متخصصان
بسط و شرح: ریشه ی این پیشه را به حضرت داوود نبی نسبت می دهند که آهن را به دست خود نرم و از آن زره می ساخت. دراین پیشه، تخصص افراد آن یا به‌صورت تجربه کاری و یا انتقال این حرفه از نیاکان به اوست و نیز مخاطبان و مشتریان عام دارند. خلاقیت در این حرفه جایگاه خاصی دارد و صاحب حرفه را علاقه مند به کار خویش می سازد. همچنین در تاریخ صاحبان این حرفه به آزاد منشی مشهور بوده اند مثل کاوه آهنگر؛ و نسبت به کاسبان و کارگران غیر صنعتی که خودآگاهی کمتری در خصوص کار خود دارند، دارای امتیاز خاصی هستند. از طرف دیگر، صاحبان این مشاغل افرادی زمخت و بد حوصله اند. تحمل آتش کوره چهره ی آنان راسیاه و لباس هایشان همواره کثیف می نماید. این مشخصه بر روی مشتریان تاثیر مستقیم دارد. نیازمند قدرت جسمی زیادند . وسایل کار سنگین و دارای سروصدای زیاد است. فراگیری فنون آن مستلزم مدت طولانی است.
برخی از آهنگران اشیای تزئینی یا مذهبی می سازند که به آن‌ها ” شبکه کار” می گویند. (کاتبی،1390:؟)
مطلوبیت: از محسنات این شغل این است که با تشکیلات حکومتی و مذهبی و … ارتباطی ندارند و چون حقوق خود را از دولت دریافت نمی کنند، به بیت المال بدهی ندارند. امروزه استفاده از وسایل پلاستیکی باعث کاهش کارگاه های آهنگری شده است. صاحبان این مشاغل خویش کارفرما هستند و تمام حق بیمه را خود پرداخت می کنند.
———————————————————————-
3.عنوان شغلی: آب حوضی
معنی لغوی: کسانی که آب حوض ها را هر چند وقت یک بار از آب خالی می کردند و می شستند وتمیز می کردند و آب تازه توی آن می ریختند.این افراد به ” آب حوضی” معروف بودند.(میرکیانی، 1385: 222)
مثال: “….. آب حوض خیلی کثیف شده . چیزی نمانده بود که بو بگیرد. به پهلوان ( آب حوضی) بگو بیاد آب حوض را خالی کند…..” (سماور زغالی، میرکیانی، 222)
کد isic: 9131
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: پیش از رواج لوله کشی، آب رودخانه، چشمه یا قنات از طریق جوی ها یا تنبوشه هایی به حوض ها و آب انبار ها هدایت می شد. این آب بخشی از رسوبات و مواد زاید مسیر را هم با خود می آورد. از این رو، لازم بود در هر نوبت آب گیری حوض ها و هر چند وقت یک بار آب انبارها تخلیه و لایروبی شوند. به کسی که این کار را انجام می داد آب حوضی می گفتند. این افراد سیار بودند و در گذرگاه های محلات با صدای بلند خدمات خود را عرضه می کردند. آنان برخی خدمات از قبیل: بیل زدن باغچه ها، تکاندن قالی ها و پارو کردن برف ها را هم انجام می دادند. ( صدری افشار، 1394: 9)
مطلوبیت: داشتن قدرت بدنی لازمه انجام این کار بود. تمام سرمایه آنان فیزیک بدنشان بود و در صورت هرگونه آسیب دیدگی با مشکل درآمد و معاش مواجه می شدند. نظافت و تمیزی منازل و معابر و زلالی آب که روح و روان مردم را تحت تاثیر قرار می دهد از محسنات این شغل است.
————————————————————————

4.عنوان شغلی: آخوند
معنی لغوی: 1- معلم مکتب خانه 2- روضه خوان 3- روحانی (صدری افشار،1394:13)
مثال: در ده ، فقط دو نفر سواد داشتند: یکی آخوند ده و یکی هم علی آقا (اصیل آباد، رهگذر،8))
کد isic: 2461
طبقه شغلی: متخصصان
بسط و شرح: قبل از نظام آموزش و پرورش، در ایران نظام مکتب خانه ای بود که معلم مکتب خانه روحانی ده بود که از مراکز مذهبی اعزام می شدند. معلم مکتب خانه که آخوند یا ملا نامیده می شد، بسیار سخت گیر بودند و درس آموزان را تنبیه بدنی می کردند. گاهی هم به همراه کدخدای ده مظالمی را بر اهالی روستا تحمیل می کردند. روی هم رفته اهالی روستا دید مثبتی نسبت به ملای ده داشتند و او را مقدس می دانستند.
مطلوبیت: اولین قشر باسواد جامعه روستایی بودند که همه به وجود آن‌ها نیازمند بودند. بدخلقی و تنبه های بدنی سخت کودکان را از مکتب گریزان می کرد.
————————————————————————

5.عنوان شغلی: آدامس فروش
معنی لغوی: دست فروشانی که در سر خیابان ها یا جلوی مغازه ها و یا مراکز شلوغ شهر مثل بازار آدامس می فروشند.
مثال: گاهی هم آدامس بسته یک قران یا فال حافظ و این ها می فروختم. (24 ساعت در خواب و بیداری، بهرنگی،2)
کد isic: 9111
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: در دهه‌های پیش که امکان تحصیل برای همه بچه های کشورمان فراهم نبود، بسیاری از آنان برای کمک به خانواده یا درکارگاه ها و کارخانه های قالی بافی و … به کار مشغول می شدند و یا به دستفروشی روی می آوردند. آدامس فروشی در کنار دیگر مشاغل مثل لبو فروشی و سیگار فروشی و بلیط فروشی و… از جمله کارهای دستفروشی بود که به مغازه و دکان و سرمایه ی خاصی نیاز نداشت. برخی از دانش آموزان شهری نیز در مقاطع تحصیلی پایین در تابستان برای کذران اوقات فراغت خود در محل های نزدیک زندگی شان آدامس فروشی می کنند.
مطلوبیت: ورود کودکان در سنین پایین به بازار کار و آشنایی با فوت و فن بازار توانایی خاصی در بزرگسالی به آنان می بخشد. کودکان مورد استثمار و آزار و اذیت جسمی و جنسی قرار می گیرند.
————————————————————————

6.عنوان شغلی: آژان
معنی لغوی: آجان؛ نماینده ، کارگزار – پاسبان (صدری افشار،1394:14)
مثال: آژان باتون به دست در دو سه قدمی ما بود… قاسم از ضرب باتون فریادی کشید…آژان سرش داد زد:” ولگردهای قمار باز…(24ساعت در خواب و بیداری، بهرنگی، 4)
کد isic: 5162
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: این عنوان شغلی اختصاص به دوران قبل از انقلاب داشت. گاهی این افراد برای کنترل نظم و امنیت شهرها به خشونت متوسل می شدند و حتی مردم معترض را با باتون مورد ضرب و شتم قرار می دادند.این چهره از آژان ها تاثیر بسیار منفی در افکار عامه مردم دارد. گاهی هم با گرفتن رشوه که موجب حق کشی از مظلومی می شد، فاصله ای بین خود و مردم ایجاد می کردند. امروزه نیروی انتظامی ایجاد نظم و امنیت شهرها را بر عهده دارد. ممکن است این افراد در درگیریهای شهری و یا به دست افراد شرور در حین انجام وظیفه جان خود را از دست بدهند.
مطلوبیت: برقرار کردن نظم و امنیت در شهرها که باعث آرامش و آسایش شهروندان یک جامعه می شود، از مهم ترین جنبه ی این شغل است.
————————————————————————

7.عنوان شغلی: آسیابان
معنی لغوی: آسیابان: متصدی نگهبان آسیا؛ صاحب آسیا؛ طحان ( دهخدا،1377: ؟)
مثال: … شما هم مثل من شب را در همین آسیاب صبح کنید صبح زود گندم هایتان را آسیاب می کنم….سادگی مردم روستا و کشاورزان: ” مرد حسابی چرا به جای من شاطر پیر را از خواب بیدار کرده ای؟” (مثل ها و قصه هایشان، رحماندوست، 114)
کد isic: 8273
طبقه شغلی: متصدیان ماشین آلات
بسط و شرح: کار آسیابان این است که مواظب حرکت سنگ و کم و زیاد شدن فشار آب باشد و مراقبت کند که صاحب گندم ها به نوبت جلو بیایند وهنوز گندم نفرجلویی به آخر نرسیده نفربعدی گندم را به مخزن بریزد تا آسیاب خالی نچرخد. ( بقیعی، 1384: 7)
مطلوبیت: از کارهای بسیار سخت و طاقت فرسا بود. آسیابان شبانه روزی کار می کرد. کم فروشی از نقصان های این شغل است که به اندازه گندم مردم آرد به آن‌ها پس نمی دادند. گاهی هم رعایت نکردن نوبت افراد.
————————————————————————

8.عنوان شغلی: آش فروش
معنی لغوی: دوره فروش( صدری افشار،1394: 81)
دوره گردهایی که در سر خیابان ها می نشستند و یا د بر کوچه ها و محله های قدیمی با چرخ دستی خود راه می رفته و آش می فروختند.
مثال: پیرمرد آش فروش مثل همیشه لب جو، پشت به وسط خیابان نشسته بود و دیگ آش جلوش بود (24 ساعت در خواب و بیداری، بهرنگی، ؟)
کد isic: 9111
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: از مظاهر بخش های جنوبی شهرهای بزرگ و پرجمعیت است که ازنظر ساختار شهری، اجتماعی و اقتصادی متفاوت از مناطق شمال شهر است.
مطلوبیت: امروزه در شهرهای بزرگ و پرجمعیت این کار در مغازه ها انجام می شود و جزء زندگی روزمره افراد تلقی می شود.
————————————————————————

9.عنوان شغلی: آشپز
معنی لغوی: آنکه شغلش پختن طعام است . خوالیگر. خوالگر. دیگ پز. مطبخی . طباخ . باورچی . پزنده . خوراک پز. خورده پز.( صدری افشار،1394:14)
مثال: پادشاه فورا آشپز را صدا زد و در گوشش آهسته گفتت : ” زود برو بوقلمون سیاه را برای پیر مرد بریان کن!”، (گل الماس، میربخت،17)
کد isic: 5122
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: آشپزها می توانند با پخت غذاهای مختلف و ایجاد تنوع در نوع پخت غذاها، یک نواختی تغذیه ی روزمره را ازبین برده و با تخصص خود خواص غذایی مواد را در طول پخت حفظ کنند تا سلامتی انسان ها به خطر نیفتد. ( بقیعی،1384:؟)
غذای بیشتر خانواده ها آش می باشد . و بر حسب اینکه از بین مواد ترکیب کننده ی آش چه ماده ی آن بیشترمورد توجه است فبه اسم همان ماده موصوف و موسوم می گردد. مانند آش اماج،آش سبزی،آش لخشک،آش رشته،آش آلو،آش انار،آش شله قلمکارو.. به علت تنوع زیاد آش ها و مهارت طلبی آن ها ،پزنده ی غذاهای دیگر را هم آشپز و محل پختن همه غذاها را آشپزخانه می گویند . ولی آشپزحرفه ای کسی است که برای مجالس عروسی و عزا و ختنه سوری وولیمه های از سفر مکه و کربلا برگشته و افطاری دادن ،سورخانه خریدن و… غذا می پزد و دستمزد دریافت می دارد .چه این غذاها پلووخورش و یا آبگوشت ساده باشد،چه حلیم و شله قلم کار که از همه سخت تر و فنی تر می باشد.آشپز حرفه ای دکان و دم دستگاه مشخصی ندارد،به اعتبار شهرتی که ضمن چند سال آشپزی به دست آورده،مشتری ها به منزلش رجوع کرده و تعداد تقریبی مهمان و نوع مخلفات آن را می گویند او هم مقدار موادلازم را صورت می دهد و در روز معین با چند نفر دستیار می آید و کارش را شروع میکند. اگر نوع غذا آش شله قلم کار باشد،از چند روز جلوترسه چهار دیگ بزرگ برای شله و یک دیگ کوچک برای قیمه و دویست سیصد کاشی و قاشق چوبی وقفی از یکی از حسینیه ها می گیرندد،در یک گوشه حیاط برای هر دیگ یک اجاف می سازند ،به اندازه لازم برنج ،گندم، نخود، لوبیا، عدس، ماش و ادویجات و مقداری هیزم می آوورندوبه تعداد دیگ ها گوسفند می کشندو دوشبانه روز زحمت می کشندتا همه ی آنها بپزد وشله جا بیفتد…پس از آماده شدن شله یک نفر با ملاقه دوری ها را پر می کند ویکی هم روی هر دوری یک قاشق قیمه می ریزد و به طریق دست به دست به جایی که مهمان ها نشسته اند حمل می نمایند. مطلوبیت: این شغل یک هنر است تا حرفه و نیاز به خلاقیت دارد. بنابراین مهم ترین حسن آن رضایت خاطر شاغلان آن پس از اتمام کار است. لذت ناشی از خلاقیت و رضایت مشتری از ویژگی های این شغل است. ساعات کار زیاد از مهمترین سختی کار آنهاست.
————————————————————————

10.عنوان شغلی: باغبان
معنی لغوی: کسی که خرید و فروش محصولات باغی و مراقبت از باغ را بر عهده دارد. ( صدری افشار،1394: 29)
مثال: “….. در روزگاری …..باغبان جوان و سا
ده دلی ….زندگی می کرد…””…. آنقدر در فکر وخیال پهلوانی و پهلوانان بود که حتی چوبدستی اش را به شکل شمشیر تراشیده بود… علف های هرز دشمنانش بودند…..” (آی قصه قصه قصه, پریرخ،24)
کد isic: 6113
طبقه شغلی: کارکنان ماهر کشاورزی، جنگل داری و ماهیگیری
بسط و شرح: این افراد به علت ارتباط مدامشان با طبیعت، انسان های بسیار ساده دل و مهربانی هستند و دارای روحیه توکل به خدا. گاهی نیز به دلیل آگاهی کم خود، جرم هایی را مرتکب می شوند

Written by 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *