این نتایج متفاوت هستند، ولی دلیل اینکه چرا آن‌ها مثبت هستند این است که برانگیزنده‌های حامی خود¬مختاری، نیاز افراد را به خود¬مختاری ارضا می¬کنند، درحالی‌که برانگیزنده¬های کنترل¬کننده، این نیاز را نادیده می¬گیرند و ناکام می¬سازند. نتایج مثبتی که در پاسخ به حمایت کردن از خود¬مختاری فرد عاید می¬شود به این علت است که حمایت از خود¬مختاری و روابط حامی خود¬مختاری در کل،”خوراک روان‌شناختی” برای افراد تأمین می¬کند که برای ارضا کردن نیاز¬های روان¬شناختی¬شان به آن محتاج¬اند (دسی، ۱۹۹۵). این تجربیات ارضای نیاز روان‌شناختی، استعداد¬های فطری انسان را برای رشد کردن نیرومند می¬سازند به طوری که به رشد روان‌شناختی، انگیزش درونی، یادگیری معنی¬دار و رشد اجتماعی کمک می¬کنند (ریان و دسی، ۲۰۰۰).
۲-15-۱-۲- شایستگی:
شایستگی نیازی روان‌شناختی است که برای دنبال کردن چالش¬های بهینه و به خرج دادن تلاش لازم برای تسلط یافتن بر آن‌ها، انگیزش فطری تأمین می¬کند. چالش¬های بهینه، چالش¬های متناسب با رشد هستند، اما فقط برخی از جنبه-های مدرسه، کار، یا ورزش، مهارت¬های فرد را در حدی می¬آزمایند که با سطح مهارت یا استعداد فعلی او متناسب باشند. وقتی به کاری می¬پردازیم که سطح دشواری آن دقیقاً با مهارت¬های فعلی ما متناسب است، احساس می¬کنیم خیلی به آن علاقه داریم و نیاز ما را به شایستگی ارضا می¬کند. تعریف شایستگی به صورت رسمی عبارت است از: نیز به مؤثر بودن در تعامل¬ها با محیط که بیانگر میل به کار بردن استعداد¬ها و مهارت¬ها و در انجام این کار، دنبال کردن چالش¬های بهینه و تسلط یافتن بر آن‌هاست (دسی و ریان، ۱۹۸۵). نیاز به “شایستگی” منعکس¬کننده نیاز به مؤثر بودن فرد در تعاملات با محیط اجتماعی، کسب فرصت برای تمرین و ابراز توانایی¬های خویش، توانایی دسترسی به پیامد¬های مطلوب و احساس قابلیت تأثیرگذاری و تسلط بر محیط می¬باشد (گانیه ، ۲۰۰۳؛ الیوت، مک¬گریگور و تراش ، ۲۰۰۲؛ ریان و دسی، ۲۰۰۲؛ سل ایبارا- رویلارد و کوییپر ، ۲۰۱۱؛ به نقل از دفترچی و شیخ‌الاسلامی، ۱۳۹۲).
۲-15-۱-۳- ارتباط :
هر کس نیاز دارد که احساس تعلق کند. همه تعامل اجتماعی را دوست دارند. هرکسی مایل است دوستانی داشته باشد. همگی دست به هر کاری می¬زنیم تا روابط گرم، نزدیک و محبت¬آمیز با دیگران تشکیل دهیم و آن را حفظ کنیم. دوست داریم دیگران ما را همان‌گونه که هستیم درک کنند و می¬خواهیم دیگران برای ما ارزش قائل باشند. دوست داریم دیگران ما را به رسمیت بشناسند و نسبت به نیاز¬های ما حساس باشند. ما روابط باکسانی را می¬خواهیم که واقعاً و صادقانه به رفاه ما اهمیت بدهند، ما می¬خواهیم روابطمان دو جانبه باشد، به طوری که نه‌تنها دوست داریم روابط صمیمانه و محبت¬آمیز برقرار کنیم بلکه می¬خواهیم دیگران نیز دوست داشته باشند همین روابط را با ما برقرار کنند. این میل به برقراری رابطه با افراد، به روابط یا گروه¬ها، سازمان¬ها و جوامع نیز گسترش می¬یابد؛ به عبارت دیگر، ما نیاز به ارتباط داریم.
ارتباط نیاز به برقراری پیوند¬ها و دل‌بستگی‌های عاطفی با دیگران است و این نیاز بیانگر میل به مرتبط بودن عاطفی و درگیر بودن در روابط صمیمانه است (بامیستر و لیری، ۱۹۹۵؛ فروم، ۱۹۵۶؛ گایزینگر و بلات، ۱۹۹۴؛ ریان، ۱۹۹۱؛ سالیوان، ۱۹۵۳). چون به ارتباط نیاز داریم، به سمت کسانی کشیده می¬شویم که مطمئن هستیم به رفاه ما اهمیت می¬دهند و از کسانی که مطمئن نیستیم اهمیتی برای رفاه ما قائل باشند، دوری می¬جوییم. چیزی که افراد از یک رابطه¬ی ارضاکننده می¬خواهند این است که صادقانه با دیگری رابطه¬ای محبت¬آمیز و معنی¬دار برقرار کنند (ریان، ۱۹۹۳). ارتباط، ساختار انگیزشی مهمی است، زیرا زمانی که روابط میان¬فردی افراد از نیاز آن‌ها به ارتباط حمایت می¬کند، بهتر انجام وظیفه نموده، در برابر استرس انعطاف¬پذیرتر می¬شوند و از مشکلات روان‌شناختی کمتری خبر می¬دهند (کوهن، شرود و کلارک، ۱۹۸۶؛ لپور، ۱۹۹۲؛ ریان، استیلر و لینچ، ۱۹۹۴؛ ساراسون و همکاران، ۱۹۹۱؛ ویندل، ۱۹۹۲). چون به ارتباط نیاز داریم، پیوند¬های اجتماعی به راحتی برقرار می¬شوند (بامیستر و لیری، ۱۹۹۵).
نیاز به “پیوستگی” شامل نیاز به داشتن روابط مثبت و حس تعلق به گروه یا جامعه (لاگاردیا ، ریان، کوچمن و دسی، ۲۰۰۰) و همچنین احساس پذیرفته¬شدن از سوی افرادی که علائق مشترکی با فرد دارند (کراپ ، ۲۰۰۵؛ به نقل از دفترچی و شیخ والسلامی، ۱۳۹۲)، می¬باشد.
2-16- نظریه خبرپردازی و راهبردهای یادگیری:
در نظریه خبرپردازی، یادگیری به عنوان فرآیند دریافت محرک¬های محیطی به وسیله¬ی گیرنده¬های حسی، گذر این محرک¬ها از حافظه حسی و حافظه¬ی کوتاه¬مدت، به رمزدرآوردن و معنی¬دار شدن و نهایتاً قرار گرفتن در حافظه درازمدت تعریف شده است. هر تدبیری که به این فرایند سهولی بخشد، به پردازش اطلاعات یا خبر و به یادگیری و یادآوری کمک می¬کند. تدابیری که به این منظور و توسط روانشناسان و صاحب¬نظران روان¬شناسی خبر¬پردازی، کشف و ابداع شده با نام مهارت¬های یادگیری و مطالعه، یا به اصطلاح فنی¬تر، راهبرد¬های شناختی و فراشناختی نام¬گذاری شده¬اند.
راهبرد¬های فراشناختی عبارت¬اند از تکنیک¬هایی که دانش¬آموزان یاد داده می¬شود تا ضمن نظارت بر جریان یادگیری، فرایند¬های ذهنی خود را در تفکر، یادگیری و یادآوری هدایت کنند. راهبرد¬های فراشناختی به مجموعه راهبرد¬های برنامه-ریزی، کنترل و نظارت و نظم¬دهی گفته می¬شود. نه تنها مهارت¬های یادگیری و مطالعه در یادگیری و پیشرفت تحصیلی بسیار مؤثر است، بلکه این مهارت¬ها از سوی معلمان و دانش¬آموزان قابل آموزش و یادگیری¬اند (سیف، ۱۳۸۶؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸).
۲-16-1- راهبردهای یادگیری شناخت و فراشناخت:
زیمرمن (۱۹۸۶) یکی از نظریه¬پردازان نظریه¬ی شناختی اجتماعی، راهبرد¬های یادگیری خود تنظیمی را نوعی از یادگیری تعریف کرد که در آن یادگیرندگان به جای آنکه برای کسب دانش و مهارت بر معلمان، والدین و یا دیگر متولیان آموزشی تکیه کنند، شخصاً کوشش¬های خود را شروع و هدایت می¬کنند؛ به عبارت دیگر وی خود¬تنظیمی در یادگیری را به مشارکت فعال یادگیرنده از نظر رفتاری ، انگیزشی ، شناختی و فراشناختی در فرایند یادگیری برای بیشینه نمودن یادگیری اطلاق نمود. از این رو به اعتقاد زیمرمن و پونز (۱۹۸۸) راهبرد¬های یادگیری خود¬تنظیم در یادگیری دارای زیر-مجموعه¬هایی است که می¬توان آن‌ها را شامل این زمینه¬ها دانست: خود¬تنظیمی رفتاری ، خود¬تنظیمی انگیزشی ، خود-تنظیمی شناختی ، خود¬تنظیمی فرا¬شناختی .
۲-16-1-۱- خود¬تنظیمی رفتاری:
خود¬تنظیمی رفتاری به استفاده¬ی بهینه از منابع گوناگون که یادگیری را بیشتر می¬سازد، گفته می¬شود. این منابع شامل زمان، مکان، چگونگی کمک گرفتن از منابع در دسترس ازجمله معلم، والدین، دوستان، مواد آموزشی و کمک آموزشی است (زیمرمن و پونز، ۱۹۸۸).
۲-16-1-۲- خود¬تنظیمی انگیزشی:
به کاربرد فعال راهبرد¬های انگیزشی که یادگیری را افزایش می¬دهد، اطلاق می¬شود. این فراگیران در تمام مراحل یادگیری خود را افرادی لایق، خود¬کارآمد و مستقل می¬بینند.
۲-16-1-۳- خودتنظیمی شناختی و فراشناختی:
از نظر شناختی و فراشناختی فراگیران خود¬تنظیم افرادی هستند که در یادگیری برنامه¬ریزی، سازمان‌دهی، خود¬آموزی، خود¬کنترلی و خود¬ارزیابی دارند (چانگ ، ۱۹۹۱).
زیمرمن (۱۹۸۶) الگویی از چهارده راهبرد یادگیری خود¬تنظیم که یادگیرندگان در یادگیری از آن استفاده می¬نمایند، ارائه نمود. این راهبرد¬ها شامل خود¬ارزشیابی، سازمان¬دادن و انتقال، هدف¬گذاری و برنامه¬ریزی، جست¬و¬جوی اطلاعات، ثبت و ضبط و یادداشت¬برداری و خود¬کنترلی، سازمان‌دهی محیط، مرورذهنی و حفظ کردن، جستجوی کمک از همسالان، جست¬و¬جوی کمک از مردم، جست¬و¬جوی کمک از بزرگسالان، مرور نکته¬ها، یادداشت¬ها و جزوه¬ها، مرور تکالیف درسی و امتحان¬ها و بالأخره مرور کردن متن کتاب¬های درسی است (به نقل از نخستین گلدوست و معینی¬کیا، ۱۳۸۸).
چهار¬چوب اساسی این نظریه بر این اصل استوار است که دانش¬آموزان چگونه از نظر شناختی، فراشناختی، رفتاری، یادگیری خود را تنظیم و سازمان‌دهی می¬کنند (لینبرگ و پینترچ ، ۲۰۰۲).
2-16-2- شناخت:
پژوهشگران استراتژی¬های یادگیری متعددی را شناسایی کرده¬اند که یک دسته از آن‌ها به استراتژی¬ شناختی معروف-اند. تکرار یا مرور ذهنی، بسط یا گسترش معنایی و سازمان‌دهی ازجمله استراتژی¬های شناختی مهم هستند (سیف، ۱۳۸۹؛ به نقل از رضائی و همکاران، ۱۳۹۲). در کل راهبرد¬های مرور ذهنی برای سطوح عمیق¬تر یادگیری و فهم، راهبرد¬های سودمندی نیستند. در مقابل، راهبرد¬های بسط و سازمان‌دهی پردازش عمیق¬تر مطالب را تسهیل می¬سازد و به فهم و یادگیری بهتری از راهبرد¬های مرور ذهنی منجر می¬شود. جنبه¬ی دیگر درگیری شناختی شامل نظم¬دهی شخصی است. وول فولک (۲۰۰۴؛ به نقل از رضائی و همکاران، ۱۳۹۲) نظم¬دهی شخصی را به عنوان فرایند فعال¬سازی اندیشه¬ها، رفتار-ها و هیجانات برای رسیدن به اهداف تعریف کرده است. شواهد بسیاری وجود دارد که پردازش عمیق و نظم¬دهی شخصی (برنامه¬ریزی، هدف¬گزینی و نظارت¬کردن بر فرایند¬های یادگیری شخص) از عوامل مهم و مؤثر در یادگیری و پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان هستند (گرین و میلر، ۱۹۹۶؛ پینتریچ و دی گروت، ۱۹۹۰؛ زیمرمن و مارتینز-پونز، ۱۹۹۰).
۲-16-3- فراشناخت:
منظور از فراشناخت، کسب آگاهی و شناخت از نقاط ضعف و قوت فعالیت شناختی خود است که فرد را در جریان فعالیت¬های شناختی راهنمایی می¬کند (وانگ ، ۱۹۹۹؛ به نقل از مونتاگو ، ۲۰۰۸؛ به نقل از نوری ثمرین و همکاران، ۱۳۸۹). حالت فراشناختی نوعی از فراشناخت است که دارای چهار مؤلفه‌ی آگاهی فراشناختی، راهبرد شناختی، برنامه¬ریزی و خود¬بازبینی است (ستین کایا و ارکتین ، ۲۰۰۲). فراشناخت، یک مفهوم چندوجهی است. این مفهوم دربرگیرنده¬ی دانش، فراینده¬ها و راهبرد¬هایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت یا کنترل می¬کند (ولز ، ۲۰۱۰). اغلب نظریه¬پردازان بین دو جنبه¬ی فراشناخت، یعنی باور¬های فراشناختی و نظارت شناختی تمایز قائل شده¬اند (فلاول ، ۲۰۰۴). دانش فراشناختی، اطلاعاتی است که شخص در مورد شناخت خود و راهبرد¬های یادگیری دارد و نظارت شناختی، به دامنه¬ای از کارکرد¬های اجرایی، نظیر توجه، کنترل، برنامه¬ریزی و تشخیص خطاها در عملکرد اشاره دارد (ولز، ۲۰۱۰).
میلر (۲۰۰۲، به نقل از بیابان¬گرد، ۱۳۸۴، به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). فراشناخت را “شناخت درباره¬ی شناخت” یا دانش درباره¬ی دانستن، معرفی می¬کند. بنابراین فراشناخت عبارت¬اند از دانش فرد درباره¬ی چگونگی یادگیری خودش (اسلاوین، ۲۰۰۶؛ به نقل از سیف، ۱۳۸۶، به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). فراشناخت کلیدی است برای توانایی شناختی که به افراد اجازه می¬دهد تا افکارش را کنترل و بازسازی کنند و نقش اساسی در یادگیری ایفا می¬کند (گاس و ویلی، ۲۰۰۷؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). واترمن، پی تر (۱۹۸۲ به نقل از لرنا، ۱۹۹۲؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸) بیان می¬کنند که افراد موفق کسانی هستند که خوب برنامه¬ریزی می‌کنند اهداف ویژه را تشخیص می¬دهند و معرفی می¬نمایند و راهبرد¬ها را طرح¬ریزی می¬کنند. مهم‌ترین امتیاز دانش فراشناختی این است که یادگیرندگان را قادر می-سازد تا لحظه به لحظه از فعالیت یادگیری خود و چگونگی پیشرفت کارش آگاه باشد و هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف خودش را تشخیص دهد (سیف،۱۳۸۶؛ به نقل از عطار خامنه و سیف، ۱۳۸۸). تحقیقات قبلی نشان داده¬اند که راهبرد فراشناختی، بیش‌ترین کاربرد را در بین همه¬ی راهبرد¬ها دارد (ماگگو و الیور، ۲۰۰۷؛ شمیس، ۲۰۰۳؛ اکسفورد، ۱۹۹۰؛ شعوری، ۱۹۹۸؛ به نقل از زمینی و همکاران، ۱۳۹۰). محققان معتقدند که کاربرد راهبرد خاص توسط دانش¬آموزان را می-توان به بافت فرهنگی و آموزشی خاص نسبت داد (سودت، ۲۰۱۰؛ به نقل از زمینی و همکاران، ۱۳۹۰).
نقش مهم مؤلفه‌ها و مهارت¬های فراشناختی در یادگیری مؤثر در مطالعات متعدد به صراحت نشان داده شده است (هارتمن ، ۲۰۰۱؛ هودسون ، ۲۰۰۷). نتایج پژوهش¬ها حاکی از این است که فراشناخت با انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی (پرفکت و شوارتز ، ۲۰۰۴)، خود¬تنظیمی (کاپلان ، ۲۰۰۸) و خود¬کارآمدی (میه و میه، ۲۰۱۰) رابطه¬ی مثبت دارد. سطوح بالای فراشناخت، سطوح بالای پیشرفت تحصیلی و خود¬کارآمدی را در پی دارد (میه و میه، ۲۰۱۰). خود-تنظیمی و کنترل فراشناختی با یادگیری رابطه¬ی مثبت دارد و فرآیند¬های فراشناختی بازبینی و کنترل با یکدیگر مرتبط هستند (پرفکت و شوارتز، ۲۰۰۴). آموزش خود¬بازبینی به دانش¬آموزان، باعث افزایش خود¬تنظیمی و عملکرد تحصیلی آن‌ها می¬شود (پانائورا ، گاگاتسیز و دیمیتریو ، ۲۰۰۹) و آموزش راهبرد خود¬ارزشیابی فراشناختی، پیشرفت تحصیلی و خود-کارآمدی دانش¬آموزان را به‌طور معناداری افزایش می¬دهد (پانائورا، گاگاتسیز و دیمیتریو، ۲۰۰۹؛ به نقل از علیلو، موحدی و گورادل، ۱۳۹۲). پینیتریچ (۲۰۰۳) بر اساس پژوهشی که روی دانش¬آموزان داشته¬اند، به این نتیجه رسیدند که فراشناخت با عملکرد یادگیری دانش¬آموزان رابطه¬ی مثبتی دارد. (به نقل از علیلو، موحدی و علیزاده گورادل، ۱۳۹۲).
یادگیری مهارت¬های فراشناختی برای موفقیت در دوره¬های بعدی زندگی تحصیلی و شغلی بسیار ضروری هستند و چون راهبرد¬ها و آگاهی¬های فراشناختی برای موفقیت در کل فرایند یادگیری و موفقیت تحصیلی تأثیرگذار است، می¬توان با آموزش آگاهی¬های فراشناختی زمینه را برای کسب یادگیری بهتر و بیشتر ایجاد کرد. اصطلاح فراشناخت برای اولین بار در ادبیات پردازش اطلاعات توسط فلاول (۱۹۷۶؛ به نقل از فلاول و میلر، ۱۹۹۸؛ به نقل از ساقی، چلبیانلو، فاضل و محمدی، ۱۳۹۰). مطرح گردید که به اعتقاد وی، فراشناخت شامل توانایی فرد در آگاهی از فرایند¬های شناختی خود و یا پیامد¬های ناشی از این فرایند¬ها و پردازش¬ها می¬باشد. به نظر وی فراشناخت شامل بازبینی فعال و تنظیم¬های متعاقب و هماهنگی در فعالیت¬های پردازش اطلاعات است. فلاول و میلر (۱۹۹۸؛ به نقل از ساقی و همکاران، ۱۳۹۰) فراشناخت را به عنوان آگاهی از این که فرد چگونه یادمی¬گیرد، آگاهی از چگونگی استفاده از اطلاعات موجود برای رسیدن به یک هدف، توانایی قضاوت درباره¬ی فرایند¬های شناختی در یک تکلیف خاص، آگاهی از اینکه چه راهبرد¬هایی برای چه هدف-هایی مورداستفاده قرار دهد، ارزیابی پیشرفت خود در حین عملکرد و بعد از اتمام عملکرد، تعریف کرده¬اند. راهبرد¬های فراشناختی به فراگیران کمک می¬کنند تا به اطلاعات توجه کنند و آن‌ها را به صورتی انتخاب، بسط و سازمان‌دهی نمایند که منجر به فهم عمیق شود (پنتریج، ۱۹۹۹؛ به نقل از شیخ السلامی، ۱۳۸۴؛ به نقل از ساقی و همکاران، ۱۳۹۰).
در ارتباط با مهارت¬های فراشناختی نظریه¬های مختلفی مطرح شده¬اند که یکی از مهم‌ترین دید¬گاه¬های مطرح شده در این راستا، نظریه آگاهی فراشناختی شراو و دنیسون (۱۹۹۴؛ به نقل از ساقی و همکاران، ۱۳۹۰) می¬باشد. این نظریه، دو بعد فراشناخت یعنی دانش و تنظیم شناخت و هشت فرایند فرعی فراشناخت را دربر می¬گیرد. عامل دانش شناختی شامل سه فرایند فرعی دانش بیانی (DK) (به آگاهی فرد در مورد خودش به عنوان یک یادگیرنده، عوامل مؤثر بر یادگیری و حافظه¬اش، مهارت¬ها و راهبرد¬ها و منابعی که برای انجام یک تکلیف مورد نیاز است، اشاره دارد)، دانش روشی (PK)(در بردارنده¬ی آگاهی و دانش درباره¬ی فعالیت¬هایی است که هنگام کار بایستی صورت گیرند) و دانش موقعیتی (CK)(به آگاهی از این که چرا و چه موقع فعالیت¬های شناختی خاص را باید به کار برد، مربوط می¬شود) است و تنظیم شناخت، پنج فرایند فرعی را دربرمی¬گیرد که عبارت¬اند از: برنامه¬ریزی (P)(انتخاب راهبرد¬های مناسب و تخصیص منابعی که روی عملکرد تأثیر می¬گذارد) راهبرد¬های مدیریت اطلاعات (IM)(شامل مرحله¬بندی و دسته¬بندی مهارت¬ها و راهبرد¬های که به‌طور پیوسته برای اثر بخش¬تر شدن پردازش اطلاعات، استفاده می¬شود)، وارسی ادراک (CM)(به آگاهی مدارم از انجام یک عمل یا تکلیف، اشاره دارد. توانایی خودآزمایی لحظه به لحظه، مثال خوبی برای وارسی است)، راهبرد¬های عیب¬زدایی (DS)(راهبرد¬هایی که برای تصحیح خطاهای عملکرد و ادراک، استفاده می¬شود) و ارزیابی فرایند یادگیری (EL)(ارزیابی فراورده¬ها و فرایند¬های یادگیری در مورد شخص و تکلیف).
۲-17- اضطراب امتحان و راهبرد¬های یادگیری
اضطراب امتحان یا ادراک هر ارزشیابی تحصیلی، یکی از مهم‌ترین جنبه¬های انگیزشی منفی است و اثرات نامطلوبی بر عملکرد کلاسی دانش¬آموزان دارد. دوسک اضطراب امتحان را به عنوان احساس نامطلوب یا حالت هیجانی می¬داند که افراد در آزمون¬های رسمی یا سایر موقعیت¬های ارزشیابی تجربه می¬کنند (هیل و ویگفیلد ، ۲۰۰۹؛ به نقل از ترازی و خادمی، ۱۳۹۲). ترازی و خادمی (۱۳۹۲) در پژوهش خود نشان دادند با دوره¬ی آموزش راهبر¬های یادگیری و مطالعه، علاوه بر کاهش اضطراب و افزایش خود پنداره‌ی تحصیلی دانش¬آموزان دارای اضطراب امتحان، زمینه¬ی پذیرش و بهبود روابط با همسالان نیز افزایش یافت و سایر دانش¬آموزان تمایل بیشتری برای برقراری ارتباط و مشارکت در فعالیت¬های غیردرسی ازجمله فعالیت¬های ورزشی نشان دادند، این پژوهشگران درنتیجه¬ی پژوهش¬های خود درنهایت پیشنهاد دادند، راهبرد¬های یادگیری را در قالب درس مهارت¬های یادگیری و مطالعه در مدارس به دانش آموزان آموخت تا

متن کامل در سایت sabzfile.com