ا?نکه افراد از لحاظ ف?ز?ولوژ?ک? به دارو?? وابسته شدند، براي دفع کردن نشانه هاي ترك ناخوشا?ند ، مصرف آن را ادامه م? دهند. امکان دارد که افراد براي وابسته شدن ف?ز?ولوژ?ک? به برخ? مواد، آمادگ? ژنت?ک? داشته باشند (نو?د و راتوس ترجمه،

محمدي، .(1388

الکل، نوع? داروي کند ساز است که با کند کردن فعال?ت س?ستم عصب? مرکزي حالتهاي آرم?دگ? را ا?جاد م? کند. الکل م? تواند به وابستگ? ف?ز?ولوژ?ک? منجر شده و در صورت اضافه مصرف موجب مرگ شود. الکل باز داري را کاهش م? دارد، ارز?اب? کردن پ?امدهاي اعمال را دشوار م? سازد، و بهانه اي را براي شکست و ?ا رفتار ناخوشا?ند فراهم م? آورد.

مرف?ن و هروئ?ن، داروهاي کند ساز هستند که درد را کاهش م? دهند، مصرف مواد شبه اف?ون به وابستگ? ف?ز?ولوژ?ک? منجر م? شود (شاملو، .(1387

ن?کوت?ن، داروي محرك اعت?اد آوري است که در توتون ?افت م? شود. س?گار کش?دن عامل مهم? در ب?ماري قلب? و سرطان و مشک?ت س?مت? د?گر است.

داروهاي محرك، موادي هستند که با افزا?ش دادن فعال?ت س?ستم عصب? مرکزي عمل م? کند، آمفتام?ن ها داروهاي محرک? هستند که احساس هاي سرخوش? ا?جاد م? کنند. اما مقاد?ر مصرف ز?اد ا?ن داروها موجب ب? قراري، ب? خواب? و نشانه هاي روانپر?ش? م? شوند(شاملو، .(1387

کوکائ?ن که نوع? داروي محرك است از لحاظ روانشناخت? احساس سرخوش? ا?جاد م? کند واعتماد به نفس را با? م? برد. از لحاظ ف?ز?ولوژ?ک? موجب افزا?ش ناگهان? فشار خون و تنگ شدن رگهاي خون م? شود. اضافه

73

مصرف آن م? تواند به ب?قراري، ب? خواب?، واکنش هاي روان پر?ش? و اخت?ل قلب? – تنفس? ب?نجامد (نو?د و راتوس ترجمه، محمدي، .(1388

تعر?ف گ?نزبرگ1 در مورد بهداشت روان? عبارت است از : ” تسلط و مهارت در ارتباط صح?ح با مح?ط، بخصوص در سه فضاي مهم زندگ? عشق، کار، تفر?ح.” ا?ن شخص و همکارانش براي توض?ح ب?شتر م? گو?ند: ” استعداد ?افتن

? ادامه کار، داشتن خانواده، ا?جاد مح?ط خانوادگ? خرسند، فرار از مسائل? که با قانون در گ?ري دارد، لذت بردن از زندگ? و استفاده صح?ح از فرصت ها م?ك تعادل و س?مت روان است” (شه?دي، .(1387

با توجه به تعر?ف بهنجاري، از د?دگاههاي مختلف و پ?چ?دگ? علوم رفتاري در پزشک? و عدم تع??ن مرز و حد رفتار عادي، ارتباط جسم و روان، رابطه علوم رفتاري با ف?ز?ولوژي و پزشک? از ?ک طرف و روانشناس?، فلسفه، علوم انسان? و جامعه شناس? از طرف د?گر، کمبود تحق?قات و مطالعات در ب?ماري هاي روان? و نحوه اجراي انواع پ?شگ?ر?ها که پا?ه و اساس بهداشت را در پزشک? تشک?ل م? دهند همگ? نقطه ضعف? است که تعر?ف، هدف و برنامه هاي بهداشت روان? را دچار اشکال م? کند (گنج?، .(1388

مشک?ت تعر?ف بهداشت روان? به قدري آشکار است که احت?اج به ارائه مدارك و دل?ل ندارد و تعار?ف فوق نشان دهنده وسعت مسئله و خط مش?? است براي آنان که ع?قه مند به بهداشت در ب?مار?هاي روان? هستند (م??ن? فر، .(1386

همان طور که گذشت اکثر?ت روانپزشکان توانا?? سازش با مح?ط، انعطاف پذ?ري، قضاوت عاد?نه و منطق? در مواجه با محروم?تها و فشارهاي روان? را م?ك س?مت و تعادل روان م? دانند و هدف اصل? از درمان ب?ماران روان? ن?ز قادر کردن آنها به زندگ? خانوادگ?، اجتماع? و به اصط?ح سازش با مح?ط است (شه?دي، .(1387

تعار?ف فوق براي روانپزشک بهداشت? که در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشک? مجري طرح و برنامه ر?زي بهداشت روان? کشور است و با مسائل? مانند س?است روز، امکانات بودجه، مسائل ارتباط جمع?، کمبود پرسنل

? ن?روي انسان? متخصص و فعال، مسائل اداري، مال?، قضائ?، آمار و اق?م، جمع?ت، تعداد مبت??ان جهت پ?اده کردن

? گسترش برنامه هاي بهداشت روان? و خ?صه مسائل همه گ?ر شناس? سرو کار دارد مف?د و مفهوم ن?ست و با نوع کار او ن?ز توافق? ندارد(شه?دي، .(1387

از تعار?ف فوق چن?ن استنباط م? شود که بهداشت روان?، علم? است براي بهز?ست? و رفاه اجتماع? که تمام زوا?اي زندگ? از مح?ط خانه گرفته تا مدرسه، دانشگاه، مح?ط کار و نظا?ر آن را در بر م? گ?رد و در بهداشت روان? آنچه ب?ش از همه مورد نظر است ” احترام به شخص?ت و ح?ث?ت انسان? است” و تا هنگام? که ح?ث?ت و شخص?ت فرد برقرار نشود س?مت فکر و تعادل روان و بهبود روابط انسان? معن? و مفهوم? نخواهد داشت. روي ا?ن اصل بهداشت

1 .Ginsburg

74

روان? را دانش ?ا هنري م? دانند که به افراد کمک م? کند که با ا?جاد روشهاي صح?ح روان? و عاطف? بتوانند با مح?ط خود سازگاري حاصل نموده و براي حل مشک?ت از راههاي مطلوب اقدام نما?د(شه?دي، .(1387

مجدداً به ا?ن واقع?ت تأک?د م? شود که در بهداشت روان? تنها نداشتن ع?ئم ب?ماري کاف? ن?ست. بهداشت مناسب با?د افراد را قادر سازد تا توانا??هاي جسم? و روان? خود را به حداکثر رسان?ده از استرسهاي ناش? از عوامل ب?ن افراد جلوگ?ري کرده، زندگ? اجتماع?، اقتصادي بارور و هماهنگ با مح?ط داشته باشند(شاملو،.(1386

تار?خچھ بھداشت روان?

تار?خچه بهداشت روان? با توجه به وجود ب?مار?هاي روان? از زمان? که بشر وجود داشته و مخصوصاً زندگ? اجتماع? را شروع کرده همراه بوده است. پ?دا کردن شروع و آغاز هر نهضت? بخصوص نهضتهاي اص?ح? و علم? به علت داشتن منابع گوناگون و چند جانبه مسئله مشکل? است. در حق?قت روانپزشک? را م? توان قد?متر?ن حرفه و تازه تر?ن علم به شمار آورد. قد?متر?ن، چون ب?ماري هاي روان? از قد?م وجود داشته و بقراط در 377 تا 460 سال قبل از م??د عق?ده داشته که ب?ماران روان? را مانند ب?ماران جسم? با?د درمان کرد، علل سرشت? و فرض?ه مزاجها از همان زمان ب
ق
راط و جال?نوس وجود داشته و اهم?ت تار?خ? دارد. تازه تر?ن علم براي ا?نکه تقر?باً از 1930 بعد از تشک?ل اول?ن کنگره ب?ن الملل? بهداشت روان? بود که روانپزشک? به صورت جزئ? از علوم پزشک? شد و سازمانهاي

روانپزشک? و مراکز پ?شگ?ري در کشورهاي مترق? ?ک? بعد از د?گري فعال?ت خود را شروع کردند. از فعال?ت ا?ن سازمانها در صورت تازه تر?ن علم بعد از جنگ جهان? دوم به حساب آورد (م??ن? فر، .(1380

از اسناد و مدارك موجود چن?ن استنباط م? شود که اواخر قرن ه?جدهم و همزمان با انق?ب کب?ر فرانسه از تار?خچه بهداشت روان? اط?عات کاف? در دست ن?ست. به علت جهل و ب?سوادي از بروز ب?مار?هاي روان?، اخت??ت رفتاري و ب?مار?هاي روان? را به دخالت ارواح خب?ثه و ش?اط?ن، قدرتهاي ماوران? انسان? و نفوذ عوامل طب?ع? مانند خورش?د، ماه، رعد و برق در بدن م? دانستند و عق?ده داشتند که با?د ا?ن ب?مار?ها با ن?روهاي ماوراء طب?عه، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبودي ?ابند و ا?ن شفاعت موقع? اتفاق م? افتد که ب?ماري در خواب باشد(م??ن? فر، .(1380

اول?ن بار بقراط ف?لسوف مشهور ?ونان? بود که خرافات را درباره ب?مار?هاي روان? کنار گذاشت، و اخت??ت روان? را به طرف پزشک? کشان?د، درباره مال?خول?ا و جنون زا?مان? تعر?ف و توص?ف کرد و مغز را مرکز اصل? روان دانست. جال?نوس علت ب?مار?هاي روان? را اخت?ل عمل مغز و عدم تعادل اخ?ط بدن م? دانست. در اوا?ل قرن س?زدهم و اوا?ل رنساس ارتباط جسم و روان و ?کپارچگ? واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بع?وه فرض?ه ابوعل? س?نا مسئله ا?ن ارتباط را به اسپان?ا و کشورهاي د?گر کشاند و ا?ن زم?نه اي براي فرض?ه جد?د براي ب?مار?هاي روانتن? دانست. ا?ن قرن را با?د قرن سحر و جادو، دخالت ش?اط?ن و ارواح در ا?جاد ب?مار?هاي روان? دانست. اول?ن

75

روانپزشک به نام جان وي ?ر1 که در سال 1515 در دهکده اي در مرز آلمان و هلند به دن?ا آمده بود پس از اتمام دوران پزشک? در پار?س ع?قه مند به مطالعه درباره رفتار انسان? و ب?مار?هاي روان? شد و در سال 1563 کتاب? در سوئ?س نوشت که امروز، اهم?ت ز?ادي درباره تار?خچه روانپزشک? دارد. به علت ع?قه مندي در نوشته رساله ها?? در مورد تشخ?ص ب?مار?هاي روان?، پس?کوزهاي سم?، صرع، وحشت شبانه، پس?کوزهاي پ?ران، ه?ستري، پارانوئ?ا، توهمات، ا فسردگ? و سا?ر پد?ده هاي روان?، مرد قرن 16 نام گرفت. اگر چه نوشته هاي او با مخالفت و طرد او از طرف گروه ز?ادي از اطباء و نو?سندگان آن زمان روبرو شد ول? تا قرن اخ?ر ارزش و اهم?ت نوشته هاي او معلوم نبود ول? با رشد

روان شناس? پو?ا مجدداً نوشته هاي تار?خ? “وي ?ر” ارزش خود را در روانپزشک? پ?دا کرد. اول?ن روانپزشک در کشور انگلستان و?ل?ام بت? 2 در سال 1753 بود(م??ن? فر، .(1380

اط?عات جسته گر?خته وجود دارد تا قرن چهاردهم مکانها?? براي مواظبت و نگهداري ب?ماران روان? در مونت کاس?نو3 ا?تال?ا و ب?مارستان? در ل?ون فرانسه و در پار?س و همچن?ن بنا شدن ب?مارستان بتلم4 در لندن در سال 1247 (اول?ن ب?مارستان تقر?باً رسم? و دولت?) و در 1385 ب?مارستان سنت بارتولومو5 در لندن در نزد?ک کل?ساي سنت بارتولومو وجود داشته است. در اسپان?ا اول?ن ب?مارستان روان? در سال 1409 در شهر وا?نس?ا6 به وس?له ?ک کش?ش اسپان?ا?? ا?جاد شد و علت آن رفتار استهزا آم?ز و آزار دهنده افراد نسبت به ب?ماران روان? در م?ء عام و خ?ابانهاي آن

زمان بوده است(م??ن? فر، .(1380

در اثر اقدام و پ?شنهاد ا?ن کش?ش از سال 1412 تا 1489 پنج ب?مارستان د?گر در نقاط مختلف اسپان?ا ساخته شد و در سال 1567 به علت نفوذ اسپان?ا??ها اول?ن ب?مارستان روان? شهر مکز?کو بنا نهاده شد. روي ا?ن اصل نقش اسپان?ا??ها در بنا نهادن ب?مارستانهاي روان? و مواظبت از ب?ماران روان? هم در قد?م و هم امروزه از اهم?ت قابل توجه? برخوردار بوده و هست(م??ن? فر، .(1380

از ا?نکه نحوه درمان در ب?مارستان هاي آن زمان چه بوده و به سر ب?ماران چه م? آمده، آ?ا ب?ماران بهبود م? ?افتند ?ا نه؟ اط?عات درست? ندار?م ول? آنچه مسلم است ا?ن است که اگر ا?ن ب?ماران در منازل ?ا خانواده ها م? ماندند، به طناب و زنج?ر بسته م? شدند به طوري که بعض? از آنها زنج?ر ها را پاره، از خانواده فرار، در غار، جنگلها زندگ? م? کردند، از پوست و برگ درختان تغذ?ه م? کردند، به صورت د?و، اجنه مزاحم رهگذران م? شدند وهر کس آنها را م? کشت مسئول?ت? نداشت. ب?ماران روان? خف?ف به صورت فقرا، ولگردان در کوچه و بازار وس?له خنده و

1 .Johan Werer (Wier)
2 .William Bettie
3 . Mount Cassino in italy
4 .Bethlem
5 . Bartholomerw’s Hospital
6 .Valencia

76

تمسخر بچه ها و آلت دست بزرگتران م? شدند. در ب?مارستان بتلم لندن تا قرن 19 خوراك، پوشاك و جاي کاف? براي ب?ماران وجود نداشت و ب?ماران را در روزهاي ?کشنبه در معرض د?د و تماشاي مردم در مقابل در?افت مختصر پول قرار م? دادند و از ا?ن راه سال?انه 400 پوند انگل?س? عا?د ب?مارستان م? شد تا کمبود بودجه را جبران نما?ند(گنج?، .(1386

در قرن 17 ارتباط جسم و روان و محل ا?ن ارتباط در سلسله اعصاب مورد بحث قرار گرفت و دکارت 1 و

مالپک? و?ل?س2 و سا?ر?ن مراکزي براي ا?ن ارتباط تع??ن کردند. در هم?ن قرن در سال 1602 اول?ن کتاب پزشک? درباره ب?مار?هاي روان? به نام پراکس?س مد?ا3 توسط پزشک سوئ?س?4 نوشته شد که در آن طبقه بندي ب?مار?هاي روان? مورد توجه قرار گرفته و براي ب?مار?هاي روان? علل ارگان?ک قائل شدند. دو نفر از روانپزشکان معروف آن زمان ?ک? زاک?ا5 که پدر پزشک? قانون? لقب گرفته و سالها ن?ز پزشک پاپ بوده است کتاب? درباره روانپزشک? قضا?? نوشته و در گزارشات او مطالب ز?ادي وجود دارد از جمله ا?نکه فقط پز
شک است که م? تواند درباره ناراحت? و شرا?ط روان? افراد اظهار نظر نما?د، با ب?مار روان? به مصاحبه بنش?ند و درباره رفتار و اعمال ب?مار قضاوت نما?د. د?گري هب نام توماس س?د نهام6 که خاطرنشان کرد واکنشهاي ه?ستر?ک فقط مخصوص خانمها نبوده بلکه نزد آقا?ان و کودکان ن?ز د?ده م? شود و به صورت همه نوع ع?ئم مانند: تهوع، استفراغ، سرفه، تشنج، دردهاي معدي و روده اي و دردهاي مختلف بدن ممکن است تظاهر نما?د. نکته قابل ارزش ا?ن بود که در آن تار?خ که همه درگ?ر ع??م روان? شد?د و جنون مال?خول?ا?? بودند

Written by 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *