و يک رقم حساس (SP81-3250) نيشکر نشان داد که درصد مرگ و مير پورهها در گياهاني که با سيليس اسپري پاشي شدهاند در مقايسه با گياهان شاهد افزايش يافت. همچنين در تيمار سيليس مدت زمان پورگي افزايش (01/1 ± 5/52) و طول عمر حشرات ماده (57/0 ± 9/9) و نر (58/0 ± 9/10) کاهش يافت ولي دورهي پيش توليد مثلي و باروري بدون تغيير باقي ماند. نتايج نشان داد شته M. fimbriolata روي رقم SP79-1011 به علت داشتن مقدار سيليس بيشتر در برگها داراي بالاترين نرخ مرگ و مير پوره (69/3 ± 5/71) و کوتاهترين طول عمر ماده (57/0 ± 9/9) را دارا بود (کورندورفر و همکاران76، 2011).

3-3- طول عمر حشرات بالغ شتهي سبز گندم
نتايج حاصل از بررسي تاثير دو رقم گندم روي طول عمر حشره کامل شتهي سبز گندم در جدول 3-4 ارائه شده است. طول عمر حشرات کامل روي رقم شيرودي 58/11 روز و روي رقم سايسونز 30/6 روز بود. اين در حالي است که طولانيترين و کوتاهترين طول عمر شتهي سبز گندم در بين تيمارهاي زماني آلودهسازي روي دو رقم گندم در رقم شيرودي بهترتيب 00/15 روز در تيمار شاهد و 4/8 روز در تيمار 6 روز آلودگي قبلي و در رقم سايسونز به ترتيب 4/7 در تيمار شاهد و 2/5 روز در تيمار 6 روز آلودگي قبلي بهدست آمد، در حاليکه در هر دو رقم بين پيش آلودگيهاي 2 و 4 روز و نيز 6 و 8 روز تفاوت معنيداري مشاهده نشد (جدول 3-5 و 3-6).
جدول 3-6- تاثير 5 تيمار زماني آلودهسازي روي پارامترهاي نشو و نماي شتهي سبز گندم در رقم سايسونز تحت شرايط آزمايشگاهي (mean±SE)
ميانگين تعداد پوره به ازاي هر شته در هر روز
باروري
ماده/ماده/روز
طول دورهي باروري (روز)

طول عمر حشرات بالغ(روز)
طول دورهي نشو و نما (روز)
بقا
(n) (%)

تيمار زماني
(روز)
1/0±6/1a
4/1±2/6a
0/3±2/9a
7/1±4/7a
5/0±8/9b
(40)5/37
پيش آلودگي0
1/0±6/1a
9/1±9/5b
4/1±6/6b
0/2±9/6b
8/0±1/10a
(45)3/33
پيش آلودگي2
2/0±3/1b
04/1±0/5b
7/1±4/5c
1/1±2/6b
1/1±2/10a
(40)5/32
پيش آلودگي4
1/0±2/1b
2/1±1/4c
1/1±4/5c
3/1±2/5 c
6/0±3/10a
(45)1/31
پيش آلودگي6
2/0±2/1b
2/1±3/4c
3/1±4/5c
4/1±9/5c
9/0±2/10a
(48)3/31
پيش آلودگي8
*حروف غير مشابه در هر ستون نشاندهندهي وجود اختلاف معنيدار بين ميانگينها ميباشد.
نتايج حاصل از بررسي تاثير جاسمونات در القاي مقاومت در گوجهفرنگي نسبت به شتهي سيب زميني،M. euphorbiae ، از طريق محلول پاشي نشان داد که القاي مقاومت گياهان گوجهفرنگي با استفاده از جاسمونيک اسيد بطور قابل توجهي طول عمر و توليد مثل شتههاي بالغ و همچنين درصد بقا را در مقايسه با گياهان شاهد کاهش داد (کوپر و همکاران، 2005). باساگلي و همکاران (2003) که تاثير کاربرد سيليس را روي مقاومت گندم نسبت به شتهي معمولي گندم بررسي کرده بودند، نشان دادند که در گندمهاي تيمار شده با سيليس ترجيح، طول عمر و ميزان توليد مثل شتهي سبز گندم در مقايسه با گياهان شاهد کاهش مييابد.

3-4- قدرت باروري شتهي سبز گندم
نتايج اين پژوهش نشان داد که ميزان پورهزايي شته در روزهاي اول يکسان بود اما بعد از آن در تعداد پورههاي توليد شده روي رقم شيرودي و سايسونز تفاوت مشاهده شد. در پايان دورهي توليد مثلي، ميزان پورهزايي روي رقم شيرودي بيشتر از رقم سايسونز بود (جدول 3-4). نتايج پژوهش حاضر نشان داد که پارامترهاي رشد جمعيت و توليد مثل شتهي سبز گندم تحت تاثير رقم گندم مورد تغذيهي اين آفت قرار دارد. حشراتي که مراحل پورگي خود را روي رقم شيرودي سپري کرده بودند، بيشترين نرخ باروري و زادآوري را داشتند که نشاندهندهي حساسيت بيشتر رقم شيرودي در مقايسه با رقم سايسونز بود. نتايج حاصل از بررسي مقاومت القايي گياهان در مقابل حشرات پليفاژ توسط يانگ گين و همکاران (1997) نشان داد که آلودگيهاي پيشين گياهان موجب القاي تغييراتي در آنتوژني، خصوصيات مورفولوژيکي، فيزيولوژيکي، کيفيت غذايي و مواد شيميايي ثانويه گياهان ميشود و روي نشو و نما، بقا و باروري گياهخواران اثرات منفي ميگذارد. همچنين تحريک گياهان براي توليد ترکيبات شيميايي سمي يا رهاسازي سينومون جلب کننده سبب جلب دشمنان طبيعي شده و موجب کاهش جمعيت گياهخواران روي گياهان ميشود.

3-5- نرخ بقا 77و باروري روزانه78
نرخ بقاي ويژه سني (lx) و باروري روزانه (mx) شته سبز گندم در دو رقم مورد بررسي روي تيمارهاي از پيش آلوده شده در شکل نشان داده شده است. نرخ بقاي شته سبز گندم روند متفاوتي روي تيمارهاي از پيش آلوده شده نشان داد. بقاي مراحل قبل از بلوغ در رقم شيرودي و سايسونز روي گياهان بدون آلودگي پيشين، بيشترين مقدار و روي تيمارهايي که بهمدت زمانهاي بيشتري در معرض آفت قرار گرفته بودند کمترين مقدار را داشت.
کمترين باروري روزانه در تيمارهايي بدست آمد که از قبل بهمدت زمانهاي 6 و 8 روز در معرض آلودگي شته قرار گرفته بودند و بيشترين مقدار آن روي تيمارهاي بدون آلودگي پيشين و تا حدودي روي بوتههايي که بهمدت زمان 2 و 4 روز از پيش آلوده شده بودند مشاهده گرديد. بنابراين، حداکثر باروري ويژه سني (نرخ روزانه توليد پوره) در روزهايي ديده شد که بقاء در بيشترين مقدار خود بوده و پس از آن منحني روند کاهشي را نشان ميدهد.

شکل3-1 – نرخ بقاء ويژه سني (lx) و باروري ويژهي سني (mx) شته سبز گندم در 5 زمان پيش آلودگي روي رقم شيرودي در شرايط آزمايشگاهي

شکل 3-2- نرخ بقاء ويژه سني (lx) و باروري ويژهي سني (mx) شته سبز گندم در 5 زمان پيش آلودگي روي رقم سايسونز در شرايط آزمايشگاهي

3-6- ميانگين نرخ نسبي رشد (MRGR):
نتايج بدست آمده نشان داد که از نظر شاخص ميانگين نرخ نسبي رشد شتهي سبز گندم در بين دو رقم شيرودي و سايسونز اختلاف معنيداري وجود دارد (05/0P£ ؛222و1 df= ؛37/38 F=)، به طوري که ميانگين نرخ نسبي رشد در رقم سايسونز 009/0 ± 403/0 ميليگرم/روز و در رقم شيرودي 006/0 ± 471/0 ميليگرم/روز بود (جدول 3-7).
جدول 3-7- مقايسه ميانگين نرخ نسبي رشد S. avenae بين دو رقم گندم در شرايط آزمايشگاهي (mean±SE)
MRGR
رقم
009/0±403/0b*
شيرودي
006/0±471/0a
سايسونز
*حروف غير مشابه نشان دهندهي اختلاف معنيدار در سطح احتمال 5 درصد است.

نتايج سامر و همکاران (1994) که تاثير تغييرات غلظت گاز اوزون اتمسفر را روي مقاومت القايي در گندم نسبت به شته روسي بررسي ميکردند، نشان دادند که شاخص ميانگين نرخ نسبي رشد شته نسبت به افزايش غلظت اوزون در سطح احتمال 01/0 معنيدار بود، به طوري که با افزايش سطح اوزون ميانگين نرخ نسبي رشد شتهي روسي گندم افزايش يافت، به عبارت ديگر افزايش غلظت اوزون جو زمين نه تنها در گندم نسبت به شته روسي مقاومتي القا نميکند بلکه باعث کاهش مقاومت نيز ميشود. نتايج گونزاليس و همکاران (2002) روي تغييرات ايجاد شده در گياهان ميزبان در اثر آلودهسازي قبلي با شتهي S. flava نشان داد که در اثر افزايش غلظت اوزون ميانگين نرخ نسبي رشد پورههاي اين شته به طور معنيداري افزايش يافت که اين نتايج با نتايج اکثر تحقيقات ديگر در تناقض ميباشد. نتايج بدست آمده نشان داد که از نظر ميانگين نرخ نسبي رشد نسبي پورههاي شتهي سبز گندم بين پنج زمان پيش آلودگي روي دو رقم اختلاف معنيداري وجود دارد (05/0P£ ؛222و4 df= ؛54/4F=)، به طوري که مقدار MRGR در رقم شيرودي در بين گياهان از قبل آلوده شده در مدتزمانهاي صفر، 2، 4، 6 و 8 روز پيش آلودگي بهترتيب 479/0، 485/0، 479/0، 474/0 و 440/0 ميليگرم/روز و در رقم سايسونز به ترتيب 420/0، 427/0، 440/0، 379/0 و 357/0 ميليگرم /روز بهدست آمد (جدول 3-8).
جدول 3-8- مقايسه ميانگين نرخ نسبي رشد شتهي سبز گندم بين چند تيمار زماني آلودهسازي قبلي روي دو رقم گندم در شرايط آزمايشگاهي (mean ± SE)

ارقام
تيمارها
سايسونز
شيرودي

017/0±420/0a
010/0±479/0a*
بدون پيش آلودگي
019/0±427/0a
014/0±485/0a
پيش آلودگي 2 روز
021/0±440/0a
010/0±479/0a
پيش آلودگي 4 روز
024/0±379/0b
009/0±474/0a
پيش آلودگي 6 روز
016/0±357/0b
017/0±440/0b
پيش آلودگي 8روز
*حروف غير مشابه در هر ستون نشان دهندهي اختلاف معنيدار در سطح احتمال 5 درصد است
در رقم شيرودي بين تيمار 8 روز آلودگي قبلي و بقيه تيمارهاي زماني آلودگي قبلي و در رقم سايسونز بين تيمارهاي 6 و 8 روز آلودگي و بقيه تيمارها تفاوت معنيداري در سطح احتمال 5 درصد از نظر شاخص نسبي رشد مشاهده گرديد (جدول 3-8). به عبارت ديگر فقط در تيمارهايي با 6 تا 8 روز آلودگي قبلي شاخص نسبي رشد شته کاهش يافت و تيمارهاي صفر، 2 و 4 روز آلودگي قبلي همه در يک گروه قرار گرفتند.

نتيجهگيري کلي:
براساس نتايج اين مطالعه، آلودگي قبلي گندم به شته سبز گندم تاثير معنيداري روي پارامترهاي زيستي اين شته (طول دورهي نشو و نماي پورگي و طول عمر حشرات بالغ) دارد. مقايسه ميانگينها نشان داد که علاوه بر وجود تفاوت معنيدار بين دو رقم گندم مورد مطالعه، بين تيمارهاي زماني مورد آزمايش نيز اختلاف معنيداري وجود داشت. در بين تيمارها بيشترين مقدار مقاومت در گياهان گندمي که براي مدتزمانهاي 6 و 8 روز از قبل آلوده شده بودند، القاء شده بود زيرا در اين تيمارها علاوه بر کاهش رشد جمعيت شته و نيز کاهش نرخ ذاتي افزايش جمعيت، شاخص نرخ نسبي رشد شتهي سبز گندم نيز کاهش يافت. همچنين، نرخ ذاتي افزايش جمعيت و نرخ توليد مثل شته در رقم شيرودي در مقايسه با رقم سايسونز بطور معنيداري بيشتر بود. بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت که استفاده از مقاومت القايي در گياهان، مکانيسم موثري در محدود کردن جمعيتهاي خسارتزاي آفات ميباشد و ميتوان در برنامه مديريت تلفيقي شته گندم از مقاومت القايي استفاده نمود.

پيشنهادها:
از آنجا که مطالعات در زمينهي تاثير آلودگيهاي قبلي روي شتهي سبز گندم انجام نگرفته است و با توجه به نتايج حاصل از اين مطالعه که نشاندهندهي تاثير مثبت آلودگيهاي قبلي براي مدت زمانهاي مختلف بهويژه در زمانهاي 6 و 8 روز آلودگي اوليه در کاهش جمعيت شتهي سبز گندم و کاهش ميزان نرخ ذاتي افزايش جمعيت ميباشد، لذا پيشنهاد ميشود:
1-آزمايشهايي با فاصله زمانهاي طولانيتر از عدم وجود آفت طراحي و اجرا شود.
2-مقاومت القايي در گياه گندم نسبت به ساير آفات نظير سن گندم، تريپس گندم و … نيز مطالعه شود.
3-امکان گسترش مقاومت القايي ايجاد شده توسط شته سبز گندم، به ساير شتهها بويژه شته روسي گندم، شته يولاف و … نيز مورد بررسي قرار بگيرد.
4-با توجه به مکانيسم القاي مقاومت در گياهان و توليد مواد فرار شيميايي از گياهان که در جلب دشمنان طبيعي آن آفت نقش موثري دارند، توصيه ميشود که تاثير مقاومت القايي بر کارايي دشمنان طبيعي مورد بررسي قرار گيرد تا از نتايج بهدست آمده در تدوين برنامه کنترل تلفيقي شته سبز گندم استفاده گردد.
5-پيشنهاد ميشود ترکيبات شيميايي دفاعي احتمالي ايجاد شده در اثر مقاومت القايي شناسايي شوند.

منابع

1-بهداد، ابراهيم، 1371، آفات مهم گياهان زراعي ايران، چاپ نشاط، چاپ سوم، اصفهان، 618 صفحه.
2-بي نام، 1391، آمارنامهي کشاورزي ايران، نشريه ادارهي کل آمار و اطلاعلات وزارت کشاورزي، 5 صفحه.
3-پورصالح، مسعود، 1374، گياهان اقتصادي جهان: نحوهي کاشت، داشت، برداشت و کاربرد مهمترين گياهان بهره بردار جهان (ترجمه)، انتشارات سپهر، صفحات 608.
4-حجت، سيد، حسن؛ آزمايش فرد، پروانه، 1365، شتههاي گندم

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید