2-5-3-1. رفع خستگی:

یکی از کارکردهای اساسی اوقات فراغت رفع خستگی و تامین استراحت فرد است. انسانها همه به استراحت و رفع خستگی نیاز دارند. کار مداوم بدون زمانی برای رفع خستگی موجب پائین آمدن بازده عمل و و به هم خوردن سلامت روانی فرد می‌شود، اما هدف از این اوقات بطالت نیست، بلکه زمانی است که فرد به تمدد اعصاب می‌پردازد و حاصل آن افزایش بازده است.

 

2-5-3-2. نیاز به تفریح:

پس از انجام کار در طی ایامی ، آدمی نیاز دارد تا اوقاتی را صرف تفریح کند. نقل می‌کنند که علی علیه‌السلام در روزهای جمعه به بیرون از شهر مدینه و به قصد تفریح می‌رفتند. تفریح جنبه‌های مختلفی برای افراد می‌تواند داشته باشد. در اسلام به تفریحات سالم متعددی اشاره شده است که می‌توانند نقش موثری در روح و روان فرد داشته باشند پیامبر اکرم با اشاره به مسافرت به عنوان یک تفریح سالم می‌فرمایند: مسافرت کنید تا سلامت بمانید.

 

2-5-3-3. شکوفایی استعدادها:

استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرایط مساعدی قرار گیرند به فعل تبدیل می‌شوند. از این جهت شناسایی این زمینه‌ها در زندگی فرد بسیار مهم است. اوقات فراغت یکی از این موقعیتهای بسیار مناسب است که فرد می‌تواند با بهره گرفتن از آن به شناسایی و تقویت استعدادهای خود بپردازد. مثلا اشخاص در این اوقات به نقاشی و یا دیگر کارهایی می‌پردازند که استعدادش را دارند.

 

2-5-3-4. رشد اجتماعی فرد:

اوقات فراغت علاوه بر تاثیرات فردی که در شخصیت فرد دارد به رشد اجتماعی او نیز کمک می‌کند. شرکت فرد شبکه‌های اجتماعی موجب بهبود روابط اجتماعی او شده و پیشرفت از لحاظ اجتماعی کمک می‌کند. بسیاری از پیشرفتهای فرد با پیشرفت اجتماعی فرد پیوند تنگاتنگ دارد، اگر فرد دارای بهترین و ارزنده ترین استعداد باشد تا زمانیکه به ارائه آنها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.

 

2-5-4. نظر اسلام در باره اوقات فراغت ونحوه گذران آن

بر اساس آموزه های دینی ما میل به تفریح یکی از نیازهای طبیعی است که با سرشت انسان آمیخته است واز آغاز تا پایان زندگی همواره وجود دارد به طوری که در دوران کودکی به شکل بازی و، در بزرگ سالی به اعتبار شرایط اجتماعی وخانوادگی به اشکال گوناگون محقق می شود وبه همان اندازه که انسان به امور عبادی هدایت شده، به توجه به اوقات فراغت نیز توصیه شده است. هر مسلمان نباید نسبت به آن بی اعتنا باشد و باید نهایت بهره روحی ومعنوی را از آن ببرد. اسلام به جهت گیری عملی انسان توجه دارد و وی را مکلف می کند تا نسبت به گذراندن اوقات فراغتش احساس مسئولیت کند .

پیامبر(ع) می فرمایند : مومن نیرومند، بهتر ومحبوب تر از مومن ناتوان است و برای جلب توجه مسلمانان بدن را شخصیتی مستقل وصاحب حق قرار داده اند  ومی فرمایند بدن تو حقی دارد که باید آن را ادا کنی ودر حدیثی دیگر آمده بیشتر مردم در دوخصلت دچار گمراهی وضلالت هستند: یکی در مورد سلامت و صحت ودیگری در مورد فراغت!. حضرت علی فرموده: ای اباذر بسیاری از مردم در مورد دونعمت مغبون هستند واز آن قدردانی نمی کنند آن دو تندرستی وفراغت است و در جای دیگر فرموده تندرستی، نیرو، آسایش خاطر و شادکامی و نشاط را فراموش مکن و با استفاده ار آنان نعمت بزرگ اخرت را طلب کن .

امام رضا (ع) فرمودند: کوشش کنید اوقات خود را به چهار قسمت نقسیم کنید، قسمتی برای عبادت وخلوت با خدا ، قسمتی برای تامین معاش، قسمتی برای آمیزش ومصاحبت با برادران مورد اعتماد وکسانی که شما را به عیوبتان واقف می سازند و در باطن نسبت به شما خلوص وصفا دارند وقسمتی را نیز به تفریحات ولذایذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعات تفریح، نیروی انجام وظایف در ساعات دیگر را تامین کنید. نگاه متفکران واندیشمندان اسلامی نیز به اوقات فراغت نگاهی آزاد اندیشانه ومتعالی است .

بوعلی سینا در مورد اهمیت ورزش وتفریحات سالم می گوید :کسی که به تمرینات بدنی می پردازد ،به هیچ درمانی نیاز ندارد ، درمان او در جنبش وحرکت است .

امام خمینی در مورد نیاز به ورزش و ورزشکار فرمودند: مملکت ما همین طور که به علما و دانشمندان احتیاج دارد به قدرت شما ورزشکاران هم نیاز دارد .

 

2-5-5. جایگاه ساماندهی اوقات فراغت جوانان در برنامه چهارم توسعه

1-  سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404هجری شمسی (20)ساله

بند 4: برخوردار از سلامت، رفاه و تامین اجتماعی و فرصتهای برابر و بهره مند از محیط زیست مطلوب و…

بند 5:فعال، ایثارگر، مومن، برخوردار از وجدان کاری و رضایمند و…

2- سیاست های کلی برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران :

بند 15؛  فراهم کردن محیط رشد فکری وعلمی برای جوانان وتلاش در جهت رفع اسیبهای اجتماعی انان

 

2-5-6. توصیف وضع موجود

1- متوسط زمان اوقات فراغت در ایران 90روز در سال ودر جهان 80 روز در سال می باشد. میانگین ساعت فراغت جهانی 5ساعت ودر ایران 23/5ساعت می باشد .

2- از 8760 ساعت عمر یک ساله انسان ،684ساعت به کار و تامین نیازهای ضروری و1920ساعت اختصاص به فراغت دارد .

3-درصد هزینه های اوقات فراغت از کل سبد هزینه خانوار شهری در سال 1391 ، برابر 1/1درصد بوده است؛ که در مقایسه با سال  1389 تغییری نداشته و این شاخص در خانوارهای روستایی از 17/1درصد در  سال 1389به 43/1درصد در سال 1391رسیده است.

 

2-6.  بافت فرسوده

2-6-1. تعریف

نحوه استقرار واحدها و عناصر معماری – شهری و شبکه ارتباطات در کنار یکدیگر موجب تکوین ترکیبی متشکل از فضاهای خالی و پر موسوم به بافت می شود[1]. از انواع بافت های موجود در شهرهای ایران بافت های قدیمی و فرسوده را می توان نام برد. بافت های فرسوده تظاهر نوعی بیماری در ساختار مجموعه های زیستی و عموماً مناطق شهری محسوب می گردند، بارزترین مشخصه اینگونه بافت ها عدم هماهنگی با سیستم شهری و ناکارآمدی در آن است، عوامل چندی در بروز و شکل گیری آن ها دخیل اند که از آن میان می توان به عدم پیروی از یک برنامه ریزی جامع منسجم، معضلات عملکردی، عوامل محیط طبیعی و عوامل انسانی و … اشاره کرد.

کاهش ارزش های کمی و کیفی محیط زیست در این محدوده ها و میل به عدم تغییر و تحول حالت فرسودگی و ناکارآمدی را بر بافت مستولی می کند و بدین ترتیب بافت فرسوده شهری بعنوان بازتابی از تاثیر عوامل مخرب شکل می گیرد و به صورت فضایی که به تدریج متعلق به همه کس و غیر قابل سکونت برای هر کس باشد به حیات خود ادامه می دهد. (حبیبی، 1384).

در ادبیات شهرسازی جهان عناوین مختلفی به بافت های دارای مشکل اطلاق شده است، شهر درونی[2] یکی از نام هایی است که به نوعی به آن ها اشاره می کند: در دهه های 1960 و 70 برنامه ریزان و طراحان شهری از محدوده های مابین مرکز شهر و حاشیه شهر با این عنوان یاد می کردند، در دهه 1970 نیز مسائل شهری به عنوان مسائل درونی شهری مطرح می شد. رفته رفته این اصطلاح در مورد مناطقی که از سیستم طبیعی رشد و توسعه شهر بازماندند بکار رفت. شهر درونی به منطقه ای اطلاق می شود که دارای خانه های فقیر، میزان بالای بیکاری، اجتماعات ناپایدار و مشکلات اجتماعی باشد، در سال 1989 کالین وارد[3] پیشنهاد داد که از این اصطلاح برای اشاره به مناطق فقیر شهری استفاده شود. در این ایده شهر درونی بیشتر از یک محدوده شهری بود و به محدوده هایی که افراد فقیر و مهاجران کارگر و خارج از چرخه اقتصادی شهر بود و در اصطلاح «محدوده گذار»[4] اطلاق می شد. بر اساس تحقیقاتی که در سال 1999 انجام شد، در ذهنیت عمومی مردم شهر درونی محلی بود که معتادان در آن حضور دارند، اصلا نمی شود ماشین در آن پارک کرد و …

سکونتگاه فقیر نشین از دیگر واژه هایی است که به سکونت گاه های با وضعیت نامناسب کالبدی اجتماعی و اقتصادی اشاره می کند. در ذیل این اصطلاح برنامه های پاکساری سکونتگاه های فقیر تعریف شده است که از برنامه های اصلی نوسازی شهری در نسل اول خود در آمریکا بوده است (مرادیان بروجنی، 1387).

در ایران اصطلاح بافت فرسوده اصطلاحی رایج برای اشاره به بافت های درون شهری مساله دار است. از دیگر سو لغت بافت فرسوده از ارزش معنایی خاصی برخوردار شده است چون توسط شورای علای معماری و شهرسازی کشور تعریف (5)، خصوصیات و نحوه تشخیص آن شرح داده شده است.[5]

بافت فرسوده شهری مواجه با معضلات چندی است که نهایتاً منجر به کاهش منزلت اجتماعی و اعتبار بافت در نزد ساکنان شهر می‌گردد. به جهت گستردگی ابعاد فرسودگی، علاوه بر ساکنان، سایر گروه‌ها از جمله مقامات رسمی، گروه‌های ذی‌نفع از جمله شاغلان، گروه‌های سرمایه‌گذار بخش خصوصی و بانک‌های عامل به نوعی درگیر حل و فصل مواجه با ابعاد ناکارآمدی بافت‌های فرسوده شهر می‌باشند.

افت شهری به روندی گفته می‌شود که در آن شهر یا قسمتی از بافت آن دچار فساد می‌شوند. این پدیده با شاخصه هایی چون کاهش جمعیت، ترک مالکیت، بیکاری بالا، فروپاشی خانواده ها و منظر شهری نامناسب شناخته می‌شود. افت شهری دارای دو شاخص کارکردی و توصیفی باشد. از نظر توصیفی افت شهری هنگامی رخ می‌دهد که جمعیت دچار کاهش شود و از نظر کارکردی افت شهری هنگام تغییر ساختار و کارکرد شهر و یا انباشتگی شهری رخ می‌دهد. در واقع افت ساختاری هنگامی رخ می‌دهد که شهر دیگر برآورده کننده نیازهای ساکنین و تامین کننده پایه اجتماعی جامعه نباشد.

افت اقتصادی: گسترش فن آوری جدید در کشورهای پیشرفته باعث رکود صنایع سنگین و بنابراین بیکاری می‌شود. بیکاری توان اقتصادی ساکنین را پائین می‌آورد،

افت اجتماعی: مهاجرت خانوارهای قدیمی ساکن در مراکز شهری در کشورهای پیشرفته در اثر جریانات برنامه ریزی شده (مثل توسعه شهرکهای جدید در حومه) و یا غیر برنامه ریزی شده (رکود صنایع سنتی و بیکاری و آلودگی و افت کالبدی و …) باعث تجمع افراد محروم و ناسالم اجتماعی و مهاجران از خارج از شهر، اقلیتهای قومی، نژادی و مذهبی در بخش داخلی شهر می‌شود که خود روند افت بافت شهری را ادامه می‌دهد.

افت کالبدی: به تدریج با افت اجتماعی و اقتصادی، افت کالبدی نیز آشکار می‌شود. واحدهای تجاری و مسکونی فرسوده. قطعات زمین متروکه و خالی، تاسیسات زیربنایی کهنه و ناکارا تجلی افت کالبدی بافت شهری می‌باشند.

افت محیطی: افت کالبدی و استفاده نامناسب و بیش از حد منابع محیطی و عدم ترمیم آثار سوء عنوان شده بر محیط، آلودگی هوا و آب و فضولات شهری به تخریب و افت وسیع بافت شهری می‌انجامد.

 

 

 

 

[1] مراد از بافت شهری گسترده ای همپیوند است که با ریخت شناسی های متفاوت طی دوران حیات شهری در داخل محدوده هر و یا حاشیه آن در تداوم و پیوند با شهر شکل گرفته باشد. این گستره می تواند از بناها، مجموعه ها، راه ها، فضاها، تاسیسات و تجهیزات شهری و یا ترکیبی از آن ها تشکیل شده باشد (وزارت مسکن و شهرسازی، 1384)

[2] Lnner City

[3] Colin Ward

[4] Zone of Transition

[5] مراد از فرسودگی، ناکارآمدی و کاهش کارایی یک بافت نسبت به کارآمدی سایر بافت های شهری است. فرسودگی بافت و عناصر درونی آن یا به سبب قدمت یا به سبب فقدان برنامه توسعه و نظارت فنی بر شکل گیری آن بافت بوجود می آید (وزارت مسکن و شهرسازی، 1384).

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *