دهد که با منافع دیگران منافات داشته باشد و دیگران حقّ دفاع از منافع خود را نداشته باشند، وحدت جامعه به هم مى‌خورد و اجتماع انسانى از بین مى‌رود.126 بنابراین، اگر خداوند متعال قانون دفاع را قرار نداده بود، فساد و تباهى جامعه‌ی انسانى را فرا مى‌گرفت. پس جهاد را بر مسلمانان واجب کرد تا فتنه و فساد از جهان رخت بربندد و به آنان امر می‌کند که برای بر انداختن فتنه و فسادکاران، با آنان پیکار و مبارزه کنید.
«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکونَ فِتْنَةٌ وَیکونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ؛127 با آنها بجنگید تا دیگر فتنه‌ای نباشد و دین تنها از آن خدا شود. ولی اگر از آیین خویش دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.»
در این آیه، امر شده است که مسلمانان جنگ کنند تا فقط احکام و اوامر الهی بر مردم حکم‌فرما شود و فتنه از میان برود. مقصود این است که کسانی با حیله و تزویر می‌کوشند تا مسلمانان را از دین خود خارج کنند. در چنین شرایطی، فضای جامعه‌ی اسلامی به تردید و شبهه آلوده می‌شود، حق و باطل در هم می‌آمیزد و تفکیک آنها برای مسلمانان دشوار می‌شود. در این صورت، باید با عوامل فتنه‌گر جنگید تا حق از باطل تمیز داده شود و عوامل انحراف از میان برود.

1-4- فرمان جهاد، در جهت منافع و مصالح واقعی انسان
از عبارت «ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ» در آیه‌ی 41 سوره‌ی توبه استفاده می‌شود که احکام الهی، از جمله فرمان جهاد، در جهت منافع و مصالح واقعی انسان است.
«انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَیرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.»

1-5- گسترش حاکمیّت اسلام
در آیه‌ی 123 سوره‌ی توبه فرمان به جهاد عمومی داده شده است تا اسلام عالمگیر شود؛ زیرا جنگیدن هر گروهی از مؤمنان با کافران همجوار خویش، به گسترش اسلام و استقرار حاکمیتش بر دنیا و احاطه‌اش بر همه‌ی مردم منجر می‌گردد.128
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ؛ اى کسانى که ايمان آورده‏ايد! با کافرانى که به شما نزديکترند، پيکار کنيد! آنها بايد در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است»

1-6- دفع ستم و ظلم
قتال تنها راه حفظ اجتماع صالح از ظلم ستمگران است. در آیه‌ی 39 سوره‌ی حج چنین می‌خوانیم:
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیر؛ به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه‌ی جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‏اند؛ و خدا بر یارى آنها تواناست.»

1-7- حفاظت از مراکز پرستش خداوند
در آیه دیگری از قرآن کریم، فلسفه‌ی جهاد چنین بیان شده است.
«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْکرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کثِیرًا وَلَینصُرَنَّ اللَّهُ مَن ینصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ؛129 و اگر خداوند بعضی را به وسیله‌ی بعضی دیگر دفع نکرده بود، دیرها، کلیساها، کنشتها و مسجدهایی که نام خدا به فراوانی در آنها برده می‌شود، ویران می‌شد و خدا هر کس را که یاریش دهد، یاری می‌کند و خدا توانا و پیروز است.»
عبارت «وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ …» در مقام بیان علّت نسبت به تشریع قتال و جهاد است و حاصلش این است که تشریع قتال براى حفظ مجتمع دینى از شر دشمنان دین است که در پى خاموش کردن نور خدایند. اگر جهاد تشریع نمى‌شد، معابد دینى و مشاعر الهى ویران مى‌شد و مناسک و عبادات از بین مى‌رفت. اینکه تنها از معابد یاد کرد با آنکه اگر دفاع نباشد اصل دین باقى نمى‌ماند، بدین جهت است که معابد مظاهر دین و نشانه‌هاى آن مى‌باشند و تصویر دین را در اذهان حفظ مى‌کنند.130

گفتار دوم: روایات و فلسفه‌ی جهاد
2-1- دفاع از حقوق ستمدیدگان
وضع حکم جهاد در اسلام بدان دلیل بوده تا از ضایع شدن حقوق الهى و مردم جلوگیرى شود. لذا اگر به مردمى ستم شد، بر ارتش اسلام است که دفع تجاوز و ستم نماید و اگر در این وظیفه‌ی خود کوتاهى نماید، مورد ملامت و سرزنش قرار مى‌گیرد. از اینجاست که حضرت علی «(» مى‌فرماید:
«کأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیکمْ تَکشُّونَ کشِیشَ الضِّبَابِ لَا تَأْخُذُونَ حَقّاً وَ لَا تَمْنَعُونَ ضَیماً‌؛131 پندارى شما را مى‌بینم که بى آن که حقّى را به چنگ آورده باشید، یا ستمى را راه بسته باشید، سوسمار گونه به واپس مى‌خزید.»

2-2- عزّت اسلام
حفظ عزّت اسلام، با جهاد محقّق مى‌شود؛ زیرا اسلام، شرافت و عزّت و حق و عدالت و آزادى است و جهاد براى عزّت و سرافرازى اسلام است. چنان که امیرمؤمنان علی «(» می‌فرماید:
«فَرَضَ اللَّهُ … الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ؛132 خداوند جهاد را برای عزّت اسلام قرار داد.»‌

2-3- احقاق حق
خداوند به اولیاء خود و پیروان آنان اجازه داده با ستمگران جهاد کنند تا حق خود را از چنگ سلطه‌گران و ظالمان بیرون بکشند.
«أُذِنَ
ل
ِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ؛133 به کسانى که جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‏اند؛ و خدا بر يارى آنها تواناست.»
درباره‌ی این فرموده؛ از امام صادق «(» روایت شده است که هم زمین و آنچه در آن است ملک خدا و اولیاء خدا و مؤمنان و پیروانشان است، پس هر آنچه در اختیار کافران و ستمگران است صاحب اصلی‌اش اولیاء خدا می‌باشند که مورد ستم واقع شده‌اند و به ایشان اجازه داده شده که جهت گرفتن حق خود جهاد کنند.
به امام صادق «(» عرض شد: مردم مى‌گویند این آیه درباره‌ی مهاجرانى نازل شده، که از مکه بیرون رانده شدند، به دلیل آنکه خداوند در پى آن جمله فرموده است: «افرادى که از سرزمین خودشان به ناحق بیرون رانده شده‌اند، و تقصیرى نداشته‌اند، جز آنکه مى‌گویند: خداوند یکتا پروردگار ما است».
امام «(» فرمود: این حکم درباره‌ی ایشان و هر آن شخصى است که در وضعیت آنان، از آنچه ما آن را ذکر کردیم قرار داشته باشد. و اگر تنها براى آنان (مهاجران) بود، به دیگران اجازه‌ی جهاد داده نمى‌شد.
«فی قَوْلِهِ تَعَالَى اُذِنَ لِلَّذِینَ یقاتَلُونَ الْآیةَ رُوِّینَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «(» أَنَّهُ قَالَ الْأَرْضُ جَمِیعاً وَ مَا فِیهَا لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیائِهِ وَ لِأَتْبَاعِهِمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَمَا کانَ مِنْ ذَلِک فِی أَیدِی الْکفَّارِ وَ الظَلَمَةِ فَأَوْلِیاءُ اللَّهِ أَهْلُهُ وَ [هُمْ] مَظْلُومُونَ فِیهِ وَ مَأْذُونٌ لَهُمْ بِالْقِتَالِ عَلَیهِ قَالَ الْمُصَنِّفُ بَعْدَ کلَامٍ لَهُ فَقِیلَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ النَّاسَ یقُولُونَ إِنَّهَا نَزَلَتْ فِی الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ مَکةَ لِقَوْلِ اللَّهِ بِعَقِبِ ذَلِک- الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ قَالَ هِی فِی أُولَئِک وَ فِی جَمِیعِ مَنْ کانَ فِی مِثْلِ حَالِهِمْ مِمَّنْ ذَکرْنَاهُ وَ لَوْ کانَتْ فِیهِمْ خَاصَّةً لَمْ یکنْ یؤْذَنُ فِی الْجِهَادِ لِغَیرِهِمْ‌»134

2-4- بارور شدن درخت دین
حضرت علی «(» در یکی از خطبه‌های خود خطاب به قبیله بنی‌تمیم کوفه که از استمداد امام نسبت به سرکوبی شورشیان بصره و حمایت از فرماندار حضرت در بصره سرباز زدند، یکی از فلسفه‌های جهاد را بارور شدن درخت دین بیان می‌فرمایند:
«وَ لَعَمْرِی لَوْ کنّا نَأْتِی مَا أَتَیتُمْ، مَا قَامَ لِلدِّینِ عَمُودٌ، وَ لَا اخْضَرَّ لِلإِیمَانِ عُودٌ؛135 به جان خویشم سوگند که اگر ما را نیز کارنامه‌اى چونان شما بود، نه دین بر پاى مى‌ایستاد و نه جوانه‌هایى بر نهال ایمان مى‌رست و خرّمى مى‌یافت.»
یعنى اگر ما هم، چون شما از شرکت در میدان جهاد، ترس و هراس داشتیم و از مبارزه با دشمنان اسلام خوددارى مى‌نمودیم، نه از دین خبری بود و نه از اسلام اثرى.
در این بیان اگر مسلمانان در برابر توطئه‌گران و دشمنان اسلام بى‌اعتنا باشند و جهاد و مبارزه را به سویى نهند، شکوه و عظمت اسلام از میان مى‌رود و براى دین، پایه‌اى استوار نمى‌ماند. بر تنه‌ی درخت اسلام شاخه‌اى و برگى نمى‌ماند و ستمکاران بر مسلمانان چیره مى‌شوند.

2-5- زنده نمودن ارزش‌های اسلامی
«… اللَّهُمَّ إِنَّک تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یکنِ الَّذِی کانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لَا الِتمَاسَ شَی‌ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِک وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِک فَیأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِک وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِک اللَّهُمَّ إِنِّی أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ لَمْ یسْبِقْنِی إِلَّا رَسُولُ اللَّهِ «(» بِالصَّلَاةِ؛136 بارخدایا، تو نیک مى‌دانى که جنگ و درگیرى ما را کشمکش قدرت و فزون‌خواهى ثروت، انگیزه نبود، که هر آن چه بود، جز براى بازگرداندن نشانه‌هایى از دین تو و اصلاح سرزمین‌هاى تو نبود، تا بندگان ستمدیده‌ات امنیت یابند و حدود به تعطیل کشیده‌ات، به اجرا درآیند.
بارخدایا، من نخستین کسم که با زارى بازآمده‌ام، و شنیده‌ام و لبیک گفته‌ام. در نماز- جز رسول خدا که درود خدا بر او و بر خاندانش باد- کسى از من پیش نیفتاد … .»
حضرت علی «(» در این خطبه بیان می‌دارد که انگیزه و فلسفه‌ی جهاد در اسلام الهی است نه قدرت‌‌طلبی و فزون‌خواهی.
زنده نمودن ارزش‌های اسلامی موجب می‌گردد که آن دسته از احکام و حدود الهی که به دلیل حاکمیت افراد غیر صالح بر زمین و تعطیل شده است به اجرا درآید و با اجرای کامل احکام و حدود الهی جامعه اصلاح گشته و جبران مافات و کم کاری‌ها می‌شود و ستمدیدگان آسوده خاطر و فارغ البال زندگی کنند.
همچنین در بیانی دیگر حضرت تنها راه اصلاح جامعه و حاکم شدن ارزش‌ها و باورهای دینی در آن را جهاد می‌داند و چنین می‌فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ الْجِهَادَ وَ عَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصْرَهُ وَ نَاصِرَهُ، وَ اللَّهِ مَا صَلَحَتْ دُنْیا وَ لَا دِینٌ إِلَّا بِهِ؛137 به درستى، خداوند، جهاد را واجب کرد و آن را بزرگ شمرد. آن را وسیله‌ی پیروزى بر دشمن خویشتن و یارى دهنده‌ی خویش قرار داد. قسم به خدا که دین و دنیا، اصلاح نمى‌شود مگر به جهاد!»

فصل سوم
اهداف جهاد < br />از آیات قرآن و احادیث معصومین «(» به روشنی آشکار می‌شود که هدف اصلی جهاد اسلام رفع فتنه‌ از میان جامعه، برقراری آیین الهی، نشر توحید و خداپرستی و پیاده کردن احکام نجات‌بخش اسلام است. جهاد اسلامی هدف والایی دارد و از خواسته‌های مادّی و دنیوی و نیز جنگجویی و کشورگشایی برتر است. هدف جهاد براساس بینشی انسانی استوار است و برای نجات انسان از انحراف و گمراهی معیّن شده است.
قرآن کریم بر هدف اصلی جهاد و مبارزه تأکید فراوان کرده است و همین موضوع، جهاد اسلامی را از سایر جنگ‌ها متمایز می‌کند، هدف جهاد این است که در راه رضای حق تعالی باشد و این هدف در قرآن کریم با لفظ «فی سبیل الله» بارها تکرار شده است. قرآن شریف بر اساس هدف جهاد، جنگاوران را در دو صف جدا از هم قرار می‌دهد که این دو گروه فقط بر مبنای هدف از هم متمایز می‌شوند. آنجا که می‌فرماید:
«الَّذِینَ آمَنُواْ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کفَرُواْ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیاء الشَّیطَانِ إِنَّ کیدَ الشَّیطَانِ کانَ ضَعِیفًا؛138 کسانى که ایمان دارند، در راه خدا پیکار مى‏کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت (بت و افراد طغیانگر). پس شما با

Written by 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *