سازگاری معمولاً با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد (کاستا و مک کری، ۱۹۹۰).
۲-13-۱-۵- وجدانی بودن (C):
یکی از موضوع¬های مهم یک نظریه شخصیت و به¬ویژه در نظریه¬های روان¬پویایی موضوع کنترل تکانه¬ها است. در روند تکوین و رشد فردی، بی¬شمار افراد می¬آموزند که چگونه کشش¬ها و نیاز¬های خود را اداره کنند. به‌طورکلی، ناتوانی در برابر تکانه¬ها و تمایلات نشان¬دهنده N”” بالاتر در افراد بالغ است. از سوی دیگر کنترل خویشتن می¬تواند به فرایند طراحی، سامان¬دهی و اجرای وظائف نیز گفته شود و تفاوت¬های فردی در این زمینه، مبنای شاخص وجدانی¬بودن در آزمون NEO-PIR است. به‌طور خلاصه، دو ویژگی عمده¬ی توانایی کنترل تکانه¬ها و تمایلات و به کارگیری طرح و برنامه در رفتار، برای رسیدن به هدف¬های موردبررسی در شاخص وجدانی¬بودن آزمون NEO-PIR قرار می¬گیرند. در حقیقت وظیفه‌شناسی به منظم بودن، کارا بودن، داشتن قابلیت اعتماد و اتکا، خود نظم بخشی، پیشرفت مداری، منطقی بودن، آرام بودن فرد اشاره می‌کند (کاسکا و مک کری؛ به نقل از تابع بردار، ۱۳۹۱) به بیانی دیگر فرد وجدانی دارای هدف و خواسته¬های قوی و از پیش ¬تعیین شده است. باید توجه کرد که افراد انگشت¬شماری در جهان می¬توانند موسیقی¬دان برجسته یا قهرمان ورزشی شوند، بدون اینکه چنین ویژگی داشته باشند.
دیگمن و تیک موتوچوک (۱۹۸۱) این شاخص، افراد دارای نمره¬های بالا در زمینه¬های حرفه¬ای و دانشگاهی افراد موفقی هستند؛ و در جنبه¬های منفی، نمره بالا با ویژگی ایرادگیری¬های کسل¬کننده، وسواس اجباری به پاکیزگی و یا فشار فوق¬العاده به خود در امور کاری و حرفه¬ای دیده می¬شود. افراد دارای نمره¬ی بالا در وجدانی¬بودن افرادی دقیق و وسواس، وقت¬شناس و قابل اعتماد هستند. افراد دارای نمره¬های پایین را نباید افراد فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانست، برخی از شواهد پژوهشی نشان می¬دهند که نیاز به لذت طلبی و علاقه¬مندی به امور جنسی در افراد نمره¬ی پایین بیشتر از افرادی است که نمره¬های بالا کسب می¬کنند (مک کری و کاستا و بوش، ۱۹۸۶).
2-14- اضطراب آمار و پنج عامل بزرگ شخصیت
شماری از مطالعات نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی را موردبررسی قرار داده¬اند؛ و در طی مطالعات صورت گرفته مشخص‌شده است، ویژگی‌های شخصیتی قادر به پیش‌بینی میزان پیشرفت دانشجویان است. به‌عنوان‌مثال نتایج بدست آمده در پژوهش کشاورز، جعفری، سلحشور و وزیری (۱۳۹۲) نشان داد که ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های شناختی قادر به تبیین ۵۰ درصد از تغییرات پیشرفت تحصیلی هستند؛ و وظیفه شناسی با پیش‌بینی ۳۹ درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی قوی‌ترین پیش‌بینی کننده عملکرد تحصیلی است. در مطالعه‌ای مشابه در ایران تابع بردبار (۱۳۹۱) در پژوهش خود به این نتیجه رسید، میان ویژگی‌های شخصیت و سبک‌های یادگیری با موفقیت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و نوروزگرایی و توافق پذیری از ابعاد شخصیت توانستند در پیش‌بینی موفقیت تحصیلی دانشجویان اثرگذار باشند.
به‌طورکلی، تحقیقات نشان می¬دهد، روان¬رنجورخویی و برونگرایی تمایل به همبستگی منفی، درحالی‌که گشودگی به تجربه، توافق پذیری و وجدان تمایل به رابطه مثبتی با شاخص‌های مختلف از پیشرفت¬های علمی در پروژه¬های سال آخر و امتحانات دارند (چامورو-پرموزیس وفارنهام ، ۲۰۰۳a، ۲۰۰۳b؛ کوماراجو ، کاراوو و اشمک ، ۲۰۰۹؛ لانسبوری ، سانسبروم ، لاولند و گیبسون ، ۲۰۰۳؛ کشاورز و همکاران، ۱۳۹۲).
فارنهام و چامورو-پرموزیس (۲۰۰۴) به این نتیجه رسیدند، برونگرایی و گشودگی به تجربه همبستگی منفی و وجدان رابطه مثبتی با نمرات امتحان آمار دارد. با توجه به اینکه هم اضطراب آمار و هم پنج عامل شخصیت به پیشرفت تحصیلی مرتبط است، این احتمال وجود دارد که بین این دو سازه رابطه مستقیم وجود دارد. با این حال، تحقیقات کمی رابطه بی