ل تاسف و تعجب با?د بگو??م که در کشور ما به مسائل گوناگون و پ?چ?ده کودکان به طور جدي پرداخته نشده است . ا?ن در حال? است که اخت??ت عاطف? – رفتاري ، به و?ژه وضع?ت نامتعادل و تحول زندگ? خانوادگ? و اجتماع? در?ک? دو دهه اخ?ر کشور ما ب?ش از هر زمان د?گري گر?بانگ?ر گروههاي وس?ع? از کودکان شده است (ع?س? زاده ، .(1386

نابسامان? هاي خانوادگ? ، کمبودهاي آموزش? ، پرورش? و بهداشت? ، جابه جا شدن گروههاي اجتماع? و فشارهاي ناش? از آن ، رشد نامعقول جمع?ت ، مهاجرتهاي ب? رو?ه و آوارگ? ، فقر و اعت?اد گسترده دل آزردگ? و افسردگ? و پرخاشجو?? و شکوه گرا??هاي حاصل از غ?بت و فقدان سرپرست در بس?اري از خانواده ها و همچن?ن ناآگاه? هاي د?رپاي والد?ن کودکان براي مقابله علم? عاق?نه با فشارها?? که زندگ? جد?د و ناآشنا و پ?چ?ده کنون? به طور مستق?م و غ?ر مستق?م بر روانهاي حساس و پذ?را?? خردسا?ن وارد م? آورد . و بس?اري عوامل مهم د?گر سبب شده است که اخت??ت عاطف? و رفتاري کودکان وسعت ب? سابقه اي ب?ابد ( استارت ، لور?ا،1998 1 نقل از ع?س? زاده ، .(1386
درچن?ن وضع?ت? جا دارد که پژوهشگران و متخصصان تعل?م و ترب?ت و روانشناس? کودك هر چه ن?رو و دانش و تجربه در توان و هر چه شور وشوق و دلسوزي در جان دارند به کار گ?رند و بر ا?ن دشمن مهلک درون? بشورند و کمک کنند تا

1 -Stuart and Luria

15

اخت?لهاي جانکاه عاطف? را از دلهاي آس?ب پذ?ر کودکان معصوم و دوست داشتن? ب?رون کنند و رشد شخص?ت سالم و متعادل آنان را امکان پذ?ر سازند .

ن?ازھاي کودک

ن?ازهاي مهم کودك عبارتند از اول؛ ن?از به محبت و امن?ت عاطف?. دوم؛ ن?از به برخورد با تجربه هاي جد?د و گوناگون. سوم؛ ن?از به تشو?ق و آگاه? ?افتن د?گران از انجام کارهاي مناسب و قابل تصد?ق که کودك انجام م? دهد. چهارم؛ ن?از به مسئول بودن و مسئول?ت داشتن است.

همان طور که طرد شدن کودك و کمبود محبت براي کودك مضر است، محبت ب?ش از حد به کودك ن?ز به طوري که وابستگ? ا?جاد شود باعث کاهش اعتماد به نفس، ازد?اد اضطراب و آس?ب پذ?ري کودك م? شود. ا?ن باعث وابستگ? کودك به مادر م?شود و تفاوت آن با دلبستگ? که باعث امن?ت کودك است در وجود ترس و هراس در وابستگ? است. پس وابستگ? در حق?قت دلبستگ? همراه با ترس و اضطراب م? باشد. در هر دلبستگ? به طور طب?ع? قدري وابستگ? وجود دارد. ول? در وابستگ?، دلبستگ? به معناي واقع? نم? تواند وجود داشته باشد (بالب?، )(1967به نقل از حمد?ه و شه?دي، .(1387

ه?ستر?ا?? مادر با الگوهاي رفتار ضد اجتماع? است. پرخاشگري کودکان ن?ز با پرخاشگري دوران کودک? والد?ن ارتباط دارد. ارتباط افسردگ? مادر با پرخاشگري کودك ن?ز پ?چ?ده است و در پژوهش هاي مختلف گزارش شده است. در بعض? گزارش ها ن?ز اثرات وراثت? در پرخاشگري و رفتار ضد اجتماع? کودکان و نوجوانان به صورت ضع?ف? گزارش شده است. اما در کل والد?ن به صورت منف?، رفتارهاي پرخاشگرانه و ب? اعتنا?? کودك را به طور فزا?نده اي تقو?ت م? کنند (ماش و اي بار کل? (جلد اول)- ترجمه ؛ توزنده جان? و توکل? زاده، .(1383

بد رفتاري در دوران کودک? اغلب در خانواده ها?? چند مشکل? اتفاق م? افند که در آن ها فقر و تنگدست?، آس?ب شناس? والد?ن و اخت?ل عملکرد خانواده تاث?ر ز?ادي در رشد کودك م? گذارد (مرکز مل? پژوهش، (1993 (به نقل از؛ ماش و اي بار کل? (جلد دوم)- ترجمه؛ توزنده جان? و توکل? زاده، .(1383

1 – تعر?ف اخت?ل رفتاري

16

تعر?ف و تع??ن عملکردهاي مختل کار آسان? ن?ست ز?را الگوهاي رفتاري داراي انواع نا محدودي هستند و همچن?ن نامهاي مختلف? دارند ، نظ?ر : اخت?ل رفتاري ، بدکاري رفتار،مشک?ت رفتاري ، مشک?ت روانشناخت? ، رفتارنابهنجار ، رفتار ناسازگارانه ، اخت??ت ، نقائص و آس?ب شناس? روان?.

رفتار مشکل غالبا به عنوان رفتار ›› نابهنجار‹‹ در نظر گرفته شده است ، ›› نا ‹‹ به معناي ›› دور‹‹ ?ا ›› از ‹‹ و ›› هنجار ‹‹ به معناي م?انگ?ن ?ا استاندارد . بنابر ا?ن ›› نابهنجار‹‹ به معناي چ?زي است که از م?زان استاندارد منحرف شده باشد ( نلسون 1 و ا?زرائ?ل2 ، 2000 ، صفحه 1و.(2
از هر نقطه نظري که به مفهوم بهنجاري و نابهنجاري نگر?سته شود ، معلوم م? گردد که ?ک مفهوم نسب? است . انحراف از ?ک هنجار ، ممکن است آنقدر ناچ?ز باشد که موجب ه?چ نگران? نشود ?ا ممکن است به اندازه ي ز?اد باشد که ترد?دي درباره ماه?ت نابهنجاري آن باق? نماند . بنابر ا?ن مفهوم نابهنجار و بهنجاردو اصط?ح جدائ? ناپذ?رند و هر ?ک از آنها را بدون توجه به د?گري نم? توان تعر?ف کرد (دادستان، .(1385

در مورد تعر?ف مشک?ت رفتاري ، اتفاق نظر در م?ان محقق?ن وجود ندارد ، و ?ک تعر?ف مشخص و محدود براي آن موجود نم? باشد . اما اغلب تعار?ف روي انطباق رفتار با مع?ارهاي اجتماع? تاک?د کرده و چنانچه رفتاري با مع?ارهاي اجتماع? تطب?ق داشته باشد ، آن رفتار بهنجار تلق? خواهد گرد?د ؛ کراسنر3 معتقد است که رفتاري غ?ر عادي نام?ده م? شوند که با در نظر گرفتن سه متغ?ر مداخه گر مطالعه گردند .

الف ) : خود رفتار

E ) : محتواي اجتماع? آن

? ) : مشاهده کننده اي که در آن وضع?ت با تمام ن?رو به مطالعه رفتار پرداخته است .

ه?چ رفتاري به خودي خود غ?ر عادي نم? باشد ، ز?را فردي ممکن است کارهائ? از قب?ل داشتن توهمات ک?م? ، گاز گرفتن ، امتناع از غذا خوردن و …. را انجام دهد . ?ا ا?ن امکان وجود دارد که درموقع?تهاي مختلف فردي خشم و عصبان?ت نسبت به هر کس را نشان دهد ، لذا با در نظر گرفتن سه عمل ?اد شده است که م? توان تما?ز
م?ان رفتارهاي عادي و غ?ر عادي را مشخص و مع?ن نمود ( راس ، 1974 ، صفحه 157 – 149 نقل از خانجان? ، .(1378

انجمن روانپزشک? امر?کا ( ( 1994 ?ک اخت?ل را به عنوان سندرم ?ا الگوي رفتاري تعر?ف م? کند که موجب درماندگ? شخص ?ا افزا?ش ر?سک مرگ ، درد، ناتوان? ،?ا از دست دادن آزادي م? شود ( نلسون و ا?زرائ?ل ، 2000 ،صفحه 1و.( 2

با توجه به نظرات ارائه شده ، در ارز?اب? رفتار بهنجار از نابهنجار م?کهائ? ب?ان گرد?ده است که به صورت خ?صه به آنها اشاره م? شود :

-Nelson , R.W. -Israel , A.C -Kerasner

1

2

3

17

– 1- 1 م?ك آماري: ا?ن م?ك بر اساس اصل ر?اض? منحن? طب?ع? است و در ا?ن روش آنچه که اکثر?ت افراد عمل م? کنند طب?ع? شمرده م? شود و آنچه در دو قطب قرار م? گ?رد نابهنجار قلمداد م? گردد . ›› رفتار نابهنجار رفتاري است که از لحاظ آماري کم بسامد 1 است و ?ا از هنجار انحراف دارد) ‹‹ ه?لگارد ، ترجمه براهن? و د?گران ، . (1385

– 1- 2 م?ك هنجار اجتماع? : در ا?ن م?ك با توجه به مع?ارهاي و?ژه ?ا هنجارهائ? که هر جامعه براي رفتارهاي افراد پذ?رفته است رفتار نابهنجار باز شناخته م? شود. بر اساس ا?ن مع?ار، م?کها براي هر جامعه جنبه اختصاص? پ?دا کرده و نابهنجاري از جامعه اي به جامعه اي د?گر و از زمان? به زمان د?گر فرق م? کند .

-1- 3م?ك غ?ر انطباق? بودن رفتار : ا?ن م?ك ب?شتر مد نظر دانشمندان علوم اجتماع? م? باشد ، آنها معتقدند به جاي آنکه رفتار نابهنجار به وس?له م?ك اجتماع? ?ا آماري تع??ن گردد به وس?له چگونگ? تاث?ر رفتار در بهز?ست? فرد ?ا گروه مشخص م? گردد . بر اساس ا?ن م?ك ، رفتاري غ?ر طب?ع? است که ( غ?ر انطباق? ( 2 باشد ?عن? پ?امدهاي ز?انباري براي جامعه و فرد به دنبال داشته باشد .

– 1- 4 م?ك پر?شان? شخص : ا?ن م?ك به احساس فرد ب?مار از خود ب?شتر تاک?د دارد تا بر رفتار وي . به ب?ان د?گر ›› از زاو?ه فاعل? ?ا غ?ر ع?ن? ، ?ک حالت ناراحت ، ?ک رنج روان? مبهم ?ا مشخص و ?ا ?ک حالت دلهره که تا حدي مب?ن وجود روشن نگري نسب? فرد درباره ب?ماري خو?ش است ، بر ب?مار مستول? است مشخص م? گردد ( دادستان و منصور ، . (1385

– 1- 5 م?ك بال?ن? : ا?ن مع?ار اساس کار تشخ?ص اخت?ل روان? بوس?له روانپزشکان که اساس ع?ئم و تشخ?صشان بر هم?ن م?ك م? باشد را روشن م? سازد و بر پا?ه هم?ن ع?ئم و مع?ارها فرد سالم را از غ?ر سالم بازشناس? م? کند . ›› اساس ا?ن م?ك همانند روش بال?ن? در مورد ب?مار?هاي ارگان?ک? است . روانشناسان بال?ن? و روانپزشکان ن?ز متک? بر نشانه هاي عمل? اخت?ل روان? چون اضطراب ، ترس ، افسردگ? و … م? باشد ) ‹‹ نواب? نژاد ، . (1380

اخت??ت رفتاري کودکان

تا سال 1997 اصط?ح “ناتوان? جدي ه?جان?”3 درقوان?ن آموزش و?ژه مورد استفاده قرار م? گرفت، در حال حاضر اصط?ح “اخت??ت رفتاري” توسط “مجمع کودکان مبت? به اخت??ت رفتاري”4 پذ?رفته شده است و از ا?ن نظر که بر جنبه قابل مشاهده مشک?ت کودکان متمرکز است، بر سا?ر اصط?حات برتري دارد. البته بس?اري از صاحب نظران معتقدند به کارگ?ري اصط?ح “اخت??ت ه?جان?- رفتاري5” مناسب تر از اخت??ت رفتاري به تنها?? است. ز?را برخ? از کودکان

1 -Ross,A. 2 -Maladaptive 3 Seriously emotionally disturbed

4 Council for children with behavioral disorder 5 Emotional- behavioral disorders

18

ممکن است به اخت??ت رفتاري ،گروه? به اخت??ت ه?جان? و دسته اي د?گر به هر دو مبت? باشند (فورنس و ن?تزر1،
1992؛ کافمن، .(1997

همان گونه که ?افتن اصط?ح مناسب براي توص?ف کودکان و نوجوانان با اخت??ت ه?جان?- رفتاري مشکل است ، ارائه تعر?ف? جامع ن?ز دشوار است. اغلب صاحب نظران و کارشناسان با توجه مقاصد تخصص? خود تعار?ف? ارائه داده اند (فورنس و کاوال?2، .(1997
عوامل? که ارائه تعر?ف? جامع از ا?ن اخت??ت را دشوارتر م? سازند، عبارتند از؛ فقدان تعار?ف دق?ق از بهداشت روان?

? رفتار بهنجار3، تفاوت ب?ن الگوهاي مفهوم?4، مشکل بودن اندازه گ?ري ه?جان ها و رفتارها، رابطه ب?ن اخت??ت ه?جان?

? رفتاري و سا?ر ناتوان? ها، وجود اخت??ت ب?ن متخصصان? که دست اندرکار تشخ?ص و ارائه خدمات به کودکان و

نوجوانان اند (ها?ن و کافمن5، (2003 عل?رغم ا?ن که اصط?حات به کار برده شده در مورد اخت??ت ه?جان?- رفتاري از نقطه نظر تأک?د نسب? بر بعض? از

جنبه ها ، در تعار?ف گوناگون متفاوتند، نکات مشترک? ب?ن آنان وجود دارد. متخصصان بر سر موارد ز?ر توافق نسب? دارند: -1 ا?ن رفتارها افراط? هستند. رفتارها?? که با هنجارها تفاوت اندک? دارند، ا?ن اخت??ت محسوب نم?
شوند.

-2 اخت??ت ه?جان? و رفتاري، مزمن هستند و به سرعت برطرف نم? شوند.

-3 ا?ن رفتارها به دل?ل ناهماهنگ? با انتظاارت اجتماع?- فرهنگ?، مورد قبول جامعه قرار نم? گ?رند.

در متن IDEA6 (از قوان?ن دولت فدرال آمر?کا) ،اخت??ت ه?جان?- رفتاري ا?ن گونه تعر?ف شده است:

-1″ منظور از ا?ن اصط?ح ،وجود شرا?ط? است که واجد ?ک ?ا چند مورد از و?ژگ? ها?? که در پ? م? آ?ند بوده و به طور طو?ن? مدت و با شدت ظهور کنند و بر کارکرد تحص?ل? فرد تاث?ر منف? بگذارند. ا?ن و?ژگ? ها عبارتند از:

الف) ناتوان? ?ادگ?ري که از عوامل هوش?، حس? ?ا جسمان? ناش? نم? شود. ب) ناتوان? در ا?جاد روابط رضا?ت بخش با معلمان و همسا?ن.

پ) وجود انواع رفتارها و احساسات نامناسب تحت شرا?ط عادي زندگ? ت) حا?ت اندوه و افسردگ? دائم.

ث) نشان دادن ع?ئم? نظ?ر ترس ?ا ع?ئم بدن? در مواجهه با مسائل شخص? و تحص?ل?.

1 Forness & knitzer 2 Forness & kavale 3 Normal behavior 4 Conceptual models 5 Hallahan & kauffman
6 Individuals with disabilities education act

19

-2 کودکان اسک?زوفرن?ک1 و اوت?ست?ک2 را م? توان در چهارچ
وب ا?ن اصط?ح قرار داد، ول? ا?ن اصط?ح شامل کودکان? که ناسازگاري هاي اجتماع? دارند، نم? شود، مگر ثابت شود مبت? به اخت??ت ه?جان? هستند.”

بخش اول تعر?ف دولت فدرال، براساس تعر?ف بوور(1982) 3 صورت گرفته است. بوور (1982) و کافمن (1982) اشاره کرده اند ،اضافه کردن و کم کردن موارد متعدد ضرورت? ندارد. عقل سل?م حکم م? کند براساس پنج مع?ار بوور، براي اخت??ت ه?جان? ،کودکان اوت?ست?ک، کودکان اسک?زوفرن?ک و کودکان مبت? به

متن کامل پایان نامه ها در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید