بنابراین مطابق با تعاریف ذکرشده، آموزش نقش مؤثری در بالندگی و توانمندسازی افراد جامعه دارا است که اهمیت این نقش از طریق تبیین و تشریح کارکردهای آموزش‌وپرورش در جامعه روشن‌تر می‌شود. این کارکردها در هر جامعه فرق دارد، اهمیت و اولویت آن‌ها با توجه به اهداف و شرایط متفاوت است و مکمل یکدیگر می‌باشند. انتقال فرهنگ، اولین کارکرد آموزش‌وپرورش در یک جامعه است که با توجه به ماهیت اکتسابی فرهنگ، آموزش‌وپرورش باعث آموزش و انتقال آن در جوامع شده و با بهره گرفتن از رویکرد جامعه‌پذیری، پرورش اجتماعی نسلی به نسل دیگر را از طریق انتقال ارزش‌ها، هنجارها، آداب‌ورسوم فرهنگی و اجتماعی و القای ارزش‌های اجتماعی و الگوهای رفتاری تقبل می‌کند.

آموزش‌وپرورش همچنین با تربیت افراد متخصص و ماهر برای جذب در بازار کار و نظارت اجتماعی از طریق ایجاد وفاداری به نهادهای جامعه و درونی کردن ارزش‌های جامعه در افراد، باعث حمایت از نظم و وحدت اجتماعی می‌شود. وحدت اجتماعی از طریق توسعه و تقویت فرهنگ و هویت مشترک صورت می‌گیرد.

نوآوری و تغییر توسط آموزش‌وپرورش را می‌توان به‌عنوان نهادی دوبعدی که شامل ابعاد تثبیت و تحکیم وضع موجود و برنامه‌ریزی برای ایجاد تغییر می‌شود، نام برد. در جوامع امروزی تغییر امری
اجتناب‌ناپذیر است و برای ایجاد برنامه‌های مربوط به آن، نظام‌های آموزشی عهده‌دار مسئولیت بزرگی خواهند بود. پرورش و رشد شخصی از دیگر کارکردهای آموزش‌وپرورش است که با ایجاد نگرش‌ها،
ارزش‌ها، سازگاری‌های ذهنی، رفتارها و مهارت‌هایی در افراد برای پرورش و رشد اجتماعی و از طریق تربیت جسمی، عاطفی، روانی و ذهنی در جهت پرورش شخصی افراد عمل می‌کند.

علاوه بر این، آموزش‌وپرورش از طریق بالا بردن مهارت‌ها و شایستگی فنی افراد، در جهت تربیت نیروی انسانی در جامعه به‌عنوان متخصصین بازار کار عمل می‌کند و از این طریق سرمایه‌گذاری برای افراد به‌حساب می‌آید. درنهایت آموزش‌وپرورش نگرش و احساسات مربوط به علوم سیاسی و نقش افراد در آن حوزه را مشخص می‌کند (علاقه بند، 1391).

بنابراین آموزش یک مفهوم عام است و شامل آموزش‌وپرورش، آموزش و راهنمایی، تدریس، تعلیم و تربیت، ترویج علم، فرهیختگی و… می‌شود (متوسلی، آهنچیان، 1381، 23). به نقل از فردانش (1378)، یک تعریف مناسب از آموزش، تعریف بر اساس اجزای تشکیل‌دهنده آن است که هر موقعیت آموزشی را دارای سه جزء یا عنصر “اهداف، روش‌ها و شرایط” می‌داند. اهداف یا نتایج، مقاصد ارائه‌ی آموزش، روش‌ها، راه‌های دستیابی به نتایج و شرایط، محدودکننده‌ی اعمال و به‌کارگیری روش‌ها می‌باشند. همچنین بهنام (1390)، روند آموزش را در جدول (2-1) توصیف کرده است.

 

جدول 2-1- روند آموزش (بهنام، 1390)

 

با ذکر این مقدمه و تبیین نقش و اهمیت آموزش، با توجه به اهمیت و ضرورت تحقیق که در قسمت کلیات بیان شد، در این تحقیق تأثیر مؤلفه‌های کیفیت عملکرد از منظر مشروعیت بر رضایت والدین دانش‌آموزان دبیرستان‌های غیرانتفاعی دخترانه شهر تهران بررسی می‌شود. بدین منظور ابتدا سیستم آموزشی ایران توضیح داده می‌شود و پس‌ازآن مدارس غیرانتفاعی به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از این سیستم آموزشی معرفی و اهداف و ویژگی‌های آنان ذکر می‌گردد. در ادامه به مبحث اصلی تحقیق یعنی مؤلفه‌های کیفیت عملکرد از منظر مشروعیت با توجه به الگوی کیفیت آموزشی مشروعیت و رضایت والدین پرداخته می‌شود.

2-3- سیستم آموزش ایران

سیستم آموزشی ایران از یک سیستم آموزشی فرانسوی قدیمی برگرفته‌شده است و اهمیت آن بر تمرکز است. سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های آموزشی توسط دولت کنترل می‌شود. در سال 1330، اولین جهش‌ها در جهت انتقال قدرت و اختیارات مهم به بخش‌بندی‌های شهری انجام شد و مسئولیت‌هایی از قبیل استخدام، اختصاص منابع مالی هر استان به هزینه‌های مشخص و بعضی از هزینه‌هایی که به اختیارات استان‌ها مربوط می‌شد، انجام گرفت. باوجود افزایش قدرت و مسئولیت وزارت آموزش‌وپرورش، تصمیم‌گیری‌ها متمرکز بوده و از طریق قدرت دولت هست (بهبهانی[1]، 2010). این سیستم مانند هر نظام آموزشی دیگری دارای نقاط قوت و ضعفی است.

یکی از نقاط قوت و مثبت آموزش‌وپرورش افزایش گرایش به تحصیل در میان خانواده‌ها است که از طریق تبلیغات گسترده و همچنین اجرای برنامه‌های آموزش‌وپرورش در جهت بالا بردن فرهنگ عمومی باعث شده است تا میزان گریز خانواده‌ها از تحصیل کاهش پیدا کند و به کمتر از ده درصد برسد. نرخ 80 درصدی باسوادان کشور نشانگر توفیق برنامه‌های آموزش‌وپرورش و نهضت سوادآموزی هست. آموزش‌وپرورش با توجه به بازشناسی استعدادهای درخشان و حمایت از آنان توسط برگزاری مسابقات علمی و همچنین رقابت‌های فرهنگی و هنری، برگزاری المپیادهای داخلی در کشور و همچنین کسب موفقیت‌های مستمر جوانان کشور در عرصه‌های جهانی، مانند فیزیک، ریاضی و… سهم بسیاری در این زمینه داشته است. همچنین اصلاح و بازسازی مستمر متون درسی با تلاش‌های دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی بر پایه محورهایی مانند ساختار مناسب کتاب‌ها، رفع نیازها، عدم تکرار مباحث در کتب درسی، پاسخگویی به نیازهای علمی، غنای محتوایی و ایجاد انگیزه در جهت تعالی خواهی صورت گرفته است (نصیری، 1387) و شاهد افزایش ظرفیت‌های پژوهش در برنامه‌ریزی‌های درسی و تألیف کتب آموزشی و ظرفیت‌های مناسب برای بهره‌گیری از فناوری‌های جدید بوده‌ایم (آیتی و همکاران، 1386).

از دیگر نقاط قوت آموزش‌وپرورش، توسعه کمی فضاهای آموزشی است که با توجه به تبلیغات گسترده در امر آموزش‌وپرورش و بالا رفتن نرخ گرایش به تحصیل در میان دانش‌آموزان، با اختصاص بودجه عمرانی مناسب برای راه‌اندازی و تجهیز مدارس جدید و همچنین ورود بخش خصوصی به عرصه آموزش‌وپرورش، رشد چشمگیری در فضای آموزشی کشور مشاهده می‌شود. افزایش حمایت‌های مادی و معنوی از معلمان یکی دیگر از نقاط قوت آموزش‌وپرورش است که در سال‌های اخیر، تاکنون چندین گام مثبت و مؤثر در جهت رفع خواسته‌های فرهنگیان و همچنین حمایت‌های جانبی دیگر مانند تسهیلات بانکی، تسریع در تأمین مسکن فرهنگیان، تسهیل و حمایت از ارتقای علمی و دانشگاهی فرهنگیان و دخالت دادن آنان در تصمیم سازی و تصمیم‌گیری‌ها صورت گرفته است (نصیری، 1387). همچنین افزایش ظرفیت‌های مناسب برای ارتقای علمی فرهنگیان و به‌کارگیری معلمان متخصص و باانگیزه از اقدامات مثبت آموزش‌وپرورش بوده است (آیتی و همکاران، 1386).

در کنار نقاط قوت و مثبت ذکرشده، آموزش‌وپرورش ایران ضعف‌ها و کاستی‌هایی نیز دارد. ازجمله این نقاط ضعف، عدم انگیزش کافی در دانش‌آموزان و بیزاری از تحصیل، ضعف انگیزه، احساس فشار و دلهره و اضطراب در عده زیادی از دانش‌آموزان و همچنین مردودی و ترک تحصیل آنان است. همچنین به دلیل وجود روش‌های نامناسب در انتقال معلومات و به حافظه سپردن اطلاعات، تسلط معلم و انفعال و پذیرش متعلم، کتاب درسی محور اصلی تدریس است و اکثر استعدادهای بالقوه کودکان و نوجوانان فعلیت نمی‌یابد (صافی، 1382).

کمیت محوری به‌جای کیفیت گرایی از دیگر مسائلی است که باوجود اهمیت بالای شناسایی عوامل مؤثر کیفی و نیازهای جدید و باوجود تلاش‌های مدیران و برنامه ریزان آموزش‌وپرورش در کسب تجارب و پیاده کردن ایده‌ها و اندیشه‌های جدید تعلیم و تربیت، باعث وجود مشکلاتی در این زمینه شده است، زیرا بهبود کیفیت در یک سازمان است که موجب افزایش بهره‌وری و موفقیت آن سازمان در درازمدت می‌گردد، بنابراین رشد کمی بدون توجه به تحول کیفی می‌تواند آموزش‌وپرورش را با بحران مواجه سازد (سنجری، 1384). اما باوجود توجه به رشد کمی در آموزش‌وپرورش، فاصله طبقاتی در نظام آموزش‌وپرورش به دلیل عدم عدالت و تقسیم امکانات به‌تناسب مقتضیات و شرایط در همه عرصه‌ها دیده می‌شود. ضعف موجود در عدالت‌گستری در نهاد آموزش‌وپرورش، نشانگر ایجاد فاصله طبقاتی بین کلان‌شهرها و شهرهای محروم و مرزی کشور، ایجاد فاصله طبقاتی میان طبقات بالا و پایین ‌شهرها و … هست که خود باعث عدم تعالی و رشد و پیشرفت طبقات محروم و پایین جامعه و جلوگیری از کشف و بروز استعدادهای آنان خواهد شد (نصیری، 1387).

در این میان علاوه بر شناسایی نقاط قوت و ضعف آموزش‌وپرورش، شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهای پیش روی نیز از موارد مهم و اساسی در این زمینه است. مسائلی مانند مشارکت مردم در اداره آموزش‌وپرورش، تأکید بر راهنمایی و مشاوره دانش‌آموزان و ایجاد مراکز هسته‌ای مشاوره در مناطق مختلف آموزشی، تأسیس پژوهشگاه‌های تعلیم و تربیت و گسترش مراکز تحقیقاتی، ایجاد و گسترش انواع مدارس از قبیل شاهد، نمونه، استعدادهای درخشان، بین‌المللی، مدارس راهنمایی شبانه‌روزی و استفاده از خیرین مدرسه‌ساز در توسعه مکان‌های آموزشی، نمونه‌هایی از فرصت‌های پیش روی آموزش‌وپرورش است.

همچنین عواملی مانند عدم ثبات مدیریت‌ها، تغییر ساختار آموزشی و اداری و عدم شناخت کافی از نیازهای ملی، محلی و منطقه‌ای، وجود فاصله زیاد میان طرح‌ها و اجرای آن‌ها، عدم ارتباط واقعی میان تحصیل و اشتغال، کمبود معلمان حاذق و مدیران ماهر ازجمله تهدیداتی می‌باشند که آموزش‌وپرورش ایران با آن روبه‌رو است (صافی، 1391). برای تقویت نقاط قوت و فرصت‌ها و کمرنگ کردن نقاط ضعف و تهدیدها، سیستم آموزشی ایران با بهره گرفتن از ترکیبی از مدیران، شورای معلمان، انجمن اولیاء و مربیان، شورای مدرسه و شورای دانش‌آموزی در این راستا حرکت می‌کند. مدیران مطابق با اختیارات و وظایفی که توسط سیاست‌گذاری‌های مدارس تعریف ‌شده است، دارای اختیاراتی از قبیل پیشنهاد استخدام معلمان و کارکنان جدید، توسعه حوزه‌های آموزشی و آزمایشگاهی، خرید تجهیزات بر پایه کمک‌های والدین، برگزاری دوره‌های دانشگاهی، فرهنگی و بازپروری با بهره گرفتن از بودجه مدارس، برگزاری کلاس‌های فوق‌برنامه خارج از ساعت مدرسه و جذب دانش‌آموزان بر پایه آزمون‌های ورودی هستند. همچنین، شورای معلمان نیز اختیاراتی جهت انجام وظایف و تغییرات مناسب در پروژه‌های آموزشی و توسعه برنامه‌های مناسب درسی بر پایه وضعیت و خواسته‌های دانش‌آموزان دارد.

رکن دیگری از مدرسه، انجمن اولیاء و مربیان است. این انجمن بر پایه مدیریت مدرسه محور و تأکید آن بر مشارکت تمامی اعضای فعال، به‌خصوص والدین در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با مدرسه تشکیل‌شده است. این شورا، همچنان که دارای ارتباط منطقی با کارمندان آموزشی، مدیران و والدین است، جلسات چندگانه‌ای تشکیل می‌دهد. اعضای شورا متشکل از مدیران، معلمان، کارمندان و والدین هست. اختیارات و وظایف این شورا به‌طورکلی در مورد مسائل آموزشی، مالی، اجرایی و فنی مدرسه است. شورا به مدیران کمک می‌کند تا به‌صورت شفاف عمل نمایند و نظرات و پیشنهاد‌های دانش‌آموزان را اجرا کنند. اعضای شورا همچنین در مورد مسائل و مشکلات کمی و کیفی مدرسه از قبیل تجهیزات موردنیاز، روش‌های تدریس و رفتار معلمان در کلاس مشورت می‌کنند (مرادی[2]، بین حسین[3]، برزگر[4]، 2012).

با توجه به مطالب ذکرشده، آموزش‌وپرورش به‌منظور بهینه‌سازی امر آموزش، نیازمند گسترش و ایجاد مدارسی با امکانات بهتر و توجه بیشتر به نظرات والدین و بالا بردن سطح کیفیت آموزشی جامعه است، زیرا در صورت عدم توجه به ایجاد و توسعه مکان‌های بیشتر و مناسب‌تر برای جمعیت رو به رشد جامعه، امکان انجام هر یک از اهداف فوق به نحو احسن وجود نخواهد داشت و با توجه به محدودیت‌های مالی آموزش‌وپرورش، امکان ایجاد و تأسیس مدارس دولتی در حجم بالا و با بودجه کافی برای آموزش‌وپرورش وجود ندارد. بنابراین ایجاد و تأسیس مدارس غیرانتفاعی به‌منظور حل مشکلات آموزش‌وپرورش در این زمینه صورت گرفت که در تحقیق حاضر به ابعادی از مدارس غیرانتفاعی پرداخته‌شده است تا در جهت جلب حمایت والدین و رضایت آنان اقدام شود تا بدین ترتیب مدارس غیرانتفاعی از شکست جلوگیری نموده و مشتریان (والدین و دانش‌آموزان) خود را حفظ کنند. در ادامه به معرفی مدارس غیرانتفاعی خواهیم پرداخت.

2-3-1- مدارس غیرانتفاعی

همان‌طور که در قسمت قبل ذکر شد، به علت مشکلات مالی آموزش‌وپرورش در سال‌های گذشته، اجازه احداث مجدد مدارس غیردولتی پس‌از انقلاب اسلامی به‌عنوان منبعی برای تأمین بودجه، داده شد و در سال 1367، قانون تأسیس مدارس غیرانتفاعی در قالب 21 ماده و 15 تبصره به تصویب رسید. این مدارس، زیر نظر وزارت آموزش‌وپرورش کشور، مطابق با اهداف و سیاست‌های آن اما با مشارکت مالی مردم اداره می‌شوند (نظام آموزش جمهوری اسلامی ایران). به دلیل رشد جمعیت و محدودیت منابع و تقاضای مردم برای تأمین کیفیت آموزشی و پرورشی بهتر، این مدارس با مشارکت مالی مردم اداره می‌شوند. در این میان، مدارس غیرانتفاعی جهت کمک مالی به آموزش‌وپرورش قدم برمی‌دارند و دارای اهدافی هستند به شرح زیر می‌باشند:

 

2-3-1-1- اهداف مدارس غیرانتفاعی

  1. افزایش کیفیت آموزشی: بالا بردن کیفیت آموزشی در سطح کلان (ملی) اولین هدف این مدارس است و به علت وجود بعضی تنگناها در سیستم آموزشی که به افت کیفیت منجر می‌شود، یکی از راه‌های افزایش کیفیت آموزشی، خصوصی کردن سیستم آموزشی است.
  2. ارضای نیازهای متنوع مردم و فراگیران: فرض اساسی این است که مدارس خصوصی بهتر می‌توانند به علایق و نیازهای گوناگون دانش‌آموزان و والدین پاسخ دهند.
  3. ایجاد تنوع در محتوا و خدمات آموزشی: با دخالت بیشتر مردم، در سازمان‌دهی، برنامه‌ریزی و هدایت جریانات آموزشی در این مدارس، امکان توجه به علایق و خواست‌های متنوع یادگیرندگان و والدین به وجود می‌آید.
  4. تنوع در روش‌های عرضه مطالب: به‌تبع تغییر و تنوع در عرضه محتوا و مطالب، روش‌های آموزش نیز تغییر می‌کند و معلمان نیز با شیوه‌های جدید عرضه مطالب آشنا می‌شوند.
  5. کاهش فشار ناشی از انتظارات مردم از دولت: خصوصی شدن آموزش‌وپرورش، فشار ناشی از انتظارات مردم از دولت در مورد آموزش‌وپرورش را تقلیل داده و دولت می‌تواند از باقیمانده توان مالی و مدیریت و فرصت‌ها به نفع مراکز و نقاط محروم جامعه عمل کند.
  6. استحکام بیشتر نظام آموزش‌وپرورش کلان (ملی): سبب قدرت بخشیدن به‌نظام آموزش کشور خواهد شد (سنجری، 1384).

مدارس غیرانتفاعی دارای ویژگی‌هایی به شرح زیر می‌باشند:

2-2-1-2- ویژگی‌های مدارس غیرانتفاعی

در کشور ما، مدارس غیرانتفاعی از بعد تهیه امکانات و تجهیزات، کادر آموزشی و نحوه برقراری ارتباط با خانواده‌ها، مستقل عمل می‌کنند، ولی تحت نظارت کلی وزارت آموزش‌وپرورش قرار دارند و همسان با مدارس دولتی، در ابعاد گوناگون اجتماعی، اقتصادی و آموزش‌وپرورش بر جامعه و افراد تأثیر می‌گذارند. ویژگی‌های مدارس خصوصی به‌طورکلی به شرح زیر است:

  1. بسیاری از والدین فرزندانشان را در مدارس خصوصی ثبت‌نام می‌کنند تا از منافع نهفته در
    کلاس‌هایی با جمعیت کمتر استفاده لازم را ببرند. در مقایسه با مدارس دولتی، در مدارس خصوصی میانگین ثبت‌نام محدودتر، اندازه کلاس کوچک‌تر و نسبت دانش‌آموز به معلم کمتر است. کلاس کوچک و کم‌جمعیت به معنای عاملی در جهت روابط بهتر میان معلمان و دانش‌آموزان است که باعث افزایش یادگیری خصوصاً در دانش‌آموزان ضعیف‌تر و کم سن تر می‌شود. همچنین به معلمان این امکان داده می‌شود تا شاخص‌های عملکرد را به‌طور دقیقی بسنجند و قادر به ارزیابی توانایی‌ها و ضعف‌های هر یک از دانش‌آموزان باشند و به راهنمایی دانش‌آموزان در جهت عملکرد بالاتر آنان بپردازند
  2. در مدارس خصوصی تأکید بر علم‌آموزی در سنین پایین به‌منظور موفقیت در دانشگاه است. دانش‌آموزان مدارس خصوصی، خواهان گذراندن دوره‌های کاری بیشتری در مطالعات اجتماعی، ریاضیات، علوم، زبان خارجی و علوم کامپیوتر هستند. معلمان قادر به ارزیابی توانایی و بخش‌بندی دانش‌آموزان با توجه به استعدادها و علایق آنان و تشکیل گروه‌های مطالعاتی همسالان به‌منظور یادگیری کلی در مدارس خصوصی هستند.
  3. به‌طورکلی، مدارس خصوصی تنوع بیشتری نسبت به فضای باز مدارس دولتی دارند. در سال‌های اخیر، مدارس خصوصی به اهمیت تنوع در فضای باز پی برده‌اند و تعهدی در جهت افزایش تنوع در فضای باز مدارس ایجاد کرده‌اند. تمام دانش‌آموزان از تنوع در فضای باز بهره می‌برند. نمایش دیدگاه‌های متفاوت و بعضاً مخالف، کمک به گسترش علم هر دانش‌آموز در مورد یک موضوع می‌کند. به‌علاوه، بسیاری از مدارس خصوصی، به‌منظور آموزش کیفیت به دانش‌آموزان کم‌درآمد و یا دانش‌آموزانی با درآمد پایین اختصاص داده‌شده‌اند که باعث برابری و رعایت عدالت خواهد شد (لارسن[5]، 2010).

با توجه به مطالب بیان‌شده در رابطه با مدارس خصوصی و کلیت بیان‌شده در رابطه با آن‌ها، اعم از اهداف و ویژگی‌های این مدارس و مطالبی که در بیان مسئله در قسمت کلیات این تحقیق بیان شد، هدف از انجام تحقیق سنجش این موضوع است که آیا مدارس غیرانتفاعی شهر تهران نیز از ویژگی‌ها و اهداف مدارس خصوصی برخوردار هستند یا خیر؟ این بررسی از منظر مشروعیت نزد والدین انجام می‌شود. همچنین با شناسایی مؤلفه‌های کیفیت عملکرد از منظر مشروعیت، به بررسی تأثیر این مؤلفه‌ها بر رضایت والدین در دبیرستان‌های غیرانتفاعی دخترانه شهر تهران پرداخته می‌شود تا رضایت و حمایت والدین جلب شود و بدین ترتیب عواملی را برای مدارس غیرانتفاعی شناسایی کنیم که بتوانند با توجه به این موارد همواره رضایت و وفاداری اولیا را کسب نموده و از خطر شکست نجات بیابند.

باوجود موارد ذکرشده در بیان مسئله تحقیق، مدارس غیرانتفاعی شهر تهران دارای کاستی‌هایی هستند که توجه به مؤلفه‌های کیفیت عملکرد از منظر مشروعیت و تأثیر آن‌ها بر رضایت والدین مبحث اصلی تحقیق را شکل می‌دهد. بنابراین توجه به اهمیت نقش کیفیت، کیفیت آموزشی و کیفیت عملکرد از منظر مشروعیت، لزوم معرفی و بحث درباره این مباحث را آشکار می‌سازد تا بتوان با شناسایی مؤلفه‌های کیفیت عملکرد از منظر مشروعیت به شناسایی تأثیر آن‌ها بر رضایت والدین پرداخت و گامی مثبت در جهت ارتقاء و بهبود عملکرد مدارس غیرانتفاعی و نزدیک شدن به ایده آل‌های مدارس خصوصی برداشت.

2-4-کیفیت

توجه به بحث کیفیت در جوامع امروز از اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که هر سازمان ارائه‌دهنده کالا یا خدمات باید به آن توجه داشته باشد. درباره کیفیت تعاریفی ارائه‌شده است که این مفهوم را مشخص و روشن می‌سازد.

بازرگان (2010)، کیفیت را به‌عنوان “یک ویژگی که افراد به موضوع یا پدیده‌ای نسبت می‌دهند”، تعریف می کند (عنایتی و همکاران، 1390: 136) همچنین تعریف سازمان استاندارد بین‌المللی از کیفیت عبارت است از “تمام ویژگی‌ها و خصوصیات یک محصول یا خدمت که توانایی برآورده کردن نیازهای مشتریان را دارد”. زمردیان (1374: 40)، کیفیت را “مجموعه جنبه‌ها و ویژگی‌های یک فرآورده یا خدمت می‌داند که عامل تعیین‌کننده‌ای برای پاسخگویی به نیازهای تصریحی و تلویحی از پیش تعیین‌شده به شمار می‌رود”. این مجموعه عواملی مانند ایمنی، نحوه کار، قابلیت اتکا، به‌موقع بودن، ارزشمندی و کارایی یک فرآورده یا خدمت و همچنین فعالیت‌های مربوط به تولید آن را در برمی‌گیرد. با توجه به تعاریف ارائه‌شده از کیفیت، این عامل نقش بسیار مهمی در پاسخگویی به افراد ایفاء می‌کند و درصدد برآوردن نیازهای مشتریان عمل می‌کند. همچنین مطابق با نظر سنجری (1384)، کیفیت دارای ویژگی‌هایی مانند تأمین نیازهای مشتریان، سازگاری و انطباق با آن، تناسب با اهداف تعیین‌شده برای تولید یک محصول و یا خدمت، ارائه خدمت کارا و مؤثر، اجتناب از اشتباه و انجام درست کارها و مشارکت دادن کلیه افراد ذی‌ربط در تمام مراحل کارها است. کرازبی[6] (1991)، نیز معتقد است که سطح بالای کیفیت، هزینه‌ها را کاهش داده و مشتریان را راضی و خشنود می‌کند و نهایتاً حاشیه سود بالایی برای یک سازمان ایجاد می‌کند (سادهارانی[7]، راویندران[8]، کالپانا[9]، 2012).

بنابراین به‌کارگیری مفهوم کیفیت از مؤلفه‌های اساسی و اصلی در سازمان‌ها به شمار می‌رود تا ضمن بقاء و رشد سازمان‌ها، به نیازها و خواسته‌های مشتریان نیز توجه شود. توجه به مبحث کیفیت در مدارس به‌ویژه مدارس غیرانتفاعی نیز از اصلی‌ترین نیازهای امروز کشور است. در تحقیق حاضر به موضوع کیفیت به‌عنوان مؤلفه مستقل تحقیق توجه می‌شود و برای آن مؤلفه‌های فرعی بیان می‌شود. سپس از میان آن‌ها، آن دسته از مؤلفه‌ها بررسی می‌شوند که مطابق با الگوی کیفیت آموزشی مشروعیت، در جهت کسب مشروعیت مدارس غیرانتفاعی در نظر والدین به کار می‌آیند. پس‌ازآن تأثیر این مؤلفه‌ها (اطلاعات، اعتبار، پاسخگویی، مسائل ملموس و ایمنی) بر رضایت والدین در دبیرستان‌های غیرانتفاعی دخترانه شهر تهران سنجیده می‌شود. به‌منظور شروع بحث، معرفی مفاهیم کیفیت آموزشی، الگوهای کیفیت آموزشی و مشروعیت لازم است.

 

 

 

2-4-1-کیفیت آموزشی

امروزه در سازمان‌های آموزشی، کیفیت به‌عنوان یک پدیده نو و امیدوارکننده مطرح است، به‌طوری‌که درخواست تمامی اقشار جامعه از مدیران و کارکنان سازمان‌های آموزشی، ارائه خدمات بهتر به مشتریانی است که در جامعه وجود دارند (فتحعلی زاده، 1388).

در صنعت، کیفیت عبارت است از رضایت مشتری و توجه به نیازهای او، اما در آموزش می‌توان کیفیت را حذف خطاها، اجتناب از ضایعات، ارائه خدمت کامل به‌وسیله موسسه و کادر آموزشی، بهبود دائمی جریان تدریس و یادگیری، توانایی در تأمین نیازهای دانش‌آموزان و اولیای آن‌ها، تضمین قابلیت دسترسی به آموزش، اثربخشی و اعتبار برنامه‌های آموزشی و درنهایت مطابقت با استانداردها دانست (سنجری، 1384).

در سال‌های اخیر، کیفیت آموزشی اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. اهمیت این موضوع به دلایل متعددی مانند سطح پایین قبولی در دانشگاه میان دانش‌آموزان، نرخ پایین بازگشت سرمایه‌گذاری‌های آموزشی و تمرکز مدارس بر توسعه کمی به‌جای کیفیت مدارس هست. بررسی کیفیت آموزشی به‌عنوان یک متغیر مهم که بر دستاوردهای افراد تأثیرگذار است، از اهمیت بالایی برخوردار است (بیلتاگی، 2010). همچنین کیفیت آموزشی نیازمند بهبود و توسعه بوده و دسترسی صرف به کیفیت آموزشی به‌منظور توسعه پایدار، کافی نیست و بهبود و توسعه آن باید مؤکدا انجام شود.

بر همین اساس به‌کارگیری فرهنگ کیفیت در مدارس که شامل عنصر فرهنگی و روان‌شناختی و عنصر ساختاری و مدیریتی است، به مدارس در جهت روشن شدن راه کمک خواهد نمود. عنصر فرهنگی و روان‌شناختی که از طریق ارزش‌های مشترک، باور داشت‌ها، انتظارات و تعهد افراد نسبت به کیفیت شکل می‌گیرد، مربوط به جنبه‌های شناختی و عاطفی معلمان و سایر کارکنان مدرسه است و عنصر ساختاری و مدیریتی که فرایندهای معین را برای انجام ارزیابی و بهبود کیفیت مهیا می‌سازد، با ساختار سازمانی و فرایند رهبری و مدیریت مدرسه مرتبط است. به‌منظور تقویت عنصر فرهنگی و روان‌شناختی باید یادگیری فردی و جمعی را تقویت کرد و به‌منظور استحکام عنصر ساختاری و مدیریتی باید به تقویت یادگیری سازمانی پرداخت. ازاین‌رو، از طریق یادگیری فردی و جمعی می‌توان فرهنگ کیفیت در مدرسه را تقویت کرد (بازرگان، 1390).

از این منظر هدف مدارس غیرانتفاعی باید شامل سازگاری دانش‌آموزان با استانداردهای حرفه‌ای، بهبود مستمر خدمات آموزشی و بهره‌وری در ارائه خدمات آموزشی باشد. بنابراین ضرورت‌های زیادی برای رسیدن به کیفیت آموزشی در مدارس وجود دارد که در صورت رعایت این موارد در مدارس غیرانتفاعی، می‌توان گفت که این مدارس به مؤلفه‌های کیفیت اهمیت داده‌اند. این موارد عبارت‌اند از اینکه دانش‌آموزان باید بهداشت و تغذیه مناسبی داشته باشند، معلمان باید به‌خوبی آموزش‌دیده و تکنیک‌های آموزشی باید روزآمد باشند، منابع یادگیری و امکانات باید کافی باشند، برنامه درسی باید مرتبط باشد و بر اساس مهارت‌ها، دانش و تجربه معلمان و دانش‌آموزان باشد، محیط مدرسه باید سالم و ایمن باشد تا دانش‌آموزان را به یادگیری تشویق کند. همچنین، حمایت خانواده برای یادگیری بسیار مهم بوده و ارزیابی خروجی این یادگیری باید در یک مسیر دقیق و مشخص تعریف شود (بیلتاگی، 2012).

مطابق با استانداردهای یونیسف (2000)، کیفیت آموزشی در مدارس باید شامل مواردی از قبیل دانش‌آموزانی با روحیه بالا، سالم و آماده برای یادگیری و دارای حمایت از جانب خانواده و اطرافیان خود باشد. همچنین محیط سالم، امن، مقاوم و دارای امکانات و منابع کافی و رویه‌هایی که از طریق آن‌ها معلمان آموزش‌دیده و رویکردهای تدریس را در مدارس با مدیریت صحیح به کار می‌برند و به منابع و امکانات یادگیری دسترسی دارند، نیز در بحث کیفیت آموزشی جای دارند.

همچنین ساهنک (2010)، ویژگی‌های یک مدرسه اثربخش را از جنبه‌های مدیریت، معلمان، دانش‌آموزان و محیط این‌گونه بیان می‌کند که مدیر یک مدرسه باید چشم‌اندازی فراتر از برنامه‌های آموزشی که توسط معلمان ارائه می‌شود را ببیند و ارتباطات مدیران با معلمان، دانش‌آموزان و والدین باید به‌صورت قوی و تنگاتنگ باشد. همچنین باید به محیط مدرسه و روابط بین دانش‌آموزان نظارت کافی و مؤثری داشته باشد، به دانش‌آموزان درزمینه پیشرفت تحصیلی اهمیت دهد، قادر به استفاده از ابزارهای فناورانه به‌روز باشد و کلاس‌ها را به این ابزار مجهز کند، به دانش‌آموزان در انتخاب‌ها و شکل‌گیری اهدافشان با همکاری کمک نموده، منصفانه قضاوت کند و وظایف خود را انجام دهد.

مطابق با مطالب ذکرشده، توجه مدارس غیرانتفاعی به هر یک از موارد بالا منجر به افزایش کیفیت آموزشی در مدرسه خواهد شد. در تحقیق حاضر به دنبال شناسایی تأثیر مواردی مانند بهداشت و تغذیه مناسب دانش‌آموزان، محیط سالم و ایمن مدرسه و دارای امکانات و منابع کافی، مشارکت والدین و میزان ارتباط آنان با مدارس، نظارت بر محیط مدرسه و روابط بین دانش‌آموزان توسط مدیر مدرسه، اهمیت به پیشرفت تحصیلی و استفاده از ابزارهای فناورانه به‌روز و … بر رضایت والدین دانش‌آموزان دبیرستان‌های غیرانتفاعی دخترانه شهر تهران هستیم.

همچنین توجه به دقت و اجرای درست کیفیت آموزشی در مدارس بسیار مهم است. بنابراین به‌منظور اجرای هرچه بهتر این مفهوم، نیازمند پیروی از الگوهایی هستیم تا با بهره گرفتن از هر یک از آن‌ها، کیفیت آموزشی را از یک بعد خاص اندازه‌گیری کرده و یا موردمطالعه و بررسی قرار دهیم. در ادامه الگوهای کیفیت آموزشی معرفی می‌شوند.

[1] Behbahani

[2] Moradi

[3] Bin Hussin

[4] Barzegar

[5] Larsen

[6] Crosby

[7] Sudharani

[8] Ravindran

[9] Kalpana

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *