به نا
فهرست مطالب
عنوان صفحه شماره صفحه
چكيده 1
فصل اول: مقدمه پژوهش
1-1- بيان مسئله 3
1-2-ضرورت انجام پژوهش 6
1-3-اهداف و فرضيه‌هاي پژوهش 8
1-4-متغيرهاي پژوهش 8
1-5-تعريف اصطلاحات 9
فصل دوم : ادبيات پژوهش
2-1-مقدمه 12
2-1- مباني نظري 12
2-1-1- تركيب بدني 16
2-1-2- آمادگي جسماني 16
2-1-3- استقامت قلبي و عروقي 18
2-1-4- انعطاف‌پذيري 20
2-1-5- چابکي 22
2-1-6- استقامت عضلاني 24
2-1-7- فعاليت بدني 25
2-2- مروري بر تحقيقات گذشته 26
2-2-1- پژوهش‌هاي صورت گرفته در داخل کشور 26
2-2-2- پژوهش‌هاي صورت گرفته در خارج کشور 32
فصل سوم : روش شناسي پژوهش
3-1-مقدمه 37
3-2- روش پژوهش 37
3-3- جامعه، نمونه و روش نمونه گيري 37
3-4- متغيرهاي پژوهش 38
3-4-1- شاخص توده بدني (BMI) 38
3-4-2- نسبت محيط كمر به محيط باسن (WHR) 39
3-4-3- تست كوپر (12 دقيقه دور دويدن) 39
3-4-4- تست انعطاف پذيري 41
3-4-5- تست چابكي ايلينويز 41
3-4-6- تست دراز نشست 42
3-4-7-پرسش نامه بين المللي فعاليت بدني………………………………………………………………………….43
3-5- ابزارهاي پژوهش 44
3-6- شيوه اجراي پژوهش 44
3-7- روش‌هاي آماري تحليل داده‌ها 45
فصل چهارم : يافته هاي پژوهش
4-1-مقدمه 47
4-2- يافته‌هاي توصيفي 47
4-3- يافته‌ها استنباطي 51
4-4- يافته‌هاي جانبي 53
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري
5-1 مقدمه 57
5-2- بحث و نتيجه گيري 57
5-3- پيشنهادات پژوهش 64
منابع 66
ضمايم 73

فهرست جداول
عنوان صفحه شماره صفحه
جدول 3-1- تفسير شاخص توده بدني 38
جدول3-2- تفسير اعداد به دست آمده از نسبت محيط كمر به محيط باسن 39
جدول3-3- تفسير دادههاي حاصل از آزمون 12 دقيقهاي كوپر 40
جدول 4-1- شاخصهاي توصيفي مربوط به اطلاعات دموگرافيك و تن سنجي آزمودنيها 48
جدول 4-2- شاخصهاي توصيفي مربوط به فاكتورهاي آمادگي جسماني 49
جدول 4-3- توزيع فراواني با توجه به سطح فعاليت بدني آزمودنيها 50
جدول-4-4- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با BMI 51
جدول-4-5- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با BMI 51
جدول-4-6- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با استقامت قلبي عروقي 52
جدول-4-7- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با انعطافپذيري 52
جدول-4-8- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با چابكي 52
جدول-4-9- نتايج ضريب همبستگي اسپيرمن براي بررسي رابطه سطح فعاليت بدني با استقامت عضلات شكم……………53
جدول-4-10- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با استقامت قلبي- عروقي.. 53
جدول-4-11- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با انعطافپذيري 54
جدول-4-12- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با چابكي 54
جدول-4-13- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه BMI با استقامت عضلات شكم 54
جدول-4-14- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با استقامت قلبي- عروقي…55
جدول-4-15- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با انعطاف پذيري .55
جدول-4-16- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با چابكي ..55
جدول-4-17- نتايج ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه WHR با استقامت عضلات شكم..55

فهرست نمودارها
عنوان صفحه شماره صفحه

نمودار 4-1- توزيع فراواني با توجه به سن آزمودنيها 47
نمودار 4-2 – توزيع فراواني دانشجويان بر اساس شاخص توده بدني 48
نمودار 4-3 -توزيع فراواني دانشجويان بر اساس نسبت دور كمر به دور باسن 49
نمودار4-4 توزيع فراواني با توجه به سطح فعاليت بدني آزمودني‌ها(درصد فراواني) 50

چكيده:
پژوهش حاضر با هدف تعيين رابطه بين سطح فعاليت بدني ، عوامل آمادگي جسماني و ترکيب بدني دانشجويان دختر دانشگاه پرديس الزهرا (فرهنگيان)سمنان انجام گرديد.
در اين مطالعهي مقطعي، جامعه تحقيق شامل كليه دانشجويان دختر پرديس الزهراي دانشگاه فرهنگيان استان سمنان بود كه از اين ميان 177 نفر به صورت تصادفي جهت انجام پژوهش انتخاب شدند. بعد از انجام معاينات پزشكي و تكميل فرم رضايتنامه، قد و وزن جهت محاسبه شاخص تودهبدني، نسبت دور کمر به دور باسن،عوامل آمادگي جسماني مانند استقامت عضلاني (درازونشست)، انعطافپذيري (خمش به جلو)، استقامت قلب و عروق (تست كوپر) و چابکي (تست ايلينويز) افراد مورد آزمون قرار گرفت. اطلاعات مربوط به ميزان فعاليت بدني افراد نيز با استفاده از پرسشنامه فعاليتبدني فرم كوتاه جمعآوري گرديد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماري SPSS 21 و با محاسبه شاخصهاي آمار توصيفي و آزمونهاي همبستگي پيرسون و اسپيرمن در سطح معنيداري (05/0P) تجزيه و تحليل شد.
يافتهها: بر اساس نتايج بدست آمده دانشجويان شركت كننده در سنين 19 تا 25 سال بودند و شاخص تودهيبدني اين افراد بين 23/16 تا 76/39 قرار داشت. سطح فعاليت بدني دانشجويان استقامت قلبي- عروقي (17/0=r و 01/0=p) با چابكي (19/0-=r و 009/0=p) و استقامت عضلات شكم (17/0=r و 01/0=p) رابطه معنيداري را نشان داد درحالي كه بين سطح فعاليت بدني با تركيب بدني و ديگر شاخصهاي آمادگي جسماني افراد هيچ رابطه معنيداري مشاهده نشد. نتايج اين تحقيق نشان داد بين شاخصتوده بدني افراد با استقامت قلبي – عروقي (27/0-=r و 001/0=p)، چابكي (195/0=r و 009/0=p) و استقامت عضلات شكم (28/0-=r و 001/0=p) رابطه معني‌داري وجود دارد. ولي رابطه آن با انعطافپذيري معنيدار نميباشد. اين در حاليست كه نسبت دور كمر به دور باسن فقط با استقامت عضلات شكم رابطه معنيداري را نشان ميدهد (17/0-=r و 02/0=p) و رابطه آن با ديگر شاخصهاي آمادگي جسماني از لحاظ آماري معنيدار نميباشد.
نتيجه گيري: تحقيق حاضر نشان داد شاخص توده بدني و سطح فعاليت بدني با برخي از شاخصهاي آمادگيجسماني ارتباطي قوي دارند اين درحاليست كه سطح فعاليتبدني دانشجويان و تركيب بدني آنها هيچگونه ارتباط آماري را نشان نداد.
واژگان كليدي: آمادگي جسماني، ترکيب بدني، فعاليت بدني، دانشجويان دختر

1-1-بيان مسأله:
پيشرفت‌هاي شگرف در فن‌آوري و ماشيني‌شدن زندگي از ويژگي‌هاي دنياي مدرن امروزي است. پيامد ماشيني شدن زندگي، فقر حركتي بوده كه از ديدگاه تندرستي از مهمترين مشكلات بشر امروزي است. كم‌تحركي يا بي‌تحركي يك مشكل سلامت عمومي‌جهاني و عامل خطر اصلي براي افزايش فشارخون، افزايش قندخون، چربي خون غير طبيعي، اضافه وزن، چاقي و بيماري‌هاي مزمن عمده مانند بيماري‌هاي قلبي و عروقي، سرطان و ديابت مي‌باشد (نوري و همكاران، 1391). از طرف ديگر ميزان بي‌تحركي در همه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بالا است. معدود پژوهش‌هايي كه در ايران انجام يافته نيز حاكي از بالا بودن ميزان بي‌تحركي در كشور ما مي‌باشد (نوري و همكاران، 1391). به عنوان مثال براساس نتايج مطالعه صورت گرفته ميزان كم‌تحركي در جمعيت شهري استان يزد 8/65% (در مردان 6/81% و در زنان 4/54%) برآورده شده است (متفكر و همكاران، 2007).
از فعاليت جسماني مي‍توان به عنوان يک راهبرد موثر توصيه شده در تحرک عمومي‌براي افزايش توده عضلاني بدن و توده استخواني، همزمان با کاهش توده چربي استفاده کرد و وضعيت سلامت عمومي‌افراد را افزايش داد. در سال‌هاي اخير محققان فعاليت بدني را از اولويت‌هاي سلامت عمومي‌دانسته و بيان داشتند فعاليت بدني كافي و منظم از عوامل اصلي حفظ و ارتقاي سلامت در سراسر دوره زندگي است (كوسينس و همكاران1، 2010). آنها همچنين كم تحركي را به عنوان يكي از عوامل خطر آفرين چاقي معرفي كرده و نسبت به رشد آن در جوامع بشري هشدار دادند (گالبردس و همكاران2، 2003). كارشناسان تغذيه و پزشكي پيشبيني كردهاند در صورتي كه شيوه زندگي افراد تغيير نكند تا سال 2015 ميلادي شمار افراد چاق از مرز 3/2 ميليارد نفر هم بگذرد. عوامل مختلفي مانند شيوه نامناسب زندگي، مدرنيزه شدن و توسعه شهرنشيني و پايين بودن سطح آمادگي جسماني ممکن است با شيوع چاقي در ارتباط باشد (نوري و همكاران، 1391).
از طرف ديگر امروزه براي جوامع انساني به اثبات رسيده است كه سازگاري بهتر با محيط، نياز به تعادل آمادگي جسماني و تركيب بدني در فرد دارد و چنانچه افراد از نظر وضعيت جسماني و تركيب بدني، شرايط مساعدي نداشته باشند، معمولاً گوشه گير، بدبين و منزوي ميشوند و به عبارتي از تعادل رواني مناسبي برخوردار نخواهند بود(حاسل و بلدسن3، 1991).
تحقيقات اخير نشان مي‌دهد که تمرينات مناسب و مستمر موجب افزايش ميزان قدرت، استقامت عضلاني، استقامت قلبي-تنفسي، انعطاف‌پذيري و کاهش چربيهاي بدن ميشود و حذف و کنار گذاشتن آن به ويژه در سنين کودکي و نوجواني، اندام حياتي را دچار ضعف و ناتواني، ناکارآمدي، محدوديت حرکتي و خستگي زودرس مي‌نمايد (گائيني و معيني، 1380).
فعاليت ورزشي در بهبود سلامت جامعه تاثير بسزايي دارد. بنابراين جهت بالا بردن کيفيت و شيوه زندگي، فعاليت بدني بايد به صورت منظم و با شدت مناسب انجام گيرد (اعتماد و اسماعيل نسب، 1391).
با وجود باور عمومي‌در مورد تأثير فعاليتهاي روزانه بر تركيب بدني افراد، پژوهشهاي مختلف نتايج متفاوتي را گزارش كردهاند. رابكين و همكاران4 (1997) نشان دادند که بين فعاليتبدني و BMIرابطه معکوس معني داري وجود دارد. اما زاليلا5 و همكاران (2006) با مقايسه سطح فعاليت بدني نوجوانان 11 تا 15 ساله مالزيايي در سه گروه لاغر، طبيعي و اضافه وزن هيچگونه تفاوت معنيداري را مشاهده نكردند. ‌هاساپيدو و همكاران6 (2006) نيز اختلاف معنيداري در ميزان فعاليت بدني نوجوانان ساكن در شمال يونان در دو گروه افراد با وزن طبيعي و چاق مشاهده نكردند. اگر چه نژاد و محيط ميتواند بر نتايج اين پژوهشها اثرگذار باشد اما يافتههاي پژوهشگران داخلي نيز در اين زمينه با يكديگر مغايرت دارد (بروغني و همكاران، 1389).با توجه به اهميت موضوع، ارزيابي تركيب بدني به منظور تعيين ميزان مطلوب آن جهت سالم زيستن و شادابي، از اهميت بالايي برخوردار است (عليپور و حجتي، 1393). با توجه به اين كه شاخص‌هاي پيكرسنجي تحت تأثير عواملي مانند جنس، سن، قوم ونژاد، فرهنگ اجتماعي و وضعيت اقتصادي هستند و با توجه به خطرات ناشي از آمادگي جسماني پايين و ناهنجاري‌ها، تركيب بدني در تندرستي افراد و به طور كلي جامعه، براي برخورداري از يك جامعه سالم و شناخت زمينه‌هاي خطرزا ضروري به نظر مي رسد (ضيائي و همكاران، 1386). ترکيببدني عامل مهمي در تندرستي و آمادگي جسماني است. تركيب بدن توسط اندازهگيري فاکتورهاي مختلف، مثل شاخص توده بدن ((BMI و نسبت محيط لگن به محيط شکم ((WHR که نشان دهنده چاقي شکمي است، تعيين مي گردد (خليلي و همكاران، 1379).
همچنان كه پژوهشگران از ارتباط بين فعاليتبدني و تركيب بدن سخن گفتهاند، شاخص مهم ديگر سلامتي يعني آمادگي جسماني افراد را نيز به چالش كشيدهاند. به عنوان مثال جكوئلين و همكاران (2014) گزارش كردند در هر دو گروه زنان و مردان رابطه معكوسي بين زمان غير فعال بودن و آمادگي قلبي و عروقي افراد وجود دارد. آيكزو و همكاران (2013) نيز بر

متن کامل در سایت sabzfile.com

دیدگاهتان را بنویسید